به گمانم ماجرای هاوارد دين از بعضی نظرها دارد شبيه به دوم خرداد ۱۳۷۶ میشود. مهمترين تشابهش در اين است که مانند خاتمی، هاوارد دين هم بيش از همه روی انرژی و نفوذ جوانهايی -- البته با معدل سنی بالاتر از طرفداران خاتمی -- اتکا دارد که هرگز تا اين حد سياسی نبودهاند، ولی چون حالا احساس میکنند که انتخابشان واقعا تغييری در شرايط زندگیشان ايجاد میکند، با شور بیسابقهای دارند برای هاوارد دين رای جمع میکنند. شبيه دوم خرداد که ساختار موجود قدرت از يک نامزد دفاع میکرد و تا همان ماههای آخر شک نداشت که انتخابات را میبرد، در آمريکا هم جمهوریخواهان دارند با تمام قدرتشان برای انتخاب مجدد بوش تلاش میکنند، حتی اگر شده به قيمت دروغ و قهرمانبازیهای ظاهری.
البته فقط همينها بود و بهتر است زياد زور نزنم که هر چيز بیربطی را به ديگری ربط بدهم، چون واقعا زمين تا آسمان فرق است بين سيستم سياسی-انتخاباتی ايران و آمريکا. ولی به هرحال اين تشابه را میشود ديد. اميدوارم که نتيجهی اين انتخابات ۲۰۰۴ رياست جمهوری آمريکا هم مثل انتخابات ۱۳۷۶ شود. يعنی اينکه هاوراد دين، جورج بوش را ببرد. زياد بعيد نيست و فکر کنم هر چه بگذرد احتمال آن هم بيشتر بشود. دين يک دموکرات متمايل به چپ است که از همان اول با جنگ عراق مخالف بود و مشهور است به اينکه بسيار صريح و بیباکانه از نظراتش دفاع و به وضعيت موجود آمريکا اعتراض میکند.
او اگر رييس جمهور آمريکا بشود --دعا میکنم بشود -- اولين کسی است که بطور عمده از راه تکنولوژی نفوذ سياسی-اجتماعیاش را به دست آورده و بقول مقالهنويس واشنگتنپست، آغاز دورانی جديد را در تاريخ سياسی جهان نويد میدهد که در آن سياستمداران میتوانند بدون وابستگی چندانی به احزاب سياسی، و فقط به کمک تکنولوژی، هم نفوذ و محبوبيت خود را بالا ببرند، و هم برای تبليغاتشان پول جمع کنند. به عبارت ديگر کمکم جوری خواهد شد که احزاب سياسی به دنبال کسی میافتند که محبوبيت و نفوذش را قبلا از راه تکنولوژی به دست آورده است، نه برعکس. دموکراتهای آمريکا که چند ماه پيش اصلا دين را عددی حساب نمیکردند، الان در نتيجهی نفوذ دين و فاصلهی زيادش با ديگر کانديداهای دموکرات، دارند کمکم با واقعيتی به نام هاوارد دين کنار میآیند.
از طرف ديگر، اگر دين رييس جمهور بشود، بخاطر اينکه بيشتر متکی بر پول کم از تعداد زيادی آدم عادی است، بسيار کمتر از دموکراتهای معمولی که بيشتر متکی بر کمکهای مالی بزرگ از آدمهای کمتعداد هستند، دربند نظر سرمايهداران و شرکتهای بزرگ خواهد بود و میةواند بسيار مستقلتر از ديگران عمل کند. اين خيلی نکتهی مهمی است.
راستی، به ذهنم زده که بيايم و به عنوان گروهی از ايرانیهای وبلاگستان، از هاوارد دين حمايت کنيم و ايرانیهای آمريکا را هم تشويق کنيم که به او رای بدهند. دين چون اينترنتباز و وبلاگباز هم هست، میتوانيم در مقابل از همين حالا از او و تيمش قول بگيريم که اگر رييس جمهور شد، بر سر آزادی دسترسی به اينترنت و مطبوعات به ايران فشار جدی بياورد.