انگار که آخر سالی بخت رو کرده است. اول اينکه روزنامهی بريتانيايی گاردين، من را بهعنوان يکی از ۱۵ نفری که تاثيرگذارترين آدمهای داخل و خارج از وبلاگستان جهانی در سال ۲۰۰۳ بودهاند، معرفی کرده است.
ديگر اينکه مصاحبهای که دو هفتهی پيش با BlogsCanada کردهبودم و در آن دربارهی اوضاع سياسی و اجتماعی ايران و هدفم از نامزدی در انتخابات مجلس و برنامه هايم برای آن حرف زده بودم، در دو بخش و با چند عکس منتشر شده که متاسفانه اين هم به زبان انگليسی است و میدانم اغلب حوصلهی خواندنش را ندارند. خودم از آن خيلی راضی هستم و سعی کردهام که توی آن تصوير خيلی واقعبينانه و درستی از اوضاع امروز جامعهی ايران به دست بدهم. اگر کسی بطور استثنايی حوصله کرد و آن را به فارسی ترجمه کرد، من را خبر کند. شايد بشود جايي منتشرش کرد، البته اگر جرات کنند و نصفش را سانسور نکنند.
سوم اينکه مارک گليزر از مجلهی روزنامهنگاری آنلاين يا همان OJR مطلبی نوشته دربارهی سال ۲۰۰۳ از نظر روزنامهنگاری و در آن از خيلیها، از جمله آدم ازخودراضی و بیسوادی به نام حسين درخشان، نظرخواهی کرده است. باز هم به انگليسی -- وبا چند غلط املايی.
و چهارم اينکه سه هفتهی پیش باز به همين بهانهي نامزدی در مجلس، يک برنامهی راديويی سرويس جهانی بی.بی.سی با نام Go Digital با همان فرد مذکور مصاحبهای کرده بود که میتوانيد صدا و تصوير آن را به همراه توضيحی که بيل تامپسون، مفسر اين برنامه، بعد از آن میدهد گوش بدهيد. (برنامهی روز اول دسامبر را ببينيد.) تامپسون توضيحات بيشتری را هم در وبلاگش در بارهی همين موضوع نوشته است که اگر دوست داشتيد میتوانيد نگاهی به آن بيندازيد.
ببخشيد که من زياد زحمت میکشم و بعد از دو سال و اندی که روزی ۱۷،۱۸ ساعت پشت کامپيوتر نشستهام توانستهام تعداد خوانندههايم را تا اين اندازه برسانم، و بعد از چرخاندن کلی وبسايت و دفاع از آزادی اينترنت و تلاش برای معرفی کارهای ايرانيان در اينترنت، دارم کمکم مزد زحماتم را لااقل از خارجیها میگيرم. واقعا از همه معذرت میخواهم که با وجود اين همه دشمنی و فحش و بدوبيراه هنوز هم مثل روز اول -- و شايد هم بيشتر -- با انرژی و انگيزه کارم را ادامه میدهم. اگر اين وسط به شهرتی رسيدهام به آن افتخار میکنم. چرا که حاصل تلاش يکريز خودم بوده است، بدون اينکه ذرهای بخواهم از ايدهآلها و استقلالم بخاطر مصلحتهای گوناگون پايين بيايم. کسانی بايد از شهرتشان شرمسار باشند که آن را از سر راه يا بر پايهی عيب و ضعف ديگران به دست آورده باشند. (باز هم تکبيری شد.)