راستش من با نظر آقای ابطحی دربارهی اینکه وبلاگ نويسان نبايد تحت اين عنوان به عمل سياسی دست بزنند موافقم. برای همين هم برای اجتماعی که چند نفر شنبه روبروی کاخ سعدآباد در اعتراض به خاتمی کرده بودند تبليغ نکردم.
به نظر من داشتن وبلاگ، درست شبيه داشتن ايميل يا وبسايت، موجب يک جور طبقهبندی صنفی نيست. چون در واقع شغل هيچکدام ما نيست. يک تکنولوژی ارتباطی است که هر کداممان استفادهی متفاوتی میکنيم. همانطور که خندهدار است که بشنويم عدهای از ايميل داران در مالزی جمع شدهاند و به نخستوزيرشان اعتراض کردهاند، جمع شدن وبلاگداران هم برای اعتراض به مسالهای که بهطور مستقيم به اصل مشترکشان، يعنی وبلاگ، ربطی ندارد، بیمعنی است. اگر وبلاگداران جمع شوند و به چيزی که اصل مشترکشان را تهديد میکند (مانند فيلترينگ وبلاگها) اعتراض کنند اصلا غير منطقی و بیمعنی نيست و برعکس قابل تشويق هم هست. ولی به نام وبلاگداران فعاليت غيرمرتبط کردن بیمعنی و حتی مضر است.
ضرر دارد به خاطر اينکه اينجا ايران است و نهادهای امنيتی تا وقتی روی يک گروه سياسی و اجتماعی برچسب نزنند نمی دانند چطور بايد با آن برخورد کنند. اين جور اعتراضها اگر رواج پیدا کند هر کسی به خودش اجازه میدهد به نام جمعی از وبلاگنويسان برود و عملی سياسی انجام دهد. شايد اين دفعه اکثر ما با کار معترضان به رييس جمهور موافق باشيم، ولی اگر که يک سری وبلاگنويس حزباللهی بروند مثلا به ديدار رهبر انقلاب و به نام وبلاگنويسان ايرانی دست او را ببوسند و از «بيانات گهربارش» حمايت کنند چه میخواهيم بکنيم؟ ماجرای انجمن وبلاگنويسان را يادتان هست؟
به نظر من برای عمل سياسیای که مستقيما به اصل مشترک وبلاگنويسان مرتبط نيست، درست نيست که از چتر وبلاگنويسان استفاده کنيم. به جای آن میتوانيم زير چترهای بسيار کمخطر و پرفايدهتری جمع شويم. حتی اگر چتری که راضیمان کند وجود ندارند خودمان میتوانيم چتر بسازيم. گروه «جوانان تهران برای انتخابات آزاد»، «اتحاد دانشجويان مستقل ايرانی»، «انجمن دانشجويی دفاع از دموکراسی» و... فکر میکنيد گروههای سياسیای که الان اينقدر مشهورند از کجا به وجود آمدهاند؟ برای فعاليت يا اکتيويزم سياسی لازم نيست آدم مجوز دولتی داشته باشد. قانون اساسی هم اين را در اصلهای ۲۶ و ۲۷ میگويد:
اصل ۲۶ - احزاب، جمعيتها، انجمنهای سياسی و صنفی و انجمنهای اسلامی يا اقليتهای دينی شناخته شده آزادند، مشروط به اين كه اصول استقلال، آزادي، وحدت ملي، موازين اسلامی و اساس جمهور اسلامی را نقض نكنند. هيچکس را نمیتوان از شركت در آنها منع كرد يا به شركت در يكی از آنها مجبور ساخت.
اصل ۲۷ - تشكيل اجتماعات و راهپيماييها، بدون حمل سلاح، به شرط آن كه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.
خلاصه اينکه با وبلاگ میتوان اين جور اعتراضها را سازمان داد، همانطور که با ايميل و چت و امثال آن میتوان. ولی اين اعتراضها به نظر من نمیتواند زير چتر وبلاگداران يا ايميلداران انجام بشود. مگر اينکه مستقيما ربطی به وبلاگ داشته باشد.