پريروز ايرنا خبری را به نادرستترين و آماتوریترین شکل ممکن با دربارهی همايشی در واشنگتن دربارهی وبلاگهای ايرانی تنظيم کرد و چند روزنامه از جمله شرق هم بدون دقت، چاپش کردند. اين خبر آخر افتضاح در روزنامهنگاری دولتی ايران است. آن را موشکافی میکنم و واقعيتسنجی (Fact-check):
تهران پايتخت وبلاگ دنيا
ايرنا: همايش مطالعات ايراني در واشنگتن براي بررسي وبلاگ هاي فارسي و تجزيه و تحليل آثار فارسي هشتم خرداد ماه سال جاري برگزار مي شود.اين همايش سه روزه در مركز جامعه بين المللي مطالعات ايراني و انجمن مطالعات جوامع فارسي واشنگتن برگزار ميشود.
اين همايش درواقع پنجمين کنفرانس دوسالانهی جامعهی جهانی مطالعات ايرانی (ISIS) است و وبلاگ و ارتباطش با دموکراسی در ایران تنها موضوع يکی از دهها پانل کنفرانس است. (برنامهی کامل کنفرانس را ببينيد)
تعداد قابل توجهي از افراد در سراسر جهان با فرستادن يادداشت هاي خود از طريق پايگاه و وبلاگ ها به انتشار اطلاعات به دست آمده مي پردازند و مخاطبان را در جريان اطلاعات خود قرار مي دهند.
يک نفر جان من اين جملهها را معنی کند: مريم از طريق پايگاه و وبلاگها، با فرستادن ياداشتهای خود دارد به انتشار اطلاعات به دست آمده میپرذارد. مريم دارد مخاطبان را در جريان اطلاعات خود قرار میدهد. مثل اينکه ايرنا افتاده دست پاکستانیهايی که زبان دومشان فارسی است.
به عقيده كارشناسان علوم رايانه اي، آغاز وبلاگ نويسي در كشور ما به سال ۱۳۸۰ برمي گردد كه اندكي پس از شكل گيري وبلاگ نويسي در آمريكا آغاز شد و هنگامي كه مشكل توليد صفحه هاي فارسي اينترنتي با بحث يوني كد رفع شد، وبلاگ نويسي در ايران شكل گرفت.
چون تاريخچهی وبلاگهای ايرانی به چند قرن قبل برمیگردد، برای درک چگونگی شکلگيری و رواجش بايد از کارشناسان علوم رايانهای نظر خواست. هر کدام از آنها هم عقيدهای دارد که با ديگری متفاوت است. اسناد به دست آمده از حفاری باستانشناسان نشان میدهد به محض اينکه مشکل توليد صفحههای فارسی اينترنتی با «بحث» يونيکد (يونيکد استاندارد است، نه بحث. نويسندهی خبر بچه آخوند است.) رفع شد، به فاصلهی چند ثانيه، وبلاگنويسی در ايران شکل گرفت.
ايران نسبت به جوامع ديگر با پديده وبلاگ به شكل عمومي تري برخورد كرده است به طوري كه كاربران وبلاگ نويسي فارسي طيف گسترده اي از افراد جامعه را در برمي گيرند. برخي منابع غير رسمي مي گويند كه ايران از نظر وبلاگ نويسي بعد از آمريكا و كويت رتبه سوم را در جهان دارد و تهران لقب پايتخت وبلاگ دنيا را به خود اختصاص داده است.
سوراخهای اين پاراگرف آخر خبر با چند سوال مشخص میشود: ايران جامعه است يا کشور؟ تعريف عمومیتر چيست؟ کاربران وبلاگنويسی يعنی چه؟ بر اساس چه آماری وبلاگنويسان ايران از نظر اجتماعی گوناگونتر از به ديگر کشورهای جهان هستند؟ آيا آماری دربارهی گوناگونی اجتماعی وبلاگنويسان دنيا موجود است؟ منابع غير رسمی از روی شکمشان میگويند يا بر اساس محاسبه يا تخمين؟ کويت اين وسط چهکار میکند که تعداد وبلاگنويسانش در دنيا در مقام دوم است؟! (اصلاح میکنم: نويسندهی خبر کويتی است، نه پاکستانی.) تهران توسط چه کسی يا سازمانی لقب پايتخت وبلاگ دنيا را به خود اختصاص داده است؟ اصولا وقتی کشوری در چيزی مقام سوم را دارد چطور میتواند پايتخت آن چيز باشد؟
آدم بهخدا مات و مبهوت میماند. انگار يک جوان تازهبالغ و حشری کويتی که تازه دارد فارسی ياد میگيرد خبر را نوشته است -- اسکيزوفرنيا هم دارد ظاهرا. میدانيد چيست؟ فکر کنم بولتنهای محرمانهی اطلاعاتی کشور را هم که رهبر انقلاب و مقامات ديگر بر مبنای آن تصميم میگيرند، همين گروه از جوانان کويتی (يا بدتر، پاکستانی) تهيه میکنند که آقايان اينطوری حکومت میکنند.