کمکم گندهايی که حزبالهیهای مسوول امداد بم، بخصوص سپاهیها در روزهای اول زلله زدهاند دارد رو میآيند. نمیخواهم بگويم که همهی سپاهیها يا بسيجیهايی که آنجا بودند آدمهای عوضیای بودند، ولی خب، همه میدانم که نسسبت آدمهای عوضی و مزخرف در سپاه بيشتر از خيلی جاهای ديگر است. (کدام آدم باهوش و باسوادی حاضر است ننگ سپاهی بودن را بهجان بخرد؟ پس میمانند يکسری آدم بیساود و عقدهای که هيچجای ديگری پذيرفته نمیشوند، جز در جاهايی مثل سپاه پاسداران.)
يک دکتر فرانسوی ظاهرا در جايی گفته است:
ما چهار سگ تربیت شده را همراه خود برده بودیم که دیشب زمان خروج از ما درخواست یک میلیون و سیصد هزار تومان بابت هزینه بلیط برای سگها کردند. ما مخالف نبودیم و کردیت کارت خود را به آنها دادیم ولی آنها فقط تاکید میکردند که نه « کردیت کارت» و نه یورو و دلار بلکه فقط تومان. مترجم ما فقط صد و پنجاه هزار تومان همراه داشت و ما تا از طریق دوستان ایرانی خود در تهران به تومان دست یافتیم یک ساعت و نیم به طول انجامید. لحظه ای که با سگهای همراه سالن فرودگاه را به قصد سوار شدن هواپیما ترک می کردیم، مردم یکپارچه برای ما دست می زنند.
(کاشکی گويا مینوشت که اين آقای عباس بختياری اين متن را از کجا آورده؛ خودش مصاحبه کرده، يا از جايی ترجمه کرده يا چه. روزنامهنگاری روی هوا که نمیشود. سند و مدرک میخواهد.)
خلاصه اين احتمالا فقط بخشی از آبروريزیهای آدم های عقدهی سپاه يا جاهای ديگر است. برای همین است که امير قويدل به کمک دوستانش تصميم گرفته يکجوری از اين گروههای انساندوست خارجی تشکر کند. خيلی ايدهی خوبیاست. (امان از بیلينکی نوشتههای بعضی وبلاگها!) پيشنهاد میکنم يک نفر يک نامهی تشکر آميز به انگليسی بنويسد و در وبلاگ انگليسیاش بگذارد. بعد همه بيايند پايين آن کامنت بدهند و امضا کنند. بعد هم همه به آن لينک بدهيم که کمی مورد توجه قرار بگيرد و شايد هم در خبرهای روزنامهها و خبرگزاریهای اروپا و آمريکا هم برود.
تا يادم نرفته اضافه کنم که تشکر از خارجیها معنیاش بیتوجهی به داوطلبان و مسوولان ايرانیای که بیمزد و منت بدون وقفه کار کنند نيست.
تکميل:
- پدرام معلميان متن تشکری آماده کرده و در وبلاگش گذاشته که میتوانيد پايين آن را امضا کنيد و کامنت بگذاريد. اگر همه به آن لينک هم بدهيم خيلی خوب است.