توضيح: عنوان مطلب را از «رای نمیدهيم...» به «ممکن است رای ندهيم» تغيير دادم. چون واقعا منظورم در اين نوشته اين نيست که کسی را تشويق به رای ندادن يا رای دادن کنم.
هيچکس نمیخواهد رای بدهد. عجيب هم نيست. کسی اميدی به اينکه حکومت اجازه دهد کسانی وارد سيستم رسمی آن شوند که میخواهند تغييراتی اساسی در هدفها و روشها ايجاد کنند، ندارد.
اصلا اگر آدم از دور ايران را نگاه کند میبيند که فرق چندانی بين خواستههای اطلاحطلبان و محافظهکاران و تندروهای مذهبی وجود ندارد. همهشان ولايت فقيه و حکومت دينی را قبول دارند، به ميراث فکری آيتاله خمينی ايمان دارند، تبعيضهای اساسی موجود در جامعهی ايران (تبعيض بر اساس جنسيت، مذهب، و...) را کم و بيش تاييد میکنند، اشتباهات و تندرویهای احمقانهی خود و دوستانشان را توجيه میکنند و... پس اصولا چه فرقی میکند که کسی رای بدهد يا نه وقتی که حداکثر انتخاب آدم بين حزباللهیهای قرمز يا حزباللهیهای آبی است؟
اما من يک پيشنهاد تازه دارم: اگر حکومت نمیگذارد که ما خواساتههايمان را به شکل رای اعلام کنيم، چرا آنها را همينطوری صريح و بیواسطه اعلام نکنيم؟
خوب که فکر کنيم میبينيم رای دادن روشی پیشرفته است برای اينکه يک حکومت و نيز دنيا، بفهمد که تمام مردم يک کشور چه چيزهايی برايشان مهم است و به چه سمتی میخواهند حرکت کنند. ولی حالا که راه پيشرفتهی رای دادن بر ما بسته است، راه ابتدايیتر آن را که گفتن اين خواستهها بدون واسطه و بدون اشاره و نماد است، باز است. چرا از آن استفاده نکنيم؟
بنابراين پيشنهاد اين است که بدون اينکه شرايط جمهوری اسلامی برای نامزدی در انتخابات مجلس را در نظر بگيريم، خودمان را نامزد کنيم و برنامههای آرمانیمان را برای کشور و شهرمان بگوييم.
فايدهی اين کار آن است که اولا بخشهای گوناگون حکومت میتوانند بدون واسطه ببينند که چقدر چيزی که آنها میخواهند با چيزی که ما میخواهيم تفاوت دارد. دوم اينکه همزمان تمام دنيا هم میتواند اين فاصلهی عميق بين خواستههای مردم و حاکمان ايران را ببيند.
من شک ندارم که اگر در فرصتی که تا قبل از آغاز رسمی مراحل انتخابات باقیمانده صدها يا هزارها ايرانی از داخل و بيرون از ايران خود را بطور سمبوليک و نمادين نامزد انتخابات مجلس کنند و برنامههایشان را بدون ملاحظه اعلام کنند، نه تنها در داخل ايران بازتاب بزرگی خواهد داشت، بلکه رسانههای دنيا هم آن را به خوبی پوشش خواهند داد.
اين کار به آسانی از طريق يک وبسايت ساده میتواند سازماندهی و انجام شود که در آن مثلا هر کس يک صفحهی مخصوص برای نمايش عکس، بيوگرافی و برنامههايش خواهد داشت و میتواند آن را هر جور خواست درست کند. يعنی يک جور انتخابات مجازی آرمانی، البته بدون اينکه لازم باشد آخرش رای گيریای انجام شود. (چون محدوديتهای فنی خيلی بزرگ دارد و نتيجهی رای هم مهم نیست. مهم همين نامزدیها است.) همه میآيند و خواستههايش را در قالب برنامههايی که دارند میگويند و همهی دنيا هم میتوانند اين انتخابات سمبوليک را ببينند.
به زودی نشانی اين وبسايت و اينکه چطور میتوان با آن کار کرد را در همینجا اعلام میکنيم. راستش را بخوهيد نامزدی خودم هم بخشی از همين وبسايت و به شکلی سمبوليک خواهد بود و برنامههايم را هم در قالب همان شرح خواهم داد. چون همهی خوانندگان اين وبلاگ میدانند که بنده نه به «ولايت مطلقه فقيه» التزام واعتقاد قلبی دارم، و نه حتی به «دين مبين اسلام» ملتزم هستم. از طرف ديگر ديوانه هم نشدهام که الان در اين وضعيت بخواهم بروم ايران. اين فقط فرصتی است که بتوانيم به حاکمان ايران و مردم دنيا به صراحت بگوييم که چه میخواهيم.
به شدت به نظرها، پيشنهادها و کمکتان محتاجيم.