فکر کنم هفتهی پيش زيادی از خودم تعريف کردم. برای اينکه چنان سرمايی خوردم که اصولا نفهميدم شنبهام چطور گذشت. تقريبا همهی ۲۴ ساعتش را تب داشتم، نمیدانم چقدر. چون درجه نداشتيم. نمیدانم چرا لثههايم هم درد میکرد. (دکتر نبود؟) ولی خب، مرجان حسابی بالای سرم بود و میرسید بهم. من واقعا اگر اين زن مهربان و همهفنحريف را نداشتم چه میکردم؟ بگذريم. راستی خيلی وقت است که نرفتم «با پول زنم در دانشگاه آبجو بخورم.» چون هوا خيلی سرد است البته. :)
پريشب البته رفته بوديم ميهمانی شب يلدای بروبکس دانشگاه تورنتو. مرجان هم دختر عموی کانادايی تازهکشفشدهاش را آورده بود. ولی من از آنجایی که همه میدانند چقدر رقصيدن بلدم و اصولا چقدر به موزيک ايرانی علاقه دارم و البته اينکه چقدر حالم خوش بود، بيشتر يکجا نشسته بودم و ملت را نگاه میکردم. (سالن باحالی بود، بخصوص بالکنش. درواقع يک سينمای قديمی است که بازسازیاش کردهاند.) البته آخر سر به زور فرد دستودلبازی موسوم به علی (الان دوباره شاکی میشود اسمش را آوردهام) دو تا شات ويسکی و تکيلا زدم که فکر کنم برای همين يک چند ساعتی نگهم داشت که نيفتم، ولی با اين همه نتوانست موجب شود از ميهمانی لذت ببرم.
راستش را بخواهيد، بدترين قسمت ميهمانیهای ايرانی، يکی رقصيدن بيشتر مردها است که آدم از ديدنش میخواهد برود توی زمين، و دوم که از همه مهمتر است موزيک چرت و قلابیای است که يک چند تا آدم که اسم خودشان را گذاشتهاند دی.جی برای مردم پخش میکنند. آخر کجای دنيا ديدهايد که دی.جی از روی سی.دی آهنگ پخش و ميکس کند؟ (به اينها بايد گفت CDJ) ورمیدارند يک سری سی.دی میآورند و رويش يکسری Beat ساده و ارزان House میگذارند و به اسم موزيک رقص ايرانی به خورد ملت میدهند. يک کدامشان تاحالا يک ذره خلاقيت نکرده که بياید واقعا يک ريميکس واقعی از يک آهنگ قديمی يا جديد ايرانی درست کند. درست مثل همهی کارهای ديگر، فقط دنبال ايناند که پول دربياورند، حالا گوربابای مردم که چون ديگر دی.جی ايرانی نمیشناسند بايد اين موجودات بیاستعداد را تحمل کنند. موزيک ايرانی چشمهی بکری برای ساختن ريميکسهای بینظير ايرانیپسند و حتی خارجیپسند است. آيا بالاخره کسی پيدا میشود کمی از اين چشمه آب بردارد؟