زيتون که فيلم سفر مثلا مخفيانهی رهبر انقلاب را به بم ديده، نوشته:
ديشب کانال سه تلويزيون فيلمي از سفر اسمشو نبر-چون مخفيانه بوده- به شهر بم، با کلاه گشادو کاپشن بلند روي دامن(اول فکر کردم دامنه) پخش کرد.. فکر ميکنم بعد از مدتها بود که يه فيلم خيلي سرگرمکننده ميديدم.. خدا پدرمادر اين لاريجاني رو بيامرزه که اينقدر به فکر انبساط خاطر ماهاست.. ماشالله اونقدر اين تغيير قيافه به مدد هنر گريمورهاي ماهر، طبيعي بود که همه ي مردم ايشون رو حاج آقا خطاب مي کردن و دهنشون سه متر باز مونده بود که اين آقا کلاهي کيه که اين همه بادي گارد و نوچه داره و اينهمه احساس رهبريت مي کنه.. خانمي هم که اصلا ايشون رو نشناخته بود، نمي دونم حس ششم داشت يا بهش وحي شد که ايشون دستشون اشعه ماوراءالطبيعه دارن... التماس کرد که حاج آقا( مثلا نشناخته کيه) دستتو بکش رو چشمم تا شفا پيدا کنه.. حاج آقا هم با رأفت بخصوصي، چفيه شون رو روي دست چپ کشيدن -که نکنه خداي نکرده اسلام در خطر بيفته- و روي چشم خانم کشيدن ... خانم که اصلا آقا رو نمي شناخت گفت: نه حاج آقا با اون يکي دستتون که شهيده! آقا هم با بزرگواري مثال نزدني دوباره چفيه رو روي دست آسيب ديده شون کشيدن و دوباره چشم خانم رو لمس نمودن! مي گن خانومه الان چشاش خلباني شده و داره با مرکز اختر شناسي کرمان همکاري مي کنه....
از معجزات ديگهي ايشون اين بود که تموم چادرهاي سوراخ سوراخي که هر کي ميره بم شاهدشه، هر جا که اين آقاهه پا ميگذاشت چادرها خارجي و نو و تازه از توي جلد دراومده ميشدن.. از چروکهاي روي چادر يه نظر ميرسيد که تازه دراوردنش(خطاي چشمي بود).. معجزه پشت معجزه.. من که از تعجب چشام گرد شده بود.. لحظههاي دلهرهآوري بود که اين کيست که عالم همه فداي اوست؟.... دستاشو ميبوسن و براي لب خانومها به خاطر مسائل بهداشتي روي دستش چفيه میندازه؟...
ناگهان در جلوي چشم دهها نفر که هيچکي نفهميده بود اين شخصي که ازش نور ميباره کيه، کلاه از سر برداشته شد.. ريش از توي کاپشن بيرون اومد...چه لحظات دلهرهآوري!! دوربين مو به موي اين دگرديسي رو نشون ميداد...
و دارارارام....
عبا و عمامهاي بر سرش گذاشت.. خداي من..آخ قلبم.. ايشون آقا و سرور همه مسلمانان جهان بودن.. احترام بگذاريد!
راستش را بخواهيد، اگر کاريکاتوريست بودم و از جانم --يا جان همین وبلاگم-- هم سير شدهبودم، شروع میکردم به کشيدن يک سری کميک استريپ که قهرمانش رهبر انقلاب در لباس نيمه مبدل باشد که يک کلاه خندهدار سرش گذاشته، بارانی پوشيده و ريشش را زير آن قايم کرده. فکر کنم آقا اين فيلم را اول بايد با نوه هايش نشان میداد و بعد اگر میديد آنها خندهشان نمیگيرد آن وقت دستور پخش آن را میداد.
علی لاريجانی مثلا میخواهد نشان بدهد که چقدر در این روزها که عدهای نمايندهی «گردنکلفت» مجلس نگران مقام و مال دنيا هستند، رهبر انقلاب چه بیتوجه به «زخارف» دنيا با لباس مبدل و چونان مقتدای خويش، علیابنابیطالب به ميان مردم دردمند کوچه و بازار رفته است تا در درد آنها شريک شود--البته با کلی بادیگارد گردنکلفت در فاصلهی سه سانتيمتری از صورت مبارکش و همان عينک و چفيهی مشهور که هيچکس نمیداند آنرا کجا ديده است.