برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
  • عشق مرتضوی به فلش

    بابا هرکس که فلش بلد باشد که طراح نيست. فلش هم کلا ديگر برای اين‌جور کارها به‌درد نمی‌خورد.

Excerpt: Shamsolvazein's speech was well-structured, but was not his own opinion, which people had gathered to hear. However, Behnoud's had no structure and he seemed not prepared enough. But his narrative style and wit saved him. Somebody should finally recognize the injustice that was done to the radical Leftists in Iran during the Iran-Iraq war. A lilttle sympathy will make them calmer and more rational.

سخنرانی پريشب بهنود و شمس‌الواعظين در مجموع به خوبی گذشت. شمس مثل هميشه با سبک «علمايی»اش، بدون اينکه نظر خودش را راجع به چيزی مشخص کند، رويکردهايی را که نسبت به انتخابات آتی وجود دارد خلاصه کرد و کمی شرحشان داد. هرچند که سخنرانی او مانند معمول سخنرانی‌های «روشنفکران دينی» از ذره‌ای طنز بی‌بهره بود، ولی ساختار خوبی به مطالبش داده بود که آن را برای شنونده‌ی بسيار تحصيل‌کرده‌ی سخنرانی مقبولتر می‌کرد.

با اين‌حال، تاکيد چندباره‌ی شمس‌الواعظين بر اينکه «جامعه‌شناس» است برای ما که بر اساس گفته‌های خودش می‌دانيم در عمرش بيشتر از چند واحد علوم سياسی در دانشگاهی در پاکستان نخوانده، کمی غيرطبيعی است. نيز اينکه شمس از اظهار نظر درباره‌ی مسايل ايران طفره می‌رفت و بيشتر سعی می‌کرد نظرات گروه‌های سياسی ديگر را خلاصه کند، پذيرفتنی ولی کمتر از انتظار بود. مردم در اين جور سخنرانی‌ها می‌آيند که نظرهای شخص سخنران را بشنوند، وگرنه خواندن نظرهای ديگران از راه خواندن نوشته‌های زيادی امکان‌پذير است.

small_behnoud_toronto_049.jpg
ملت برای پرسيدن سوال‌هايشان صف بسته‌اند

درمقابل، بهنود تقريبا هرآنچه را که شمس در سخنرانی‌اش نداشت، داشت و برعکس. صحبت‌های بهنود به هيچ وجه ساخت استدلالی قابل قبولی برای جمع تحصيل‌کرده‌ی شنوندگانی که برای شنيدن تحليل‌های او و شمس بليط خريده بودند نداشت. اين نقطه ضعفی بزرگ در صحبت‌های شيرين و خودمانی بهنود بود که تعدادی از حاضران را ناخشنود کرده بود. اگر بليطی درکار نبود، به نظر من، چنين سخنانی عيبی نداشت؛ ولی برای مردمی که بين ۵ تا ۱۰ دلار برای شنيدن نظرات و تحليل‌های دو ناظر مسايل ايران داده بودند شنيدن سخنانی بدون ساخت و چهارچوب استدلالی کمی سنگين بود.

اعتراض‌ کمونيست‌های تپل و عصبانی، با لباس‌ها و ظاهر درب و داغان و مندرس اين بار نسبت به دفعات پيش کمتر بود. نمی‌دانم بخاطر حضور پليس بود يا کم‌انگيزه شدن خودشان. ولی به نظر من مهم‌ترين بخش از اعتراض آنها و ديگر گروه‌های چپی که در طول سال های جنگ ايران و عراق، به خشن‌ترين و غيرانسانی‌ترين شکل‌های ممکن سرکوب و قلع و قمع شدند، پذيرفتنی است. تمام حرف اين بينواها آن است که «چرا با ما آن‌گونه بی‌رحمانه تا کرديد و چرا اصلا حرفی از آن نمی‌زنيد و حتی از پذيرفتن آن طفره می‌رويد.»

به عقيده‌ی من پذيرفتن اينکه بر آنها ظلم بزرگی در سال‌های اول انقلاب برفته است، به معنی تاييد عقايد و روش‌های آنها نيست و بالاخره اصلاح‌طلبان ايران بايد يک‌بار هم که شده، اگر واقعا از کرده‌های دوران خامی و نادانی‌شان پشيمان‌اند، به آن اعتراف کنند و حداقل مسووليت اين سرکوب‌های خشن را بپذيرند و از آن اظهار پشيمانی کنند. به اين ترتيب، نه تنها به حقيقت نزديک‌تر خواهند شد، بلکه تنها بهانه‌ی مخالفان تندروی ايرانی متمایل به چپ را در در تمام دنيا از دستشان می‌گيرند. اين‌ها همه انسان‌اند و درست که جهان‌بينی متفاوتی با ما دارند، ولی شايسته‌ی ظلمی که برشان رفته نبوده و نيستند و يکی بالاخره بايد اين را قبول کند.

البته يادم هست که در اواخر دوران آزادی موقت مطبوعات قبل از اينکه مرتضوی به دستور رهبر همه را يک‌جا تعطيل کند، آدم‌های باوجدانی مثل عماد باقی شروع کرده بودند به صحبت درباره‌ی قنل‌های ۱۳۶۷ و سرکوب خشن گروه‌های چپ. ولی فرصت نشد و همه چيز به هم ريخت. شايد اگر آن دوران ادامه پيدا می‌کرد، الان کمونيست کارگری و گروه‌های مشابه، چه آنها که وجدان دارند و چه آنهايی که نه، بزرگترين دليل اعتراض‌های خشن خود را از دست می‌دادند و خلع سلاح می‌شدند.

بگذريم. دلم می‌خواست سالن سخنرانی اينترنت بی‌سيم داشت تا می‌شد از همان‌جا به‌شکل زنده جلسه را بلاگم، ولی نداشت و نشد. معلوم نيست اين دانشگاه ثروتمند تورنتو کی می‌خواهد تمام ساختمان‌های بزرگ دانشگاه را مجهز به اينترنت بی‌سيم (Wi-Fi) کند.

تکميل:
- گزارش مريم اقوامی برای راديو فردا
- يادداشت خط قرمز را هم درباره‌ی جلسه
- عکس‌های بچه‌تهرون را از شام بعد از سخنرانی

توضيح:
- متاسفانه به دلیل تعداد زياد سوال‌کنندگان و کم بودن وقت، پرسيدن سوال‌هايی که چند روز پيش خوانندگان در همين وب‌لاگ نوشته بودند ممکن نشد. ولی سعی می‌کنم سوال‌ها را به آقای بهنود و آقای شمس بدهم تا اگر جواب دادند همين‌جا يا در وب‌لاگ خودشان بگذارند. (کاش شمس‌الواعظين هم وب‌لاگ داشت.)


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«یک پزشک»
«شنا در شنزار»
«یک فتحی»
«جواد روح»
«سولوژن»
«شهرزاد»
«خسرو نقیبی»
«هوشنگ دودانی»
«دادابیس»
«ملکوت»
«کوروش علیانی»
«آهستان»
«خوابگرد»
«سینا دیلی»
«حامد قدوسی»
«جمهور»
«یادداشت‌هایی از کابل»
«ایمیان»
«تبعیدی عصبانی»
«ابراهیم اسکافی»
«نگارک‌ها»
«فروغ»
«گردباد»
«نانا»
«عرب عصبانی»
«محمد نوری‌زاد»
«مریم ابریشم‌کار»
«اکبر منتجبی»
«مرصاد»
«هادی خرسندی»
«بابک داد»
«طاها بذری»
«احمد جلالی»
«هادی نیلی»
«سبیل طلا»
«ضدمورچه»
«مهستی شاهرخی»
«یک استکاان چای داغ»
«موج»
«کیبرد آزاد»
«حسین نوش‌آذر»
«عبدالقادر بلوچ»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«پسر فهمیده»
«مازوخیسم محاسباتی»
«جواد کاشی»
«منبر دات نت»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«از پشت یک سوم»
«آزادنويس»
ناهید رکسان
آق بهمن
مرد تنها
بامدادی
امنزیاک
امور ایران
نگاه نو
نگاه نو
مسعود ده‌نمکی
آن سوی دیوار
گناهکار
۳۵ درجه
خیاط باشی
من راه نشین
کمال
مسعود بهنود
حقوق‌دان پاریسی
حاجی واشنگتن
کشکول جوانی
صفا در ال.ای
مارسی نیومن
شب پیشگویی
سوگلی ریچارد پرل
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
آشپزباشی
پاگرد
آچار فرانسه
لیلی نیکونظر
۴ دیواری
ایران‌شهر
حمید کریمیان
نیما دارابی
میرزا پیکوفسکی
بلوط
ف.م.سخن
پیاده رو
زهرا
خورشید خانوم
رزانیات
لوبيا
حمید مافی
لگوماهی
سهند شمس
حسین پاکدل
کتابلاگ
مریم مومنی
نگفتنی‌ها
یک وحید
محمود فرجامی
لات‌لند
کریم ارغنده‌پور
زيتون
زیتون پرورده
حسام‌الدین آشنا
محبوبه حسین‌زاده
آی‌تی.ايران
دستنوشته‌ها
شاخ به شاخ
افسون فسرده
جوانفکر
خبرنگار مسلمان
غلاف تمام فلزی
حنیف مزروعی
چرک‌نویس
مرتضی نگاهی
شب‌نامه‌ها
بسیج جهانی
فریادناممه
نوه‌ی غلامرضا تختی
پژمان نوزاد
کلنگ کمونیست کارگری
رویای آريایی
علیرضا شیرازی
مرصاد امروز
روزنه
خاکریزیسم
توکا نیستانی
مونتاژ انتقادی
نیکی اخوان
احسان
شرح
دلبستگی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
نازخاتون
خط قرمز
جمال
بی‌بی‌گل
کامپیتور و ارتباطات
نوک‌تیز
زمستان است
نسرین افضلی
فوکو بلاگ
پویان و سیما
آرش غفوری
سهیل کریمی
بیروت ریپورت
سلمان
مریم اينا
میرزا
فانونایت
دوم دام
کافه ناصری
بی اجازه کوچیکترا نه
نسل خمینی
مهدی محمدی
امید معماریان
روزنامه‌نگار ممسلمان
سیبستان
اسماعیل نیوز
مطالعات فرهنگی رادیکال
فرنگوپولیس
آزاده عصاران
هنوز
شکرخواه
خانوم حنا
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
سایه
عباس معروفی
نقیز
روزها
انتخاب زنان
هپلی
پاسداران
پویان طباطبایی
فلیسوف مآب رمانتیک
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
ارزیابی‌های شتابزده
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

Those who were involved in killing innocent people should pay the price for the crimes they committed. Not only they killed communists, they also killed Moslems, Christians Jews and Bahaies. The relatives of these victims will never forget the crimes committed by so called reformists. Never, Never , Never…………… Never..

حسین آقا. حالا گیرم که شمس زیاد تویه دانشگاه درس نخونده. این که دلیل نمی شه که جامعه شناس باشه یا نه. بعضی وقتا بیخودی گیرمیدی آ! :)

حسین جان، ممنون از گزارش مختصر و سعی در تحلیل کلی موضوع صحبتها. آنجا هم که به عدم برخورد بعضیها با موضوعهای اساسی محدوده بعد انقلاب ایران مثل حمله به کردستان و ترکمن صحرا و بعد هم موج وحشیانه اعدامهای 60-61 اشاره کردی باهات کاملا موافقم و ایمان دارم این دوستان برای راحتی وجدان خودشان هم که شده مجبورند زمانی در این رابطه موضع قاطع بگیرند. نگران چپ نماهای کولی گر هم نباشند که بحث آنها بر سر قدرت است و نه حقیقت.

مشکل کمونیستها، فقط عقایدشون نبود. اینها برای عراق جاسوسی می کردند و در یکی از عملیاتها هزاران نفر از جوانان ایران را به کشتن دادند. در خاطرات رهبرانشون، شرح این شیرین کاریها اومده.

آخ که کاشکی آخرت یکی از عقده های من هست.

کاشکي امام خميني هم وبلاگ داشت. امام خميني

من شمي والوازلين را نميشناسم ولي براي من بيشتر از جامعه شناس يا روزنامه نگار حرفه اي، يک خانواده شهيدي يه (که البته ارزش خودش را داره) که بيشتر از خودش جريانات انقلاب هلش داده بالا و سکوي پرشش بوده / يک بار هم آخر مصاحبش با راديو آمريکا گفت: با تشکر از شما که با دانشمندان و سرآمدن جامعه مصاحبه مي کنيد خيلي کار خوبي است (نقل به مضمون) من هم کف کردم گفتم اين عجب شوتيه که علنا از خودش تعريف مي کنه و بخودش حال مي ده! هويج بابا! مدل ادبي هم که صحبت مي کنه معلومه يک جوراي تازه به دوران رسيده است، يوبس بودن هم که اصلا اصل پرزنتشن ايراني است! بهنود هم خوبه ديگه گل و بلبلي حال مي ده، بقول خودشان قلم شيريني داره من هم مي گم شيريني زياد براي سلامتي ضرر داره! (چه گوهي من به همه انداختم!)

نمی دونم والا چی بگم !!!!!!

از نظرت در مورد کمونيست ها خيلي خوشم آمد، کنسرت شجريان در لندن بعد از قطعه فرياد (شعر مشيري) يکي از رفقا داد زد، چند بار داد زد مرگ بر خميني،.. ملت کف کردند!من که بهم شوک وارد شد و گفتم عجب خري اين رفيق ولي از طرفي تاثير آن فرياد از ته دل اين بابا هم روم موند و نشان مي داد که چه درد وحشتناکي داره و شايد چه بلاي از اين رژيم بسرش آمده، اين بچه ها هم خودشون بخودشون ظلم کردند هم که کسي نمي تونه فکر و برخورهاي خفني شان را از ظلمي و جناياتي که برشان شده جدا کند! کيفيت اين عکست هم ما رو کشته ها! (البته خوبه چون کسي نمي خواهد عکسش رو در همچنين جاهاي در وطن آزاد اسلامي ببينند!) خوب بود صداي اين جلسه و يا مهمتر از آن پرسش و پاسخ مردم را پيدا مي کردي مي گذاشتي بشنويم، خيلي حال مي ده! مخصوصا سئوالات کمونيستها سلطنت طلبها يا آدمهاي شاکي مثلا!

فرموده بودين اگه سوالي داشتيم بنويسيم تا شما هم زحمت بكشين واز آقاي بهنود در كنفرانس بپرسين . پس چي شد؟

وقتي كه اينها خودشون (دوستان ویاران آقای خاتمی ) وقتی که شجاعت اظهارنظررا ندارند چرا از مردم انتظار حمایت دارند

بابا ولخرجی کردی عکس گذاشتی

آقای عزيز شما تا آن حد از توان هوشی و سواد فارسی برای خواندن برخوردار هستيد تا بدانيد که سرکوب چپ در اوائل انقلاب نه مورد اصلی، نه وجه اساسی و نه حتی بعدی مهم از انتقادات چپ به دو خرداد نيست. نقد اساسی به سادگی اين است که اين ها در قرن بيست و بيست ويک می خواهند يک جمهوری دينی برقرار کنند. نتوانستند ونخواهد توانست؛ بقيه مشکلاتشان منجمله تمام خونريزيهايی که انجام دادند ناشی از همين ديدگاهشان است. شما واقعا اين را نفهميده ايد؟