برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۲۶ اسفند ۱۳۸۲ | 16 March 2004

 صفحه‌ی ديدگاه‌ها و کوچکی حروف

  لينک‌دونی هفته
  • Referrers 2.0

    برای اينکه ببينيد چه کسانی از کجاها به هر صفحه‌تان لينک داده‌اند

Excerpt: Iranian papers do not specify a page for editorials and opinion columns; instead they spread them out in the paper which is not as reader-friendly as the latter way. They also don't measure the size of articles or stories by words, so they all end up making the fonts smaller to fit all that writing in a little space. It's now time to change it and the young team in Shargh newspaper are the best to do it.

تقريبا در تمام روزنامه‌های انگليسی‌زبان دنیا رسم است که صفحه‌ای مخصوص سرمقاله‌ها و مقاله‌های ستون‌نويسان ثابت و نيز نظرهای خوانندگان دارند. اين بخش (که در اغلب روزنامه‌ها مانند گاردين دو يا حتی سه صفحه است) معمولا در در صفحه‌های آخر روزنامه قرار می‌گيرد و جايی ثابت دارد. ستون‌نويسان هم تقريبا ثابت هستند و هر روز يا هفته‌ای دو، سه بار می‌نويسند.

اين روش به نظر من از روشی که در ایران پياده می‌شود، يعنی گنجاندن اين ستون‌ها در جای‌جای صفحه‌ها، بهتر است؛ بخصوص از سرمقاله‌ها يا ستون‌هايی که يا به کل يا بخشی از آنها در صفحه‌ی اول می‌آيند. دليل اول اينکه صفحه‌ی اول روزنامه از همه بيشتر برای رساندن خبر و جزييات مهم آن است و جايی نيست که خواننده تحمل خواندن تحليل يا ديدگاه را داشته باشد. صفحه‌ی اول مال سرپايی خواندن است و ستون و ديدگاه را بخصوص وقتی دو تکه هم بشود (مثل ستون سمت چپ صفحه‌ی اول شرق) کمتر کسی می‌ةواند سرپايی بخواند. دليل دوم آن‌که اصولا در روزنامه‌های دنيا تا جای ممکن از دو تکه شدن مطالب، بخصوص ستون‌ها، جلوگيری می‌کنند. چون يک جور زحمت و پراکندگی ذهنی برای خواننده درست می‌کند که باعث می‌شود خيلی وقت‌ها از خير خواندن بقيه يا کل مطلب بگذرد؛ واز طرف ديگر باعث زشت شدن صفحه‌آرايی می‌شود. چون در صفحه‌ی مجزا برای ديدگاه‌ها می‌توان به آسانی از تصويرسازی و کارتون و کاريکاتور استفاده کرد بدون ترس از جای کم.

نکته‌ی ديگری که در روزنامه‌های ايران معمولا ناديده گرفته می‌شود آن است که برای نوشته‌ها طول مشخصی معين نمی‌شود و برای نه تنها صفحه‌بندی را بسيار مشکل می‌کند، بلکه باعث عادت‌های بسيار بدی مانند کوچک کردن حروف می‌شود که از گناهان کبيره در روزنامه‌نگاری است و نشان‌دهنده‌ی تنبلی سردبير و دبيران بخش‌ها است.

برای مثال در روزنامه‌هايی که آقای شمس‌الواعظين در می‌آورد حروف هميشه در چند اندازه‌ی گوناگون استفاده می‌شدند. حتی گاهی آن‌قدر ريز می‌شد که جوانان زير سال هم سخت می‌توانستند آن را بخوانند، چه برسد به بسياری از روزنامه‌خوان های ايرانی که بالای ۵۰، ۶۰ سال سن دارند. در ايران رسم نيست که بر اساس تعداد کلمات نوشته‌های روزنامه‌نگاران را حساب کنند و همه چيز وجبی است. مثلا اگر شمس‌الواعظين بجای لم دادن به عقب و پيپ کشیدن و گپ زدن با ميهمانان دايمی‌اش کمی به کارهای اصلی خود می‌رسيد، لازم نمی‌شد مقاله‌ی بهنود يا زيبا کلام را با آن‌قدر ريز چاپ کند تا در صفحه جا بشود. بلکه می‌نشست و با مدير فنی بی‌خيال و هياتی‌اش (آقای شيرازی که جالب است بدانيد صبح‌ها در کيهان شريعتمداری کار می‌کرد و عصرها در عصر آزادگان شمس و تقريبا هم بخاطر تنبلی و بی‌خيالی شمس، متاسفانه، همه‌ی کاره‌ی روزنامه‌ی عصرآزداگان بود) و صفحه‌آرای روزنامه مشخص می‌کرد که مثلا هر ستونی چند کلمه بايد داشته باشد تا در صفجه جا شود و لازم به کوچک‌کردن حروف هم نباشد.

حالا می‌بينم که اين مشکل در روزنامه‌ی شرق هم هست و گاهی بايد آن را با ذره‌بین خواند. هرچند که محمد قوچانی آدم بسيار جدی و بامسووليتی در اين جور کارهاست و خيلی عادت‌های غلط قديمی را در شرق يا همشهری جهان سابق عوض کرده (مانند بستن صفحه‌ی اول به شکل تمام‌صفحه و نه نصف صفحه که در ايران رسم است) ولی هنوز مثل اينکه سيستم سنجش بر اساس تعداد کلمه را در تحريريه‌اش جا نينداخته و در نتيجه بازهم گاهی به کوچک‌کردن حروف رو می‌آورد. هرچند که همين الات هم آنقدر حروف روزنامه را کوچک کرده است که آدم چشم درد می‌گيرد. (به همين سادگی بازار روزنامه‌خوان‌های مسن‌تر را از دست می‌دهند)

شرق که از معددود روزنامه‌های پوست کلفت و نسبتا با ثبات ايران است می‌تواند اين دو نکته را (صفحه‌ی ديدگاه‌ها و ستون‌ها، و کوچک‌کردن حروف) در روزنامه‌های ايرانی رواج دهد و جا بيندازد.

تکميل:
- توضيح محمد قوچانی، سردبير روزنامه‌ی شرق را در صفحه‌ی آخر روزنامه‌ی ۱۸ فروردين دراين باره:

«حسين درخشان عزيز از اينكه با اين دقت شرق را مي خواني متشكرم. درباره فونت مطالب يك بار ديگر هم در تهران با هم گفت وگو كرده بوديم در دوره همشهري ضميمه كه كار محدودتر بود و جمع و جورتر. اما شرق هم گسترده تر است و هم حساس تر. سانسور عبارات سبب مي شود بعضي ستون ها در آخرين ساعات ارسال به چاپخانه كوتاه مي شوند و به همين دليل يا با عكس هاي بي ربط و باربط پر مي شوند يا ريز و درشت مي شوند.فونت استاندارد همشهري ضميمه ۸ بود كه در شرق به دليل افزايش صفحات به ۹ ارتقا يافت. با وجود اين وقتي آگهي مي آيد گهگاه مجبوريم از فونت ۵/۸ يا ۸ استفاده كنيم. كه اين البته بيشتر در مورد صفحه اول و سرمقاله كه شخصاً آن را مي بندم اتفاق مي افتد.

در مورد انتقال ستون ها به صفحه اي مستقل هم فكر مي كنم. تعبيه يك ستون تحليلي (مقاله / يادداشت) در هر صفحه به تنوع آن صفحه كمك مي كند كه خبر يا گزارش را با تفسير بخوانند.صفحه مقالات مورد اشاره تو زماني مي تواند راه بيفتد كه ما چند ستون نويس ثابت داشته باشيم كه الحمدالله به دليل فضاي مطبوعاتي كشورمان اكثر ستون نويس هاي حرفه اي (گنجي، باقي، بهنود، مرديها، نبوي، و...) يا از حضور در روزنامه هاي تهران محرومند يا آن قدر محدودند كه نمي توانند به ستون هاي ثابت فكر كنند. من البته در ويژه نامه عيد ۸ صفحه اول روزنامه را اين گونه منتشر كردم و بخش مقالات را از بخش گزارش هاي سياسي جدا كردم (مقالات حجاريان، تاج زاده، سوسن شريعتي، ابراهيم يزدي و باقي) اما كار روزانه سخت است.باز هم از دقت تو متشكرم»


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

تبعیدی عصبانی
یک پزشک
خوابگرد
دوشیزه شین
سولوژن
عرب عصبانی
فلیسوف مآب رمانتیک
آهستان
حاجی واشنگتن
کوروش علیانی
دوم دام
بچه‌ی قلهک
زهرا
یادداشت‌هایی از کابل
بلوط
۳۵ درجه
آرش «کمانگیر» آبادپور
حسین پاکدل
۴ دیواری
یک وحید
مونتاژ انتقادی
پویان طباطبایی
نگارک‌ها
شب پیشگویی
آدم و حوا
کتابلاگ
دادابیس
از پشت یک سوم
حسین نوش‌آذر
عبدالقادر بلوچ
سینا دیلی
نانا
خورشید خانوم
پویان و سیما
گناهکار
ناهید رکسان
سیبستان
بامدادی
رویای آريایی
نگاه نو
نگاه نو
امنزیاک
فوکو بلاگ
مریم مومنی
خیاط باشی
فروغ
نیما دارابی
نازخاتون
مارسی نیومن
مرتضی نگاهی
هوشنگ دودانی
دستنوشته‌ها
روزنامه‌نگار ممسلمان
کریم ارغنده‌پور
شرح
کمال
راه من
مسعود بهنود
مریم ابریشم‌کار
فانتازیا
مسعود ده‌نمکی
روزنه
توکا نیستانی
مازوخیسم محاسباتی
زیتون پرورده
زيتون
جمهور
من راه نشین
آق بهمن
هپلی
امور ایران
حمید مافی
محمود فرجامی
پاسداران
حقوق‌دان پاریسی
طاها بذری
پاگرد
گردباد
خانوم حنا
میرزا پیکوفسکی
موج
صفا در ال.ای
فریادناممه
ملکوت
غلاف تمام فلزی
آن سوی دیوار
ارزیابی‌های شتابزده
لات‌لند
یک فتحی
شکرخواه
ایرانی طعنه‌آمیز
مهستی شاهرخی
جمال
پیاده رو
سمیرا سامانی
ایران‌شهر
آزادنويس
ایمیان
نوه‌ی غلامرضا تختی
لیلی نیکونظر
سبیل طلا
خط قرمز
لگوماهی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
بابک داد
وب‌نگاشت
حسام‌الدین آشنا
محمد نوری‌زاد
افسون فسرده
هادی خرسندی
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
منبر دات نت
مرصاد
بی‌بی‌گل
نسل خمینی
جواد کاشی
امیرحسین ثابتی
ف.م.سخن
آچار فرانسه
بی اجازه کوچیکترا نه
رزانیات
سوگلی ریچارد پرل
راهرو
کلنگ کمونیست کارگری
اکبر منتجبی
آی‌تی.ايران
خاکریزیسم
علیرضا شیرازی
احمد جلالی
خسرو نقیبی
حامد قدوسی
کیبرد آزاد
سلمان
ddmmyyyy
مهدی یوسفی
آزاده عصاران
نوک‌تیز
مریم اينا
میرزا
دلبستگی
روزها
انتخاب زنان
آشپزباشی
ابراهیم اسکافی
مشکات
خبرنگار مسلمان
مهدی محمدی
حسین رنجبران
سجاد صفارهرندی
فانونایت
شهرزاد
کامپیتور و ارتباطات
مهدی اسماعیلی
هنوز
زمستان است
شب‌نامه‌ها
گل‌آرا حمزه
چرک‌نویس
غربتستان
تبرمرد
محبوبه حسین‌زاده
احسان
بسیج جهانی
نگفتنی‌ها
هادی نیلی
انتخاب انسانی
خرچنگ زاده
یک استکاان چای داغ
نقیز
شنا در شنزار
مرد تنها
مرصاد امروز
شاخ به شاخ
مجید تفرشی
بازیگر آماتور
آرش صالحی
شبنم طلوعی
آرش غفوری
نیکی اخوان
عباس معروفی
سهند شمس
بیروت ریپورت
کافه ناصری
مطالعات فرهنگی رادیکال
لوبيا
سایه
جواد روح
ضدمورچه
پسر فهمیده
کشکول جوانی
حمید کریمیان
جوانفکر
حنیف مزروعی
پژمان نوزاد
نسرین افضلی
سهیل کریمی
امید معماریان
اسماعیل نیوز
فرنگوپولیس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
فواد صادقی
نظرات ديگران

do you expect from a popular beloved "mardomi" journalist to shut up his mouth about Shamsol'vaezin or other Editors and become a blind machine writing only about technical details about a fault in some newspaper and overlooking possible editor's share in it sir

حسین آقا من برای شما و کارتون خیلی احترام قائلم ولی یک شکایت کوچولویی هم دارم و با اجازه عنوان میکنم. ای کاش شما در مطالبی که عنوان و بحث میکنید از تحقیر و کوچک کردن و اصولأ از نام بردن بی نیاز از افراد خودداری میفرمودید. منظورم مواردی نیست که به عنوان مثال شما اگر در مورد مطلب سیاسی مینویسید و نامی از خاتمی یا پرزیدنت بوش یا دیگران در چهار چوب مطلب فوق میبرید بلکه مواقعی را میگویم مانند این بحث کوچکی حروف یا بحث روزنامه نگاری که یک بحث صرفأ فنی و تکنیکی است که اصلأ احتیاجی به درج نام آقای شمس‌الواعظين و استفاده از آن لحن تمسخر آمیز و کوچک شماری ایشان نبود برای عنوان کردن آنچه نظرتان بود...به عقیده این حقیر مردمداری و اعتدال نظر از عوامل مهم بقای کار و محبوبیت یک روزنامه نگار و نویسنده مردمی است! موفق باشید...

يه روز مي‌شي نظريه‌پرداز روزنامه‌نگاري، يه روز ديگه مي‌شي استاد مسلم جامعه‌شناسي. يه روزوكيل مدافع بهنود هستي، يه روز دادستان شمس. يه روز مي‌گي اگر حرف خارج از اسلوب روزنامه‌نگاري بزنيد نظرتون رو پاك مي‌كنم،‌ يه روز خودت فحش خواهرمادر مي‌نويسي. درباره دعواي ويندوز واپن‌سورس هم كه ... بگذريم، چارديواري اختياريست، قبول. فكر كنم اگر وبلاگ كسي رو براي چند ماه دنبال كني مي‌توني تا حدودي شخص نويسنده رو بشناسي. من شما رو تا به حال زيارت نكردم،‌ ولي مي‌تونم تجسم كنم كه آدمي هستي كه معتقدي درباره همه چيز مي‌دوني، مي‌توني به راحتي درباره همه‌چي اظهار نظر كني، و نظراتت صد در صد درسته. به عقيده من اين عميق‌ترين چاه پيش پاي يك دانشجوست. وبلاگت به همين دليل كم‌كم داره بينهايت يكنواخت مي‌شه. مي‌گي نه؟ برنامه هفته آينده وبلاگت رو ببين: فلاني چقد شوته + من چقد باحالم + چقد خوانندگان تهي‌مغزند + من چقد متفكرم + ...

To see the amazing 4 Billion Tomans Invested in Shargh Newspaper and asking where it has come from is Journalism yet to see small fonts in it which nobody sees is probably new, Hoderism, so to say

سلام ببخشيد "جوان زير سال" يعني چي؟

سلام حرف‌هايت را قبول دارم فقط خواستم يک چيز را بگويم که احتمالا هودت هم می‌دانی. سيستم نوشتن متن بر اساس تعداد حروف مال کسانیست که مطالبشان را خودشان تایپ می‌کنند. در روزنامه شرق فکر کنم فقط سام فرزانه و محسن آزرم هستند که همه مطالبشان را پشت کامپیوتر می‌نویسند. بقیه (عموماً) يادداشت‌هايشان را روی کاغذ می‌نويسند و حروفچين‌ها آنها را تایپ می‌کنند. البته اين فقط به اين خاطر نيست که بچه‌ها تایپ بلد نيستند (بعضی از بچه‌ها مطلب‌هايی را که در خانه می‌نويسند تایپ می‌کنند) يکی از دليل‌هايش کم بودن دستگاه کامپيوتر در تحريريه است. البته ناشکر نباشيم. شرق بيشتر از بقيه روزنامه‌ها دستگاه کامپيوتر دارد.

به جز این نکات، یکی دیگر از مواردی که در روزنامه های وطنی مورد کم لطفی واقع شده، استفاده از کاریکاتور و کمیک استریپ است. "همشهری ماه" و همین طور تعدادی از طرحهای صفحه اول "همشهری جهان" نمونه های بسیار خوبی در استفاده از کاریکاتورهای قوی و تأثیرگذار هستند. شماره اول شرق هم با یک کاریکاتور فوق العاده از کمال خرازی و ماجرای خزر در صفحه اول شروع شد، اما در شماره های بعدی تداوم نیافت. استعدادهای بسیار خوبی که در این زمینه در ایران وجود دارد. چون امکان ارسال دنبالک ندارم، لینک مطلبی را که در وبلاگم نوشته ام اینجا میگذارم: www.borji.com شرمنده! با بلاگر کار میکنم، اما هنوز لینک اختصاصی هم نداره!

متنت رو کامل نخوندم اما یک چیزی بهت می گم. قربونش جامعه شناسی رو بگذار کنار سفت و سخت بچسب به روزنامه نگاری