برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: Jane Kokan's documentary about Iran on PBS shows an untruthful picture, more similar to North Korea than a widely divided in power structure and an out of control society of Iran, with a melodramatic touch and a classical Hollywood narrative.

مستند کوتاه PBS را درباره‌ی ايران به‌نام Iran Uncovered ديدم. بجز اينکه بسياری از منابع و اطلاعاتی که در فيلم ارایه می‌کرد مبهم، نادرست و اغزاق‌شده بود، کل فيلم دچار يک بيماری شايع بين روزنامه‌گارانی بود که بيشتر دنبال شهرت‌اند تا حقيقت. آنها حاضرند برای اينکه کار خودشان را مهم‌تر و خطری را که کرده‌اند بزرگتر نشان دهند، در حقيقت دست ببرند. اين مشکل را تقريبا تمام مستندها و فيلم‌های خبری رسانه‌های آمريکا و اروپا بجز البته بی.بی.سی دارند و نتيجه‌اش بسيار برای ما که از طرفی مخالف تندروهای دست‌راستی ايرانيم و از طرف ديگر با برخورد انقلابی برای تغيير سياسی در ايران مخالفيم، دردناک است.

مهم‌ترين اشکال مستند خانم کوکان، روايت يا Narrative آن است که بيشتر سعی می‌کند بيننده را احساساتی و متاثر کند تا اينکه آگاهش کند و به او درباره‌ی واقعيت موجود در ايران بصيرت يا Insight بدهد. تمايل خانم کوکان برای بزرگ نشان دادن خطری که به جان خريده است، دقيقا در شکلی که قهرمان‌های بی‌باک فيلمش را نشان می‌دهد ادامه پيدا می‌کند: دانشجويی که با موهای بلند و چشم‌های سبز به مادرش، و البته برای دوربين خيلی بلند و شمرده، توضيح می‌دهد که برای او ناراحتی نکند، حتی اگر اعدامش کردند--چيزی درحد بازيگران سرايل‌های خانوادگی بعد از ظهرهای ايران. آقای ديگری به‌نام ارژنگ که معلوم نيست چطور اين همه راجع به جزييات دستگيری زهرا کاظمی می‌داند و وقتی با چنين «رژيم بی‌رحم و فاشيستی» طرف است، چرا حاضر شده بدون مخفی کردن صورت و هويتش چنين چيزهايی را برای خبرنگار خارجی توضيح دهد.

فيلم بيشتر سعی می‌کند از ايران تصويری مانند کره‌ی شمالی نشان دهد: جايی که هيچ‌کس جرات حرف زدن درباره‌ی سران رژيم را ندارد، پليسش همه چيز را می‌داند، و هيچ اختلافی هم بين اجزای ساختار قدرت آن نيست.

ولی ايران واقعی با اين تصوير نادرستی که PBS به کمک Channel 4 بريتانيا به خورد بيننده می‌دهد فرق دارد. ايران سوييس خاورميانه نيست، ولی از بيشتر کشورهای منطقه به دموکراسی نزديک‌تر است. کار ما چقدر سخت است که به عنوان مخالفان رفتار بخش کوچک --ولی قدرت‌مند-- از حکومت (و نه دشمنان شخصی آنها) بايد نه از اين طرف بيفتيم و نه از آن طرف.

تنها چاره اين است که صدايمان را به زبانی که دنيا می‌شنود (الان يعنی انگليسی) بلند کنيم و نگذاريم آدم‌های جاه‌طلب و دروغ‌گويی مثل اغلب گروه‌های در ظاهر دانشجويی که در خارج از ايران توسط دست‌راستی‌ترين سياستمداران اروپايی و آمريکايی شديدا حمايت می‌شوند بجای ما حرف بزنند.

اگر می‌خواهيد به فارسی نظر بدهيد همين‌جا بن>یسيد. ولی نظر‌انگليسی‌تان را لطفا در پايين مطلب مربوط به آن در ايران‌فيلتر بنويسيد تا برای خارجی‌ها قابل دسترس‌تر باشد.

تکميل:
- فيلم کامل مستند از هفته‌ی ديگر در همان صفحه‌ی مربوط به فيلم در وب‌سايت پی.بی.اس پخش می‌شود.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

تبعیدی عصبانی
یک پزشک
خوابگرد
دوشیزه شین
سولوژن
عرب عصبانی
فلیسوف مآب رمانتیک
آهستان
حاجی واشنگتن
کوروش علیانی
دوم دام
بچه‌ی قلهک
زهرا
یادداشت‌هایی از کابل
بلوط
۳۵ درجه
آرش «کمانگیر» آبادپور
حسین پاکدل
۴ دیواری
یک وحید
مونتاژ انتقادی
پویان طباطبایی
نگارک‌ها
شب پیشگویی
آدم و حوا
کتابلاگ
دادابیس
از پشت یک سوم
حسین نوش‌آذر
عبدالقادر بلوچ
سینا دیلی
نانا
خورشید خانوم
پویان و سیما
گناهکار
ناهید رکسان
سیبستان
بامدادی
رویای آريایی
نگاه نو
نگاه نو
امنزیاک
فوکو بلاگ
مریم مومنی
خیاط باشی
فروغ
نیما دارابی
نازخاتون
مارسی نیومن
مرتضی نگاهی
هوشنگ دودانی
دستنوشته‌ها
روزنامه‌نگار ممسلمان
کریم ارغنده‌پور
شرح
کمال
راه من
مسعود بهنود
مریم ابریشم‌کار
فانتازیا
مسعود ده‌نمکی
روزنه
توکا نیستانی
مازوخیسم محاسباتی
زیتون پرورده
زيتون
جمهور
من راه نشین
آق بهمن
هپلی
امور ایران
حمید مافی
محمود فرجامی
پاسداران
حقوق‌دان پاریسی
طاها بذری
پاگرد
گردباد
خانوم حنا
میرزا پیکوفسکی
موج
صفا در ال.ای
فریادناممه
ملکوت
غلاف تمام فلزی
آن سوی دیوار
ارزیابی‌های شتابزده
لات‌لند
یک فتحی
شکرخواه
ایرانی طعنه‌آمیز
مهستی شاهرخی
جمال
پیاده رو
سمیرا سامانی
ایران‌شهر
آزادنويس
ایمیان
نوه‌ی غلامرضا تختی
لیلی نیکونظر
سبیل طلا
خط قرمز
لگوماهی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
بابک داد
وب‌نگاشت
حسام‌الدین آشنا
محمد نوری‌زاد
افسون فسرده
هادی خرسندی
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
منبر دات نت
مرصاد
بی‌بی‌گل
نسل خمینی
جواد کاشی
امیرحسین ثابتی
ف.م.سخن
آچار فرانسه
بی اجازه کوچیکترا نه
رزانیات
سوگلی ریچارد پرل
راهرو
کلنگ کمونیست کارگری
اکبر منتجبی
آی‌تی.ايران
خاکریزیسم
علیرضا شیرازی
احمد جلالی
خسرو نقیبی
حامد قدوسی
کیبرد آزاد
سلمان
ddmmyyyy
مهدی یوسفی
آزاده عصاران
نوک‌تیز
مریم اينا
میرزا
دلبستگی
روزها
انتخاب زنان
آشپزباشی
ابراهیم اسکافی
مشکات
خبرنگار مسلمان
مهدی محمدی
حسین رنجبران
سجاد صفارهرندی
فانونایت
شهرزاد
کامپیتور و ارتباطات
مهدی اسماعیلی
هنوز
زمستان است
شب‌نامه‌ها
گل‌آرا حمزه
چرک‌نویس
غربتستان
تبرمرد
محبوبه حسین‌زاده
احسان
بسیج جهانی
نگفتنی‌ها
هادی نیلی
انتخاب انسانی
خرچنگ زاده
یک استکاان چای داغ
نقیز
شنا در شنزار
مرد تنها
مرصاد امروز
شاخ به شاخ
مجید تفرشی
بازیگر آماتور
آرش صالحی
شبنم طلوعی
آرش غفوری
نیکی اخوان
عباس معروفی
سهند شمس
بیروت ریپورت
کافه ناصری
مطالعات فرهنگی رادیکال
لوبيا
سایه
جواد روح
ضدمورچه
پسر فهمیده
کشکول جوانی
حمید کریمیان
جوانفکر
حنیف مزروعی
پژمان نوزاد
نسرین افضلی
سهیل کریمی
امید معماریان
اسماعیل نیوز
فرنگوپولیس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
فواد صادقی
نظرات ديگران

آقاي درخشان عزيز باسلام و آرزوي سلامتي تان .

از توجه تان به ايران و ايرانيان و تلاش براي نگهداشت شان ايران جداي از همه آنچه بدان مبتلا است بايد سپاسگزار بود . براستي همان است که نوشته ايد ؛ دوستان ما در ايران اگر کمي هوشيار تر و آگاه تر به مسئله باشند و آگاهانه تر به نيروهاي اصلاح طلب بنگرند نه تنها گزندي از اين توجه و التفات نخواهند ديد که از مضرات و تبعات ناشي از آن و انعکاس سيمايي غير منطقي و غير واقعي از ايران و ايرانيان نيز مصون خواهند ماند و گزک به دست کسي نخواهند داد و بيمي هم جامعه ايران از تيغ و زنگي مست نخواهد داشت . برقرار باشي و پويا

با درود نظر شما اصلا با واقعيات جامعه ايران همخواني ندارد. متاسفانه شما از عمق فاجعه با خبر نيستيد. از اينکه دانشجويان مبارز درون کشور را وابسته به خارجيها معرفي کرديد واقعا متاسفم. پايدار و پاينده باشيد

آقاي درخشان باز شوما اومدي و نسازي.اين فيلم به نظره بنده كه تو ايرونم عين واقعيتو نشون مي داد. اغراقي هم درش نداشت.خوبه حالا همه چيز هم مستند و بر پايه ي گفتگو بود.نديد فخر آور را،سنجحري را،اينها همه زجر كشيده اند.در ست مي فرماييد فيلم هي خبري بي بي سي اغراق ندارد بلكه دچار نوعي كمرنگ نمايي است.آقاي درخشان مملكتي كه وبلاگ هش رو مي بندند نه تنها با كره ي شومالي قابل مقايسه است بلكه از آن نيز بدتر است. باز تو اون مملكت فقي زنا از نظر اجنماعي آزادتر از اين خراب شده ي ما هستن.

سلام جناب حودر! تا كي مي خواي سر خودت كلاه بذاري؟ اخه جمهوري اسلامي كجاش به دموكراسي نزديكه؟ اعدامش؟دست بريدنش؟سنگسارش؟خاتمي ِ خميني پروردهِ ولايت دوستش؟قتل هاي زنجيره ايش؟انتخاباتش؟دانشجو و كارگر سركوب كردنش؟اخه چرا مياي تو وبلاگي كه 10000 تا بيننده داره مي گي ايران به دموكراسي نزديكه؟ من فكر مي كنم تو از قماش حجاريان و خاتمي هستي و در نهايت عاشق اين حكومتين.حرفات اينو ميگه. اگه ايران رو دوست داري يه كم رو حرفام فكر كن.

lمن که اسم هیچ کدوم از اون به اصطلاح دانشجویان را نشنیده بودم شاید هم بنده خداها می خواستند به قول بعضی از دوستان برای خودشان پرونده پناهند گی درست کنند به خصوص وقتی طرف با مادرش جلوی دوربین اون جوری حرف می زنه ؟!

While I agree that the report wasn't an example of great journalism nothing can take away from the appalling way that the Regime treated the student protesters this last summer. The photo of the female student who had the backs of her thighs burned with an iron was absolutely heartwrenching and disturbing. Those photographs told the whole story. Iran may not be a police state such as North Korea, but nothing positive can be said about a government that treats its citizens in such a manner. Though you may not want to hear this, but the regime in Iran is truely evil and cares little for the Iranian people. KRS

Did anyone watch Shahrbanoo, which was shown right after the first documentary? It was helpful to make us, who live outside of the county understand why some people are 'hesbolahi' and why they believe in Jomhoori Eslami.It's unfortunate to see how 'akhoonds' take advantage of the good intentions of these honest people

I like your weblog , Yes you're right Accually this reporter didn't report from Iran , she just had mixed some old information and added 2 conversation. . It was more like advertisment

سلام جناب درخشان. مقاله‌ای نوشتم زیر این عنوان : وبلاگها تا چه خد جدی هستند . امیدوارم ببینید و نظرتان را هم بفهمم. با احترام آدم معمولی (http://mamooli.blogdrive.com)مطلب:Friday, January 09, 2004

آقای ارژنگ از همه مشکوک تر بود اما فکر ميکنم به اين دليل تصويرش پخش شد که دستگير شده

I agree with hoder. The documentarty is quite poorly done and completely vague. I was watching it w/ a Eurpean friend that was just in Iran, he asked,"What country are they talking about?" He obviously didn't feel that he was followed or monitored the whole time he was there. I myself was actually in Iran recently and went along on an interview w/ a friend that was translating for a Finnish journalist. Even though, there were difficulties in setting up interviews she managed to interview most people she had on her list, including student activists and dissendents. Also I think it will be useful to send a comment to PBS on their Frontline site, regarding the issues and problems w/ this documentary.

آشغال عوضي

سلام حسین جان. شبت بخیر خوب بخوابی. یه سوالی ازت داشتم گوگل روزی چند بار تو سایتت می یاد؟ آخه پیج رنکت خیلی بالایه

I agree with you Hussein. This was a fishy, cheesy and fake documentary. I think Zahra Kazemi's son should know that this kind of movies won't have any positive effect on his mother's case.

ببخشيد كه بي ربط حرف مي زنم هودر بازه ولي صبحانه بازم بسته شد از طريق اي اس پي فرس www.fourse.com

من اين فيلم را حدود يکماه پيش از کانال چهار تلويزيون انگليس ديدم. در اينکه ساختار فيلم خيلي غيرحرفه‌اي و بچگانه است شکي نيست. ولي دلم ميخواست يکي دوتا نکته رو در موردش بگم: اول اينکه يه زن خارجي که بعد از قضيه‌ي زهرا کاظمي ميره ايران (اونهم به اسم توريست ولي براي خبرنگاري) عملا اونقدر ترسيده و به قول معروف پاپيون کرده که ممکنه واقعا دچار توهم شده باشه و حتي نگاه اون سرباز بدبخت هم به نظرش ترسناک اومده باشه. (يادت باشه يه توريست خارجي نميدونه که سبز کمرنگ لباس طرف و کله‌ي کچلش نشون ميده يارو سرباز آش‌خوره!!!) ثانيا بد نيست بدوني که صحنه‌هاي اول اون فيلم (کور کردن، قطع يد و سنگسار) براي بچه‌هايي که اينجا دنبال پناهندگي هستند يه مدرک نسبتا محکم بود که همه‌شون ضميمه‌ي پرونده‌ي دادگاه‌هاشون کردن و به نوعي نشون دهنده‌ي رفتار حيواني بود که حکومت اسلامي با مردمش ميکنه.

This is a reality that media uses its power to shape society's view of events based on its corporate sponsors and not the pure fact. This is something known and well established in our very blind society who sees everything from eyes of the media. This documentary is only a simple example of these kind of reality alteration efforts and be honest, with very poor approach. I've seen documentaries that the producer is much smarter and viewer’s understanding of the subject far more than what world knows about Iran and still the reality has been modified in the way you won't have a chance of grasping the real reality!

Anyways, I think the best way to correct the damage done, is to show the real world to the people. Why we don't have a good and recent documentary from Iran which talks about issues and day to day problems of people?

We have too many good directors and film makers, why not even one of them prepares a documentary about Iran? I mean real Iran, the way a journalist should see it. Not a directed mined, or paid person, but like a free one and a brave one.

Dear Mr. Derakhshan, I agree with everything you say in Persian and all that is expressed by The Sage Ass in English. I am an Iranian student abroad, and although I suspect from what you say that I disagree with your politics, I agree that the film was very unprofessional and unbecoming of PBS. As the matter of fact documentaries such as this point out the difficulty of communicating the difficulties in Iran to a world audience. Everything must fit some sort of an easily packaged perspective on authoritarian regimes before it is received. I would however just like to point out one thing that particularly upset me about the film and that was that it, intentionally or not, tried to find "reasons" or "justifications" for the murder of Z. Kazemi. According to the protagonists in the film, she had resisted the way others wouldn't and that's why she had received the treatment she had recieved and aparently, this she had done, because she had come from the west and had a different understanding of her freedoms and rights. I find all attempts in any way to make sense of her brutal murder suspect.

Damn it! I missed this show just because I thought it will be shown 10PM local hour instead of eastern time. Some of my friends who had seen it , explain it so exaggerated and unreal. why these reporters still dont know what is the real condition in iran and what really people want?! I agree with hosein, they are looking for fame not truth.

car over cell phone, when the call could easily get disconnected. If she was so secretive over things, why a cell phone, where it could be easily tracked?

My thoughts extacly. The reporter seemed to suffer from some kind of paranoia (not the medical condition). She was not able to see Iran behind what she wanted to. Not a good reporter at all. Questions: 1. Why did she go to Shah-Cheraq in Shiraz to find Zahra Kazemi's tombstone? Is Ms. Kazemi buried there? 2. She claimed she had been on this trip alone, but obviously there was a camera-(wo)man with here on many occasions, in the taxi with Arzhang, and in the park with Kianoosh. I do not mean all the other occasions where the cameraman could have been a stranger, like the time in the Internet Cafe or when she was visiting the historical sites. 3. How come she was interviewing the guy (the one with blurred face) in the secret location in Persian.? Most likely, the guy had already (through an interpreter, or maybe directly) had talked to Kokan, and now the whole thing was being repeated for dramatic effect. 4. Nothing wrong with dressing up, but why all 7the guys were so neat and tidy? 5. Why the Arzhang character had a map and flag of Iran at his secret location desk? Was he just a driver? 6. As a journalist, how she was certain that the person talking over cell phone was really Mr. Fakhravar? And, why did they talk to him in a ca over cell phone, when the call could easily get disconnected. If she was so secretive over things, why a cell phone, where it could be easily tracked?