مثل اينکه اشتباه میکردم که در وبلاگ بستنشينان بهدنبال يادداشتهای شخصی از اتفاقات آن میگشتم. چون با نگاهی به صفحهی آخر ياس نو (PDF) ديدم که احمد شيرزاد دارد دقيقا همان کار را در روزنامه میکند. (نسخهی متنی آن در وبسايت رويداد هم هست.)
او تا حالا در شش نوشتهی جالب و با نگاهی نسبتا شخصی، چيزهای جالبی را که در تحصن ديده، روی کاغذ آورده. اسم ستونش «نگاه از درون» است و تقريبا درست شبيه يک وبلاگ است. ما را باش که بيخودی دنبال چنين نوشتههايی در وبلاگ رسمی بستنشينان میگشتيم. (چرا کپی متنی و غير PDF نوشتههای او را در سايت امروز که بخاطر ممنوع شدن، محبوبتر شده نمیگذاريد؟)
تنها تفاوت اينجاست که اگر اين نوشتهها در وبلاگ منتشر شوند اولا میتوانند چند بار در روز و حتی به صورت زنده گزارش شوند، دوم اينکه میتوانند افراد بسيار بيشتر و متفاوتی را پوشش دهند.
ياس نو تيراژ زيادی ندارد و معلوم هم نيست همهی کسانی که آن را میخوانند، يادداشتهای شيرزاد را هم بخوانند. اما يک وبلاگ میتواند به رقمهايی بالاتر از ۱۰، ۱۵ هزار بيننده در روز برسد که يعنی تمامشان اين صفحه را ديدهاند. بر خلاف روزنامه که نمیتوان فهميد چند نفر صفحهی آخر را ديدهاند.
از طرف ديگر، بيشتر مخاطبان ياس نو، به احتمال زياد، همين الان هم از ماجرای تحصن آگاهی دارند و از آن حمايت میکنند. ولی چيزی که بستنشينان به آن نياز دارند آن است که بتوانند به کسانی که اصلا نمیدانند چه خبر است ولی بالقوه جزو حمايتکنندگان هستند، دست يابند. خيلی از وبلاگخوانان داخل و خارج از ايران دقيقا جزو همين مخاطبان هستند.
راستی اين را هم بگويم که تا زمانی که قيافههای زنان و مردان اصلاحطلب فرقی با مخالفان محافظهکار و اسلامگرای تندرویشان ندارند نبايد انتظار داشته باشند که جوانان جديد ايرانی تحويلشان بگيرند. نسل جديد جوانان، متولدان بعد از انقلاب، به شدت به «ظاهر» و «رويه»ی چيزها اهميت میدهند. راحت بگويم، تا وقتی اصلاحطلبان جرات تراشيدن ريششان را ندارند، کتوشلوارهای دوزاری و بدرنگ و بد فرم میخرند، پشت کفشهای زشتشان را میخوابانند، چادر سرشان میکنند يا اينکه مواظبند يک تار مویشان هم از روسریشان بيرون نيايد، نبايد اميدی به کسب حمايت واقعی جوانان جديد داشته باشند. اين يک شوخی نيست، کاملا جدی است و مطمئنم که نظرسنجیهای خودشان هم اهميت ظاهر را در سياست امروز ايران مشخص میکند.
در ضمن، اگر میخواهيد حمايت نسل جديد را از بستنشينیتان از دست بدهيد کافیاست يکبار ديگر اين خانم چادری پوشيهدار را در ميانتان راه بدهيد. (هر چی میگردم عکسش را در ايسنا پيدا نمیکنم. بابا ايسنايیها! بجای راهبهراه تبليغ مشکوک برای آیتیالهیها، برويد بخش جستجوی سايتتان را درست کنيد. هيچکس بجز خودتان نمیتواند چيزی در سايتتان جستجو کند بخاطر آن جاوا اپلت مسخرهای که آنجا گذاشتهايد.)