برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۷ دی ۱۳۸۲ | 28 December 2003

 جان مهم‌تر از ايمان

  لينک‌دونی هفته
  • ‌BlogRunner

    مجموعه‌ای از هزاران مطلب از هزاران وب‌لاگ

Excerpt: Iranian leaders must someday understand that they are there to essentially keep people alive and healthy, not sending them forcefully to their presumed heaven.

خبر زلزله را در مونتريال شنيديم. يک جورهايی کام هر شش نفرمان را تلخ کرد. آنجا که بوديم متاسفانه فقط سی.ان.ان داشت و به‌قول مرجان تاثير خبرهای سی.ان.ان نسبت به بی.بی.سی خيلی روی آدم فرق دارد. هيچ‌کدام‌مان فک و فاميلی در بم نداشتيم، ولی تصور اينکه شش‌هزار نفر -- عددی که آن اول شنيديم -- يک شبه بميرند و در ضمن، خراب شدن يکی از قشنگ‌ترين بناهای کهن جهان، ارگ بم، يک حس خيلی بدی به آدم می‌دهد، حتی در هنگام خوش‌های مسافرت آخر سال. من هم اين وسط ياد نقشه‌هايی افتاده‌ام که چند وقت پيش برای ارگ بينوای بم کشيده بودم.

متاسفانه ايران خواه نا خواه روی منطقه‌ی خيلی زلزله‌خيزی از زمين واقع شده و فساد و ناکارايی اصولی دولت‌های ايران هم دهه‌ها است که جلوی هرجور اقدامات پيش‌گيرانه را گرفته است. دوباره همه به فکر زلزله‌ی تهران افتاده‌اند که به‌هرحال يک روزی اتفاق می‌افند و نمی‌شود با فکر نکردن به آن، جلوی وقوعش را گرفت. ولی حالا زلزله پيش‌کش؛ آلودگی هوای تهران کاری را دارد در طول اين سال‌ها می‌کند که زلزله ممکن است در يک شب بکند. ولی باز هم هيچکس حالی‌اش نيست. انگار اگر بزرگ‌ترين فاجعه‌ی دنيا هم آرام ‌آرام بيفتد، کسی به آن اهميت نمی‌دهد.

دولت‌ها بطور سنتی در ايران برای جان و مال مردم کم‌ترين ارزشی قايل نيستند و فرقی هم نمی‌کند که آخوند باشند يا کراواتی. بنابراين تا وقتی مثلا نوه‌ی رهبر معظم انقلاب بخاطر ضررهای ناشی از آلودگی هوای تهران، خدای نکرده ناقص‌العضو متولد نشده، هيچکس واقعا درک نمی‌کند که سالم نگه‌داشتن جان شهروندان، مهم‌تر از هر وظيفه‌ی ديگری است که يک حکومت ممکن است تصور کند. رهبر فرزانه‌ی انقلاب، سلامت مردم از بهشت يا جهنم رفتنشان مهم‌تر است. اميدوارم خودتان يک روز اين را به يک شکلی متوجه شويد و به اطرافيان هم حالی کنيد.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

تبعیدی عصبانی
یک پزشک
خوابگرد
دوشیزه شین
سولوژن
عرب عصبانی
فلیسوف مآب رمانتیک
آهستان
حاجی واشنگتن
کوروش علیانی
دوم دام
بچه‌ی قلهک
زهرا
یادداشت‌هایی از کابل
بلوط
۳۵ درجه
آرش «کمانگیر» آبادپور
حسین پاکدل
۴ دیواری
یک وحید
مونتاژ انتقادی
پویان طباطبایی
نگارک‌ها
شب پیشگویی
آدم و حوا
کتابلاگ
دادابیس
از پشت یک سوم
حسین نوش‌آذر
عبدالقادر بلوچ
سینا دیلی
نانا
خورشید خانوم
پویان و سیما
گناهکار
ناهید رکسان
سیبستان
بامدادی
رویای آريایی
نگاه نو
نگاه نو
امنزیاک
فوکو بلاگ
مریم مومنی
خیاط باشی
فروغ
نیما دارابی
نازخاتون
مارسی نیومن
مرتضی نگاهی
هوشنگ دودانی
دستنوشته‌ها
روزنامه‌نگار ممسلمان
کریم ارغنده‌پور
شرح
کمال
راه من
مسعود بهنود
مریم ابریشم‌کار
فانتازیا
مسعود ده‌نمکی
روزنه
توکا نیستانی
مازوخیسم محاسباتی
زیتون پرورده
زيتون
جمهور
من راه نشین
آق بهمن
هپلی
امور ایران
حمید مافی
محمود فرجامی
پاسداران
حقوق‌دان پاریسی
طاها بذری
پاگرد
گردباد
خانوم حنا
میرزا پیکوفسکی
موج
صفا در ال.ای
فریادناممه
ملکوت
غلاف تمام فلزی
آن سوی دیوار
ارزیابی‌های شتابزده
لات‌لند
یک فتحی
شکرخواه
ایرانی طعنه‌آمیز
مهستی شاهرخی
جمال
پیاده رو
سمیرا سامانی
ایران‌شهر
آزادنويس
ایمیان
نوه‌ی غلامرضا تختی
لیلی نیکونظر
سبیل طلا
خط قرمز
لگوماهی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
بابک داد
وب‌نگاشت
حسام‌الدین آشنا
محمد نوری‌زاد
افسون فسرده
هادی خرسندی
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
منبر دات نت
مرصاد
بی‌بی‌گل
نسل خمینی
جواد کاشی
امیرحسین ثابتی
ف.م.سخن
آچار فرانسه
بی اجازه کوچیکترا نه
رزانیات
سوگلی ریچارد پرل
راهرو
کلنگ کمونیست کارگری
اکبر منتجبی
آی‌تی.ايران
خاکریزیسم
علیرضا شیرازی
احمد جلالی
خسرو نقیبی
حامد قدوسی
کیبرد آزاد
سلمان
ddmmyyyy
مهدی یوسفی
آزاده عصاران
نوک‌تیز
مریم اينا
میرزا
دلبستگی
روزها
انتخاب زنان
آشپزباشی
ابراهیم اسکافی
مشکات
خبرنگار مسلمان
مهدی محمدی
حسین رنجبران
سجاد صفارهرندی
فانونایت
شهرزاد
کامپیتور و ارتباطات
مهدی اسماعیلی
هنوز
زمستان است
شب‌نامه‌ها
گل‌آرا حمزه
چرک‌نویس
غربتستان
تبرمرد
محبوبه حسین‌زاده
احسان
بسیج جهانی
نگفتنی‌ها
هادی نیلی
انتخاب انسانی
خرچنگ زاده
یک استکاان چای داغ
نقیز
شنا در شنزار
مرد تنها
مرصاد امروز
شاخ به شاخ
مجید تفرشی
بازیگر آماتور
آرش صالحی
شبنم طلوعی
آرش غفوری
نیکی اخوان
عباس معروفی
سهند شمس
بیروت ریپورت
کافه ناصری
مطالعات فرهنگی رادیکال
لوبيا
سایه
جواد روح
ضدمورچه
پسر فهمیده
کشکول جوانی
حمید کریمیان
جوانفکر
حنیف مزروعی
پژمان نوزاد
نسرین افضلی
سهیل کریمی
امید معماریان
اسماعیل نیوز
فرنگوپولیس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
فواد صادقی
نظرات ديگران

خدا به همه بازماندگان صبر بده. ولي اين سوال باقي است که چرا با اين تلفات چند ده هزاري که حدودا هر ۱۰ سال يکبار رخ ميده هنوز استانداردهاي ضد زلزله در تمام کشور بصورت اجباري رعايت نميشه. من با حودر در اين مورد موافقم که بالاترين وظيفه يک دولت حفاظت از جان مردمه. يادم مياد چند سال پيش وزير راه دولت کبک (دولت محلي کانادا) استعفا کرد بخاطر اينکه در يه جاده خارج شهر يه اتوبوس به دره رفت درست در جايي که دو سال پيشتر يکي ديگه رفته بود. يقه آقا رو گرفتند که چرا کاري نکردي؟ اگر دمکراسي واقعي بود و رقابت حزبي؛ حداقل براي برد انتخابات هم که بود کاري انجام ميشد. به هر صورت روان رفتگان شاد باشه. براي کمک به هلال احمر به آدرس زير مراجعه کنيد: http://www.rcs.ir

جناب آقاي س ارگ جديد در چند کيلومتري بم قرار دارد و از مرکز زلزله فاصله داشت تمام روستاهائي که در حدود ۱۰ کيلومتري بم بودند با وجود خشت و گلي بودن هيچ آسيبي نديدند من خانه هائي خشتي ديدم که آسيب نديده بودند جنا ب س ساختمانهاي دولتي که توسط مهندسين ساخته شده بود هم ويران شدند فقط يکي دو تا ساختمان مهندسي ساز سالم بودند اين نشان مي دهد که آخوندها و رژيم که اين ساختمانها را نساختند بلکه مهندسين دزد که فقط به خاطر سود و چپاول اين مردم ساخته اند چرا همه چيز را به حکومت ربط مي دهيد وقتي همه توي اين مملکت از مهندس و مديران و کارشناسان زلزله و غيره دزد هستند چه توقعي داريد همه ما مقصريم در ورود به شهر ساختماهاي خشتي را مشاهده کرديم که سالم بودند ولي ساختماهاي مهندسي ساز که ويران شده بودند خوابگاه دانشجوئي که آن هم توسط مهندسين دزد ساخته شده بود فرو ريخت و از ۴۰۰ نفر فقط دو نفر زنده ماندند آيا اينجا هم آخوندها مقصرند چشمانتان را باز کنيد بهتر است از خودمان شروع کنيم اين زلزله بايد درس بزرگي براي ما باشد نه اينکه از آن بهره برداري سياسي کنيم جناب آقاي س مرگ عزيزان عقل مرا زائل نکرده است اگه قوه تفکر داري بهتر است همه جوانب را در نظر بگيري بعد قضاوت کني

به راستي که جان مردمان ما هرروز چه ارزان تر مي شود. مردماني در زير آوار ها مانده وچشم به انتظار دستي هستند تا آنها را از مرز مرگ بيرون کشد و آنگاه کساني دست ياري کشوري را، که اگر کينه اي در ميان باشد بايد در دل او باشد نه ما، سخاوتمندانه به عقب مي رانند. چه شده است، جان ما از جان مردم فلسطين ارزان تر است؟

اندوه فراتر از آن است که بگذارد سخن از آنها بگويم که مي توانستند زودتر از اين براي جان مردمان فکري بکنند ونکردند.

شايد هنوز کودکي در آغوش سرد مادرش نفس مي کشد، به ياريش برويم و جاني را به جهان باز گردانيم.

هیچ وقت از این حوادث درس نگرفته ایم . برای سگ زنده یاب باید منتظر خارجی ها باشیم . انقدر ناهماهنگ عمل میکنیم که اگر 10 نفر را نجات دهیم در عوض خیلی های دیگر را با دیر جنبیدن از دست میدهیم . همه میدانیم که اگر در تهران همچین زلزله ای بیاد وضع مملکت چطور میشه . حالا هی بگوییم خدا نکند !

با سلام به آنهايي كه مي گويند زمين لرزه بم بلاي آسماني بود بگوييد :اين ويرانيهاو كشته ها بخاطر زمين لرزه نبود بلكه بخاطر سيمان ناياب كيلويي 40 تومان بود بخاطر اين بود كه سيمان اين مملكت را به خارج مي فرستند بخاطر آجرمعمولي ماشيني 110000ياآجر سقف ماشيني 130000تومان بود بخاطر ميل گرد شماره 12 (كه ارزانترين ميل گرد است ) شاخه اي 3000 يا 4000 تومان بود بخاطر تيرآهن شاخه اي خدا تومان بود بخاطر اين بود كه نظام مقد س پول را بر جان مردم ترجيح ميدهد .در واقع صدور مصالح ساختماني به خارج يعني فروش جان مردم ايران زمين به ازراييل و گرفتن پول آن از خارجيها . آنهايي كه مي گويند اين زمين لرزه بلاي آسماني بود بخاطر اين است كه مثل آشنايان بنده از زور بي پولي در خانه خشتي زندگي نمي كنند يا مثل بنده در خانه اي زندگي نمي كنند كه آجري است اما نه شناج بالا دارد نه شناج پايين هر چه مي كشيم از بي سوادي مسوولين و يكد ند گي آنهاست كه نمي فهمند(( كه نمي فهمند )) هر چه مي كشيم از نبود د خالت مردم در تعيين سرنوشت خويش است به ا يشان بگويد چرا رهبر به بم رفت بخاطر اين بود كه مرد م را به پاي صندوق هاي راي بكشاند به ا يشان بگويد چرا رهبر امسال را سال نهضت خدمت رساني به مردم ناميد بخاطر اين بود كه مرد مدر انتخابات شوراها شركت نكرد ند سخن آخر اينكه از مسوولين اين سايت ميخواهم پاسخ دلشان را به بنده ميل بزنند

جون انسان ها تخمشونه

رضا جان ظاهرا مرگ نزدیکان عقل شما را زایل کرده است." بلای آسمانی" آن هم در شهری با مردمانی ساده و عمدتا فقیر. حالا جالب این جاست که این بلای "آسمانی" قسمت هایی از "ارگ جدید" را که شامل هتل ها و کارخانجات تازه ساز می باشد از بین نبرده است و تاثیرعمده بر بخش های قدیمی شهر با خانه های گلی و ساخت و ساز بندتنبانی بوده است. بالاخره تو هم گناهی نداری، من هم اگر بودم شاید برای یافتن آرامش دست به دامن نیروهای ناشناخته و "آسمانی" می شدم. خوب طبیعی ست که قبول این که مرگ نزدیکان قابل جلوگیری بوده است و همه بی دلیل فنا شده اند برایت سخت است. من حتما مراجعه به مشاور روانشناس در این شرایط سخت رو توصیه می کنم.

چقدر انسانها بي عاطفه شدند زماني که هزاران نفر جان خود را از دست دادند به جاي همدلي و عبور از اين بحران به فکر انتقاد از حکومت افتاده اند من هم از اين حکومت بيزارم ولي از مردم دنيا ياد بگيريد آمريکائيها با وجود عيد کريسمس خود را به ايران رساندند کل دنيا بسيج شدند ولي شما مردم بي عاطفه ايران فقط به فکر شهوت و پول ثروت و چپاول هستيد شما ايرانيها عاطفه نداريد حالا که اين حرفها را مي زنيد از صميم قلب آرزو مي کنم اين بلا براي شما نازل شود جناب عزيز aziz و جناب س آرزو مي کنم عزيزانتان را پدر مادر و عزيزترين کساني که را دوست داريد ازدست بدهيد به اميد آنروز تا آدم شويد آن موقع درک مي کنيد

به نظر من اين حکومت فقط بدرد اين مي خورد که مردم و جهانيان هميشه در تمام جوانب کمک کنند تا ايشان حکومت کنند و مشکلات مالي خود و خانواده شان را حل کنند!

چه مزخرفاتی می گویید دوستان. حالا که زلزله شده فقط به فکر کمک باشیم و حرف دیگری نزنیم؟ همین حرف ها از هزاربار خون دادن برای مملکت بهتر است. نمی دانم چرا وقتی فاجعه ای اتفاق می افتد همه تازه به یاد می آورند که باید "همدل" باشند و از "دولت حمایت کنند"... بعد باز تا زلزله ی بدی همان آش و همان کاسه!

چرا در اين موقعيت که همه عزادارند فقط به فکر سياست هستي تو هم غافلي اگه اونجا بودي از دنيا و اون کثافتهائي که توش غرق شدي بي زار مي شدي

من نمیدونم چند هزرا نفر باید تو جاده . از الودگی هوا. از فرو ریختن سقف ورزشگاه .از یخ زدن کنار خیابون .تو جنگ . از زلزله و ده ها جای کشته بدیم تا این اقویون بفهمن که کارشون حکومت نیست.

بله جان انسان ها در مملکت ما دارای ارزش نیست.. و ما از نظر علمی و تکنولوژیکی از دنیا خیلی عقب هستیم.. ولی در حال حاضر.. مردم بینوای ایران به کمک نیاز دارند.. و باید همدلانه .. با دیگر مردم به یاری آسیب دیدگان بشتابیم و البته جا دارد که از این حادثه درس بگیریم.. و به خودمان نگاه کنیم.. که چگونه زندگی می کنیم.. و چقدردیگران را با باورها و قضاوتهایمان له می کنیم!.. و به خاطر داشته باشیم . شاید فردایی نه چندان دور.. این ما باشیم که زیر آوار بمانیم...

لطفا به جاي اينكه به دولت بد و بيراه بگيد به فكر كمك باشيد نه اينكه نشسته ايد و فلسفه بافي ميكنيد براي خودتان

Excuse me for multiple posts dear hoder. pormisse this is the last. my wife who's an iranian gave me this piece from Shargh newspaper on the web. i guess you guyz would love it since it's related to my last posts

"رئيس موسسه ژئو فيزيك دانشگاه تهران اعلام كرد كه شب قبل از حادثه شمار بسياري از مردم در تماس هاي پي درپي اعلام كردند كه صداهاي ناهنجاري از اعماق زمين مي شنوند. حتي خانمي در تماس خود خبر از نوري بر فضاي شهر بم مي دهد. نوري بر فضاي كلي شهر چتر انداخته بود..."

[tehran in orange mode] http://www.sharghnewspaper.com/821007/end.htm#s15276

US planes and Quack experts were the first international resquers who arrived in BAM

think about it. somebody knew about this,but i t wasn't supposed to be this powerful...everything went out of control that early morning in heart of Kavir...

evidenses has reported odd and ex-ordinary movement on suirface of bam from weeks ago.there was a buzz on the area of military and hi-techi missile testing facilities in 380Km away in the heart of the 'Kavir' from the begining of last summer. some locals had even reported about died animals and desert creatures in different zones of old silk road.most of them died with no clear and exact reason.there's a gossip in the quack scene that this mass destruction is happened because of mysterious under-surface tests the goverment had done in some cozy area of kavir,probably Nuclear Test which are done 300 to 400 meter under surface....

هودر جان 20 هزار نفر تا حالا کشته شده اند:

گرچه از اين بدتر نمي‌شه، اما ..

درسته.. تازه من تصور مي‌كنم؛ اگر دولتي(حكومت) به اين بزرگي و گسترده‌گي نداشتيم، كه همه چيز تحت سيطره‌اش هست، و همه ارگان‌ها رو مي‌تونه هماهنگ كنه، و مثلا دولتي سرمايه‌داري بود، مبتني بر تشكل‌هاي مردمي، آنگاه اين مردم متفرق و متوحش، كه هيچ جور سابقه‌ي مديريت و برنامه‌گرائي رو ندارن، چه بلائي بر سر زلزله‌زده‌ها مي‌امد.

چرا 6000 نفر؟ حسین خیلی بیشتر است. نمی دانم چرا مسئولين از انتشار ابعاد فاجعه آميز و بيست و پنج هزار کشته و يکصد هزار زخمی و وخيم بودن وضع ۹۰ درصد مصدومين خبری کامل انتشار نمی دهند؟ شايد به ياد زلزله ترکيه می افتند که همين دکانداران دين خر مذهب های متحجر آن را به قهر الهی عليه لائيک بودن دولت ترکيه نسبت داده بودند. ياد استاد زلزله مان می افتم که می گفت خدا می داند گه چندين برج در تهران به خاطر ايجاد فضای باز در پارکينگ بادبندها (ضربدری) را بعد از نظارت شهرداری و گرفتن پايان کار می برند و می اندازند دور. نمونه ای از این هزار ها برج تهران که بادبندی های پارکینگش را بریده 10 طبقه تقاطع ولیعصر و تخت طاووس است کنار هتل بزرگ تهران روزی که تهران ک.چکترین تکان افقی بخورد به یاد بیاورید این پیش بینی را که این برج که سجده ای بر ولیعصر بکند