من درک نمیکنم که چطور بعضیها از حالا که هنوز هيچ چيز معلوم نيست، انتخابات مجلس را تحريم کردهاند. اين خيلی غيرمنطقی است که آدم بر اساس پيشبينیاش تصميم سياسی بگيرد، نه براساس دادههای قطعی.
الان با توجه به تحصن مجلس واقعا معلوم نيست چه میشود. اصلا انتخابات برگزار میشود يا نه؛ و اگر برگزار میشود، چه کسانی رد صلاحيت میشوند و چه کسانی نه. بنابراين به نظر من هرکس تا قبل از وقتی که اسامی نامزدهای تاييد شده اعلام رسمی نشده بگويد حتما رای میدهد يا نمیدهد، يک تصمیم عجولانه و غيرمنطقی گرفتهاست. خودم هم واقعا نمیدانم اگر در ايران بودم رای میدادم يا نه. بايد تا آخر بازی را نگاه کرد و بعد تصميم گرفت.
ولی يک چيز را مطمئنم و آن هم حمايت از بستنشينان است.
درست است که نمايندگان فعلی مجلس، حتی آنها که بستنشستهاند، نه از نظر ظاهر و نه از نظر جهان بينی هيچ شباهتی به بسياری از ما ندارند؛ درست است که خيلیهايشان آدمهای بیسواد و تازهبهدورانرسيدهای هستند که فکر می کنند يک مدرک قلابی برايشان شعور و آگاهی میآورد؛ درست است که آنها موقعی که بايست بخاطر رد قانونهای مطبوعات، منع شکنجه، پيوستن به کنوانسيون رفع تبعيض از زنان، و اصلاح انتخابات، به شواری نگهبان اعتراض جدی میکردند، راحت و با خيال خوش سر جايشان نشستند و حتی حرفی هم از بستنشستن يا کار موثر ديگری نزدند؛ درست است که خواستهی بستنشينان در نهايت چيزی جز کوتاه آمدن شورای نگهبان نيست و اين خواسته نمیتواند انتخابات آزاد آينده را تضمين کند؛ درست است که اصلاحطلبان بسيار کمتر ازحدی که ما و بسياری از مردم انتظار داريم، میتوانند تغييری در ساختار قدرت بدهند؛ اما...
بستنشستن آنها و مقاومت غير قابل تصورشان تا حالا پرفايدهترين کاری بوده که تاحالا توانستهاند در مجلس ششم بکنند. چرا که نه تنها تمام سناريوی جناح راست را به هم ريخته و شايد تا آخر به هم بريزد، بلکه باعث اتحاد عجيب و غريبی بين تمام گروههای مخالف جناحراست شده است. حتی گروههای محافظهکار و قدرتطلبی مانند روحانيون مبارز را هم که مشکلی از نظر شورای نگهبان ندارند، وادار به دفاع از انتخابات آزاد کرده و در عمل در وقابل ولی فقيه قرار داده است.
بنابراين بدون اينکه فعلا لازم باشد حرفی از تشويق يا برحذر داشتن مردم از انتخابات بزنيم، به گمانم لازم است که از اين بستنشينی، که از معدود موارد اقدام عملی --و نه زبانی-- اصلاحطلبان دربرابر استبداد پيشروندهی تندروهای جناح راست است، حمايت کنيم.
اين که چطور میتوان حمايت کرد را نمیدانم. وقتی گروهها و حزبهای سياسی قوی نباشند همين میشود. چون اعتراض فردی هزينهاش زياد است و کسی جرات نمیکند تنهايی و به عنوان يک فرد تنها برود و جايی اعتراض بکند. ولی اگر نمايندهی يک گروه بزرگ باشد خيلی راحتتر است. اينجا است که اميدوارم همه متوجه شوند که چرا گروههای مختلف سياسی-اجتماعی، به هر بهانه که تشکيل شده باشند، چقدر مهماند. آنها سپرهايی هستند که از مردم عادی در برابر حکومت دفاع میکنند و هزينهی فردی فعاليتهای سياسی-اجتماعی را پايين میآورند.
اگر راه خلاقانه و جديدی برای حمايت مردمی میشناسيد لطفا بنويسيد.