برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: By using Creative Commons lisence, we can fight with censorship by re-publishing our favorite posts from filtered blogs.

موقعی که قرار بود کتاب «وب‌لاگستان شهر شيشه‌ای» منتشر شود، از من هم خواستند که چند تا از مطالبم را انتخاب کنم و برايشان بفرستم. ولی من گفتم که بدون حق‌التحرير اين کار را نمی‌کنم. نه اينکه به پول ريالی کم احتمالی آن محتاج بودم. بلکه فکر می‌کردم که اين کتاب را قرار است بفروشند و هرچند که ممکن است سود چندانی عايد ناشرش نشود، ولی به‌هر حال منطقی و عادلانه نيست که پولی بخاطر نوشته‌های ديگران به دست کسی برسد، ولی ناشر هيچ سهمی برای نويسندگان آن‌ها، هرکس که هستند، قايل نباشد.

اگر کسی لايسنس Creative Commons را که در اين وب‌لاگ و وب‌لاگ‌های بسيار ديگر حقوق نويسنده و خواننده‌ی آن را مشخص کرده، بخواند متوجه می‌شود که اين مساله در اين لايسنس يا پروانه هم آمده. مثلا نوع لاينسنسی که در «سربير:خودم» استفاده شده اصطلاحا با عنوان "Attribution-NonCommercial-ShareAlike 1.0" شناخته می‌شود که معنی آن اين است: اول اينکه ديگران اجازه دارند هر جور که بخواهند از استفاده کنند، به شرطی که نام نويسنده‌ی آن را ذکر کنند. دوم اينکه کسی اجازه ندارد در کاری که از آن درآمدی به دست می‌آید يا هدفی تجاری دارد، از محتوای اين وب‌لاگ استفاده کند مگر اينکه از صاحب آن اجازه گرفته باشد، و سوم اينکه کسی که از مطالب اين وب‌لاگ به هر شکل استفاده می‌کند حق ندارد لايسنسی جز همين لايسنس برای کل آن اثر انتخاب کند. (اطلاعات بيشتر درباره‌ی لايسنس کريتيو کامنز)

بد نيست بگويم که اين پروانه را يکی از ليبرال‌ترين حقوق‌دادن‌های وارد به اينترنت، يعنی لری لسيگ و چند وکيل و استاد حقوق ديگر نوشته‌اند به اين قصد که جلوی سوء‌استفاده‌ی شرکت‌های بزرگ را از قانون کم‌انعطاف کپی رايت بگيرند و کاری کنند که مردم بيشتری بتوانند به آثار ديگران دست‌پيدا کنند، هرجور که خالقان اثر می‌خواهند.

شکلی که من از پروانه‌ی کريتيو کامنز انتخاب کرده‌ام، اجازه‌ی کپی کردن يا چاپ کردن يا هر جور استفاده‌ی ديگری را از تمام مطالبم، با ذکر منبع و آدرس آن و نيز به شرطی که درآمدی از آن به دست نيايد، به همگان می‌دهد. بنابراين حالا که ماجرای سانسور هم جدی است، انتخاب اين پروانه بطور ضمنی به همه پيشنهاد می‌کند که اگر مطلبی را در اين وب‌لاگ می‌بينند که برايشان جالب است، آن‌را در وب‌لاگ‌های خودشان با ذکر ماخذ و دادن لينک عينا کپی کنند تا عده‌ی بيشتری بتوانند آن‌را بخوانند.

خوب است که همه‌ی وب‌لاگ‌نويس‌های ايرانی هم با انتخاب شکل دلخواهشان از اين پروانه، برد مطالبشان را وسيع‌تر از آنچه که هست کنند.

توضيح:
- يادم رفت بنويسم که به‌هردليل پشيمانم که در کتاب جايی ندارم و اگر در ايران بودم و ناشران کتاب را می‌شناختم و در نتيجه به آنها اعتماد داشتم، حتما با آنها همکاری می‌کردم. همه می‌دانيم که چقدر آدم‌های شياد و دودره زياد است که می‌خواهند از زحمت ديگران به پول و شهرت برسند. بنابراين طبيعی بود که از دور و آن‌هم موقعی که هنوز هيچ‌يک از ناشران را نمی‌شناختم، فرض کنم که قصد شيادی دارند. ولی حالا که مطمئن شدم ناشرانش قصد شيادی ندارند و بچه‌های خوبی هستند، همان‌طور که قبلا برای نيما نوشته بودم، شديدا دلم یم‌خواهد که در جلد دوم کتاب يا حتی چاپ‌های بعدش، از من هم مطلبی باشد. هرچند که کتاب را نديده‌ام و اصولا نمی‌دانم که همين الان هم چيزی هست يا نه. باور کنيد بيشتر اين سوء‌تفاهم‌ها بخاطر دوری راه و ارتباط رودرو نداشتن است.
- تهيه‌کننده‌ی کتاب، وجيد قاسمی، توضيحی راجع به دخل و خرج کتاب داده است.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

تبعیدی عصبانی
یک پزشک
خوابگرد
دوشیزه شین
سولوژن
عرب عصبانی
فلیسوف مآب رمانتیک
آهستان
حاجی واشنگتن
کوروش علیانی
دوم دام
بچه‌ی قلهک
زهرا
یادداشت‌هایی از کابل
بلوط
۳۵ درجه
آرش «کمانگیر» آبادپور
حسین پاکدل
۴ دیواری
یک وحید
مونتاژ انتقادی
پویان طباطبایی
نگارک‌ها
شب پیشگویی
آدم و حوا
کتابلاگ
دادابیس
از پشت یک سوم
حسین نوش‌آذر
عبدالقادر بلوچ
سینا دیلی
نانا
خورشید خانوم
پویان و سیما
گناهکار
ناهید رکسان
سیبستان
بامدادی
رویای آريایی
نگاه نو
نگاه نو
امنزیاک
فوکو بلاگ
مریم مومنی
خیاط باشی
فروغ
نیما دارابی
نازخاتون
مارسی نیومن
مرتضی نگاهی
هوشنگ دودانی
دستنوشته‌ها
روزنامه‌نگار ممسلمان
کریم ارغنده‌پور
شرح
کمال
راه من
مسعود بهنود
مریم ابریشم‌کار
فانتازیا
مسعود ده‌نمکی
روزنه
توکا نیستانی
مازوخیسم محاسباتی
زیتون پرورده
زيتون
جمهور
من راه نشین
آق بهمن
هپلی
امور ایران
حمید مافی
محمود فرجامی
پاسداران
حقوق‌دان پاریسی
طاها بذری
پاگرد
گردباد
خانوم حنا
میرزا پیکوفسکی
موج
صفا در ال.ای
فریادناممه
ملکوت
غلاف تمام فلزی
آن سوی دیوار
ارزیابی‌های شتابزده
لات‌لند
یک فتحی
شکرخواه
ایرانی طعنه‌آمیز
مهستی شاهرخی
جمال
پیاده رو
سمیرا سامانی
ایران‌شهر
آزادنويس
ایمیان
نوه‌ی غلامرضا تختی
لیلی نیکونظر
سبیل طلا
خط قرمز
لگوماهی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
بابک داد
وب‌نگاشت
حسام‌الدین آشنا
محمد نوری‌زاد
افسون فسرده
هادی خرسندی
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
منبر دات نت
مرصاد
بی‌بی‌گل
نسل خمینی
جواد کاشی
امیرحسین ثابتی
ف.م.سخن
آچار فرانسه
بی اجازه کوچیکترا نه
رزانیات
سوگلی ریچارد پرل
راهرو
کلنگ کمونیست کارگری
اکبر منتجبی
آی‌تی.ايران
خاکریزیسم
علیرضا شیرازی
احمد جلالی
خسرو نقیبی
حامد قدوسی
کیبرد آزاد
سلمان
ddmmyyyy
مهدی یوسفی
آزاده عصاران
نوک‌تیز
مریم اينا
میرزا
دلبستگی
روزها
انتخاب زنان
آشپزباشی
ابراهیم اسکافی
مشکات
خبرنگار مسلمان
مهدی محمدی
حسین رنجبران
سجاد صفارهرندی
فانونایت
شهرزاد
کامپیتور و ارتباطات
مهدی اسماعیلی
هنوز
زمستان است
شب‌نامه‌ها
گل‌آرا حمزه
چرک‌نویس
غربتستان
تبرمرد
محبوبه حسین‌زاده
احسان
بسیج جهانی
نگفتنی‌ها
هادی نیلی
انتخاب انسانی
خرچنگ زاده
یک استکاان چای داغ
نقیز
شنا در شنزار
مرد تنها
مرصاد امروز
شاخ به شاخ
مجید تفرشی
بازیگر آماتور
آرش صالحی
شبنم طلوعی
آرش غفوری
نیکی اخوان
عباس معروفی
سهند شمس
بیروت ریپورت
کافه ناصری
مطالعات فرهنگی رادیکال
لوبيا
سایه
جواد روح
ضدمورچه
پسر فهمیده
کشکول جوانی
حمید کریمیان
جوانفکر
حنیف مزروعی
پژمان نوزاد
نسرین افضلی
سهیل کریمی
امید معماریان
اسماعیل نیوز
فرنگوپولیس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
فواد صادقی
نظرات ديگران

سلام مطلبت حرفی بود که بايد گفته ميشد راستش به اين جنبه اصلن دقت نکرده بودم...مرسی

بابا دمت گرم... یعنی اگه کسی نخونه تعطیل می کنی میری؟ پس تکلیف ما چی میشه؟

man nemitoonam site shomara ba Pars Online bebinam.

سلام حسین جان وبلاگ شما فیلتر نشده و باز است . من که از اصفهان می توانم ببینم . موفق باشی

آقاي درخشان عزيز. من البته در ايران نيستم ولي نميدانم کساني هم که هستند چکار ميتوانند بکنند براي اينکه سايت شما هم باز شود!‌ ميدانيد ارزش کاري که انجام داده ايد براي خيلي روشن است بنابراين دل چرکين نباشيد. ميدانيد به هر حال بسته نگه داشتن يک سايت خبري بسيار مشکل تر از يک وبلاگ شخصي است. فکر نکنم خوانندگان تقصيري داشته باشند. موفق باشيد.

خيلي حالبه که محابرات سايتت رو نبسته بلکه اي اس بي ها هستن که اينکار رو کردن . اين يعني حکومت اصلا به حساب نمياره اينحا رو يا اينکه تو از خودشوني و اما اي اس بي ها هم کسي نيستن حز حووناي ايراني که دارن کاره کامبوتر ميکنن. خودت ببين که حقدر محبوبيت داري بينشون. مردم واقعا بحون اومدن از آدمايي که خودشون رو تافته حدا بافته مي دونن و شعور مردم رو به هيح هم حساب نمي کنن . حالا حه حنتي خر حزبا باشه حه حسين درخشان لا مذهب

Hossein man emrooz 10 ta card motefavet ro ba tavajoh be inke khodam coffee net daram emtehan kardam 8 tashoon inja o sobhoona ro filter kardan jalebe ke bishtare oonham dish daran na az mokhaberat...

راستش بايد بگويم اين اکانت ما که از مخابراته فيلتری رو شما ننداخته! (در ارتباط با مطلب پايينی)

از اين جا خوشم آمده است. کساني که به شدت با هودر مخالف هستند هر روز مي آيند و نظرات او را مي خوانند. اين يعني دموکراسي.

for the one below: bikhiyal dadash

خوب اين كتاب كه خيلي فروش رفت . تو جشنواره اينترنت هم يه جايي براش توي غرفه وبلاگ نويسان گذاشته بودن . منظورتون اينكه كه بدون اجازه مطالبتونو چاپ كردن و بهتون چيزي ندادن ؟ عجب!

قربون دهن این مهدی برم که خودتو بهت شناسوند. گهگاهی بیا اینجا و بنویس آره منهم چنین بودم روزی ولی فکر میکنم مراعات آزادی بهتره. بعد لینک بده به اون سایتی که خودت میخواستی ببندیش تا معلوم شه چقدر راست میگی.

با نظرت در مورد اشتباه بودن حرکت بهزاد نبوي و رفقا براي گير انداختن وبلاگهاي طرف ديگر خيلي موافقم. متاسفانه تو ايران هيچکس نميخواد قبول کنه که مبارزه سياسي يه رقابته . يه روز ما مي بريم و يه روز اونها. در نهايت برنده تماشاگر ها خواهند بود که انتخاب ميکنند. متاسفانه تاريخ نشون ميده که تو ايران هر کي به قدرت ميرسه از روشهاي استبدادي عليه حريفش استفاده ميکنه؛ فرق نميکنه که ظاهرا سلطنت طلب؛ روحاني يا روشنفکر باشه. اينم بگم که اين رضا بهلوي ابله الآن تو فاکس نيوز مصاحبه داشت. نميدوني با چه صراحتي ميگفت ايران با القاعده ارتباط داره و از اونها حمايت ميکنه. عجب خائني است اين مردک که به خاطر قدرت حاضر دشمن رو به کشور بکشونه. براش مهم نيست که تمام کارخانه ها و صنايع و بطور کلي هر چه ملت تو ۱۰۰ سال گذشته ساخته اند از بين ميره.

نگران نباش بعضي اي اس پي ها فيلتر ميكنند و بعضي خير من پيگير مسئله تو هستم.و اين رو دارم از اس پي ها مي پرسم.راستش خيلي قرو قاطيه هر كسي واسه خودش فيلتر ميكنه،،، ولي بهت خبر ميدم

ادامه : و اما در مورد حق كپي رايت و اون پروانه اي كه مثال زده ايد هم بهتره موضعم رو مشخص كنم، كه من با هر دوي اين موارد موافقم و در ساختار فرهنگي و دستگاه قضائي ايران جاي اين موارد را خالي ميبينم و معتقدم بخاطر نبود اين قوانين اجحاف زيادي بر بعضيها ميشه. ما شخصيت شما را به همان صورت رك و صريح در ذهنمان ترسيم مي نمائيم كه صادقانه در مورد همه چيز نظر ميدهد. يك حسين درخشان كاسب بسيار دوست داشتني تر از يك حسين درخشان عوامفريب است. بنده اين نظر را فقط به صرف اين نوشتم كه خوانندگان كتاب "وبلاگستان شهر شيشه اي" تلقي اي از بهره جوئي نويسندگان از سوي ناشر و يا عده اي خاص نكنند. ما خودمان خواستيم. لطفا مطابق عرف ژورناليستي و ژورناليستها اين مطلب را در ذيل اين نوشته تان حفظ بفرمائيد.

داش حسين نشد ديگه! اومدي نسازي! تو با وجود اينكه ميدونستي اين پروانه رو حتي اگه خدا هم نوشته بود توي ايران اجرا نميشد، درخواست حق الزحمه كردي. يعني تو خوب ميدونستي كه خيلي راحت بچه ها ميتونن از مطالب تو در كتابشون بيارند بدون اينكه پولي به تو پرداخت كنند چرا كه قانوني وجود نداشت تا تو بتواني اقامه دعوي بكني! ولي احساس كردي كه ميتوني كاسبي كني و درخواست پول كردي، پس نگو كه به " پول ريالي كم احتمالي" اين كتاب نيازي نداشتي! بچه ها اگه از تو پرسيدند بخاطر اين بود كه تو رو قبولت داشتند و دوست داشتند كه نوشته هاي حسين درخشان بعنوان اولين وبلاگ ساز ايراني در كتابشون جايگاه ويژه اي داشته باشه. اما تو پيش پيش خودت فرض كردي كه تيري در تاريكي بندازي حالا خورد كه خورد، اگه نخورد هم چيزي از دست نميدي و بعدا ميشه مثل اين نوشته ماست ماليش كرد! من اون موقع هم نوشتم كه حسين درخشان بلده چه جوري پول دربياره ولي خداوكيلي ديگه الان مظلوم نمائي و عوامفريبي درنيار كه مثلا مي خواستي سودي نصيبي نويسندگان كتاب بشه.تو ميخواستي خودت اين وسط دشت كني وگرنه خود نويسنده ها كه با ميل و رغبت و بدون هيچ چشمداشتي نوشته هاي خودشون رو در اختيار بچه ها قرار دادند. و اما در مورد حق كپي رايت و اون پروانه اي كه مثال زده ايد هم بهتره موضعم رو مشخص كنم، كه من با هر دوي اين موارد موافقم و در ساختار فرهنگي و دستگاه قضائي ايران جاي اين موارد را خالي ميبينم و معتقدم بخاطر نبود اين قوانين اجحاف زيادي بر بعضيها ميشه. ما شخصيت شما را به همان صورت رك و صريح در ذهنمان ترسيم مي نمائيم كه صادقانه در مورد همه چيز نظر ميدهد. يك حسين درخشان كاسب بسيار دوست داشتني تر از يك حسين درخشان عوامفريب است. بنده اين نظر را فقط به صرف اين نوشتم كه خوانندگان كتاب "وبلاگستان شهر شيشه اي" تلقي اي از بهره جوئي نويسندگان از سوي ناشر و يا عده اي خاص نكنند. ما خودمان خواستيم. لطفا مطابق عرف ژورناليستي و ژورناليستها اين مطلب را در ذيل اين نوشته تان حفظ بفرمائيد.

The statistics of your weblog shows that there are many visitors from Iran and mostly from “Telecommunication Company of Iran, Iran”. Why do you say your weblog is banned in Iran?

متاسفانه کامنت مطلب ٬سانسور:سانسور است;را حذف کرده ايد.این مطلب شما منو بیاد وبلاگی انداخت که نسخه ای طنزآمیز از وبلاگ شما بود و شما بهر دری زدید و به چه کسانی که ایمیل نفرستادید تا آن وبلاگ را مسدود کنید....حتی Jeff Jarvis هم در نوشته ای بشما تذکر داد که این کار بر خلاف ازادی بیان است... لطفا نوشته خود را دوباره مرور کنید:..." ولی خيلی کم پیش می‌آيد که آدم حسابی‌ها از آنها شکايت کنند" " ولی هيچ کسی حق ندارند به صرف اينکه در جايی بر ضد شخص او چيزی به دروغ يا راست می‌نويسند، بدون انجام هيچ پروسه‌ی قانونی و محکوميت در دادگاه به جرم مثلا توهين يا افترا، درخواست بستن آن وب‌سايت يا روزنامه و مجله را بکند".....(امیدوارم این بار کامنت را حذف نکنید.)

البته نکته ای را که متذکر شده اید شاید صحیح باشد لکن قائل بودن امتیازاتی ، چنین برای خود ونگاه از بالایی که فلسفه ارزشی پشت آن بسیار بی محتواست چندان شایسته نیست در هر حال این شمایید و این خوانندگانتان...و محملاتی که به خوردشان می دهید...سر زدن گهگاه من به این بازار شام نظرات قضاقورتکی هم از جهت کنجکاوی است که در پس آن جویای علل جذب خواننده در این جاست و یافتن بهانه برای تاسف خوردن به حال وقتی که اینجا به هدر می رود و چشمهایی که خسته می شوند ...دستم درد گرفت...