اي بابا! اين پرستو حسابی شرمنده کرده من را. بدون اينکه هيچ قرار و مداری در کار باشد، در جلسهای که ديروز ۱۵۰ جوان فعال با خاتمی داشتهاند و هر کدام وقت داشتند سه دقيقه حرف بزنند، راجع به سانسور در اينترنت سوال کرده و به طور مشخص به وبلاگ من اشاره کرده و پرسيده که چرا دولت آن را فيلتر میکند. بعد هم دربارهی زيرساختار ضعيف اينترنت پرسيده:
نوبت به من رسيد كه به عنوان وبلاگنويس و جوان فعال در حوزه اينترنت سؤالم را بپرسم. گفتم: «هيچوقت فكر نميكردم در دوران رئيسجمهوري كه با شعار زنده باد مخالف من پا به ميدان گذاشت، فيلترينگ و سانسور فكر آن هم در آزادترين رسانه يعني اينترنت، آن هم بدون قانون حاكم شود. چرا سايتهاي شخصي و وبلاگهاي افرادي مثل حسين درخشان كه زماني از روزنامهنگاران ما بوده، بايد فيلتر شود؟ تنها حسني كه فيلترينگ براي ما داشته، بيشتر شدن مهارت فني كاربران براي دور زدن فيلترينگ بوده»
سيدمحمد خاتمي در جواب گفت: «در دنياي امروز مرزگذاري ميان ذهنها و آنچه بيرون ميگذرد محال است، ما جلوي سايتها و شبكههاي سياسي را نميگيريم اما همين آمريكا آيا اجازه ميدهد در درون مرزهاي كشورش تلويزيون راه بيندازيم و عليه سياستهاي آمريكا تبليغ براندازي كنيم؟ آنهايي كه دنبال تخريب و براندازي هستند فيلتر ميشوند».
حالا که احتمالا به زودی کسانی از طرف آقای خاتمی مسوول بررسی محتوای اين وبلاگ میشوند بد نيست يادآوری کنم که من مخالف سرسخت براندازی (که همان انقلاب است) جمهوریاسلامی و برخورد خشونتآميز با آنم، چون هزينهاش را از فايدهاش بيشتر میدانم. برای همين مخالف اساسی کسانی هستم که در خارج از ايران «سياست تغيير رژيم» را دنبال میکنند و سعی میکنم هميشه به صداهای مخالف آن کمک کنم. در عين حال به هيچ گروه يا جريان سياسی وابستگی سازمانی نداشته و ندارم. نوشتههای اين وبلاگ همه حاصل نگاه شخصی و انتقادی من به دنيای اطراف است که به دليل ويژگی رسانهی وبلاگ، گهگاه خام، احساساتی و نسنجيده است، ولی تمام بايگانی حدودا سه سالهی آن بدون خودسانسوری در دسترس است.
راستی، يک نفر هوای صبحانهی بدبخت را هم داشته باشد که ماههاست بیدليل فيلتر شده است.