گفتم شايد توجه سردبير ايسنا را جلب کند. (البته میدانم بوی گوز آیتیالهیها با مال ما فرق دارد و درنتيجه شايد متوجه نشوند!) ايسنا که هميشه مدافع آزادی بيان در اينترتت بوده، از پوشش خبری سخنان معتمدی دربارهی ليستسياه ۲۴۰ تايی مخابرات و بخش بزرگ حرفهای خاتمی دربارهی لزوم انتشار ليستسياه، سرباز زده است. در عوض خبری دارد دربارهی اينکه رایدهندگان مسابقهی وبلاگها میتوانند رایهايشان را عوض کنند، و از همه مهمتر اينکه «امكان ارتباط تلفني با شهرهاي مقدس نجف و كربلا برقرار شد».
برای اينکه مطمئن شويد متن اصلی جوابهای معتمدی معتمدی و کنفرانس خبری خاتمی را به انگليسی بخوانيد.
توضيح:
- من قصد توهين به آقای مباشری يا اروجزاده يا هيچکس ديگر را ندارم. ولی میخواهم با روشی راديکال و بیرحمانه و گاهی اغراقآميز، چيزهايی را که بنظرم اشتباه میآيد نقد کنم. نقد بیرحمانه هم نوعی نقد است که جايش به شدت در ايران خالی است. برويد نشريات و ستونهايی را که روزنامهنگاران اروپايی در روزنامههای رسمی دربارهی سياستمداران و هنرمندانشان میکنند بخوانيد و ببينيد که نقد و تحمل مخالف يعنی چه. (آن تازه در روزنامههای چاپی است. ببينيد در وبلاگهايشان چهکار میکنند.) اين زبان «بهداشتی» مسخرهای که مذهبیهای مشهور به اصلاحطلب يا روشنفکران دينی رواج دادهاند، به درد نقد نمیخورد. تاييدی است بر همان ارزشهای محافظهکارانهای که محافظهکاران مذهبی حمل میکنند. نقد راديکال و خشن هميشه بايد وجود داشته باشد، وگرنه صاحبان قدرت و ثروت هرگز رفتارشان را عوض نمیکنند. از طرف ديگر، محتوای راديکال، تنها در فرم راديکال است که معنی میيابد. محتوای اين نوشته رادیکال است، فرمش نیز هم.
- من خودم خيلی آرامتر و مودبتر از نوشتههايم هستم. (در تمام عمرم حتی در دبيرستان و راهنمايی هم با کسی دعوای فيزيکی نکردهام. ولی تا دلتان بخواهد از کلاس بخاطر صراحتم اخراج شدهام.) برای اينکه اينجا ناسلامتی قرار است به همه چيز به شکل انتقادی نگاه کنم. بنابراين اينها را به حساب مسايل شخصی نگيريد.