واقعا زشت است که ايران با اين همه آدم تحصيلکرده و انگليسیدان، فقط سه تا روزنامهی انگليسیزبان دارد که فقط هم يکیشان به شکل تکست روی اينترنت است و در نتيجه برای مردم جهان قابل دسترس. آنهم روزنامهی مزخرفی مثل تهران تايمز که دست تندروهای جناح راست است. روزنامهی ايران ديلی، با آن صقحهبندی زشت و آماتوریاش، فقط به شکل PDF روی اينترنت است و روزنامهی ايراننيوز هم که اصولا وجود ندارد، چون روی اينترنت نيست.
خوب که دقت کنيد میبينيد بر خلاف انتظار، جناح راست صدای خيلی بلندتری در اينترنت به زبان انگليسی دارد تا اصلاحطلبان. مثلا از بين وبسايتهای خبری روی اينترنت، فقط بخش انگليسی ايرنا است که نسبتا نزديک به اصلاحطلبان است. آنهم تازه فقط نزديک است، چون اصولا جزو رسانههای ملی است و باید بیطرف باشد. بقيه، يعنی بخش انگليسی اخبار صدا وسيما و خبرگزاری مهر، هر دو بسيار به جناح راست نزديکاند و اتفاقا تازه هم راه افتادهاند.
در دنيای جديد اگر صدايت به زبان انگليسی نباشد سخت شنيده میشود. ولی اگر روی اينترنت نباشی، اصولا وجود خارجی نداری. با اين حساب اصلاحطلبان اصلا در دنيا وجود ندارند. چون بجز خبرهايی که خبرگزاریهای اروپايی از ایران میفرستند، هيچ مقاله، يادداشت يا تحليلی از طرف اصلاحطلبان به دنيا ارايه نمیشود.
حتی گروههای ديگر هم به همين وضع دچارند. مثلا فکرش را بکنيد که نهضت آزادی حتی يک خبرنامهی الکترونيک ساده به زبان انگليسی ندارد که دنيا را از نظرات و مواضعش مطلع کند. تازه آنها کلی انگليسیدان اساسی دربينشان هست و اين وضع را دارند، وای به حال بقيه.
هرچه فکر میکنم دليلی بجز تنبلی و بیخيالی برای اين مشکل پيدا نمیکنم. پول که ماشااله همهشان حسابی دارند و برای کارهای ديگر دهها برابر آن را خرج میکنند. مخاطب هم که دارند. آدم انگليسیدان يا مترجم هم که مثل مور و ملخ در تمام ايران وجود دارد. پس ديگر چه بهانهای است جز تنبلی؟ (ايسنا الان چند سال است که گزينهی بخش انگليسیاش را در صفحه نگه داشته، ولی در آن هيچ چيز نيست. هرسال هم بودجهاش اضافه میشود. امسال اعتبارش رسيده به ۷۰۰ ميليون تومان که شايد زيادتر هم بشود در مجلس.)
زشت است بخدا که کشورهای عقبماندهای مثل پاکستان، عربستان، و بنگلادش چند روزنامه و هفتهنامهی چاپی يا الکترونيکی به زبان انگليسی دارند، ولی آن وقت ايران فقط دو سه تا هستند، آنهم به فجيعترين شکلهای ممکن.