خب، ما رفتنی شديم. چند ساعت ديگر بايد برويم فرودگاه. مرجان دارد آخرين چيزها را در چمدان میگذارد. چشمم به دوربين خورد. اوه، بايد بگذارم شارژ بشود.
از ساعت ۱۰ صبح تا همين الان که ۱۰ و سی و هفت دقيقه باشد، داشتيم دوتايی زور میزديم تا از Ticketmaster بليط کنسرت مدونا را که بعد از ۱۳ سال قهر قرار است به تورنتو بيايد بخريم. (کسانی که نوجوانیشان را در دههی هشتاد نگذراندهاند نمیدانند مدونا کيست و چرا مهم است البته.) اين شايد آخرين کنسرت اين شکلی او باشد، بنابراين سعی میکنيم به خودمان بقبولانيم که ۹۰ دلار برای آن میارزد. بخصوص که بعد از شايد نيم ساعت نشستن و زور زدن پشت اينترنت و صدبار از نو سفارش دادن، بالاخره موفق شديم و شش تا بليط خريديم. هرچند که دوتايش را من اشتباهی خريدم، ولی ضرر ندارد. روی دستمان نمیماند بالاخره. البته برای روز ۱۹ جولای راه داد فقط؛ يعنی کنسرت دومش که در همان Air Canada Center برگزار میشود. کنسرت اولی که ۱۸ جولای بود هرکاری کرديم راه نداد. احتمالا اگر صف مجازیاش را تصور کنيم در واقعيت چيزی شبيه به صف سينما آزادی سابق میشود که مثلا توی وزرا تا ميدان آرژانتين سابق يا حکيم فعلی کشيده شده باشد. (جالب میشودها؛ صف بليط کنسرت مدونا تا ميدان حکيم!)
خلاصه اينکه با دلی آرام و قلبی مطمئن از خدمت خواهران و برادران خداجوی تورنتو مرخص شده و تا چند ساعت ديگر به خدمت خواهران و برادران شهر شهيدپرور زوريخ نائل میآييم. من اگر در ميان شما باشم يا نباشيم نگذاvيد اين وبلاگ به دست نامحرمان بيفتد.