نگرانیهايی از نوع نگرانی سعيده اسلامیه در روزنامهی شرق دربارهی تغيير شکل و هويت مراسم عاشورا به نظر من بی مورد است:
عزاداري جاي خود را به كارناوالي داد كه ديگر در آن حزن و اندوهي ديده نمي شد.در شام غريبان امسال، حسين(ع) به واقع غريب بود. اين را مي شد از چهره هاي خندان عابراني ديد كه در كنار خيابان ها شمع در دست داشتند و با چشمان بزك كرده خود در جست وجوي كساني غير از حسين(ع) بودند.
اول اينکه معنی وشکل مراسم مذهبی در طول تاريخ در تمام تمدنهای جهان تغيير کردهاند. برای مثال کريسمس، ايستر، گود فرايدی، و هالووين را در اروپا و آمريکا نگاه کنيد که از مراسمی با معنای مذهبی تبدیل به آيينهايی سکولار و حتی در مواردی تجاری و مصرفی شدهاند.
دوم اينکه عاشورا و تاسوعا در عمل تنها جشنوارههای خيابانیای هستند که از سالها پيش، حتی قبل از انقلاب، در ايران وجود داشتهاند. اين جشنوارهها کارکردهای پيشبينینشدهی زيادی از بعد معاشرت اجتماعی دارند که در اين سالها بخاطر فشار حکومت و محدوديتهای سياسی، عمدهتر هم شدهاند. بنابراين خيلی عادی است که جوانهای ايرانی با زرنگی از يک مراسم مذهبی --و در نتيجه امن از گزند حکومت-- برای تفريح و معاشرت استفاده کنند.
اگر حکومت میخواهد مراسم مذهبی شکل اوليهی خود را کم و بیش حفظ کنند بايد مسيرهای بیخطر ديگری را برای معاشرت آزادانهی جوانان باز کند تا آنها مجبور به استفاده از مراسم مذهبی نشوند. جا انداختن يک جشنوارهی خيابانی ملی --برای نوروز، سده، يا مهرگان-- کاری ندارد و در عرض پنج، شش سال میتوان آن را جا انداخت. به شرط اينکه حکومت عقلش برسد و جلوی رشد و رواج آنها را نگيرد.