برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۳ | 04 May 2004

 اظهار فضل يا پاسخ‌گويی؟

  لينک‌دونی هفته
Excerpt: Khatami and many others from his generation are not able to answer simple questions. They just love ambiguity.

نامه‌ی مفصل، بی‌محتوا و تکراری خاتمی باز هم نااميدم کرد. البته اين بيماری را بيشتر نسل پدران و مادران ما دارند که بجای جواب دادن به سوال آدم اول سه ساعت مزخرف و شعر و متن‌های ادبی-احساساتی بی‌ربط تحويل آدم می‌دهند و بعد هم همان حرف‌های مکرر و کلی‌شان را که در جواب هر سوالی تکرار می‌کنند، به شکل يک سخنرانی طولانی ارايه می‌دهند. هر چه هم سوادشان بيشتر باشد، بيشتر به اين بيماری دچارند. خاتمی يکی از بهترين نمونه‌های اين بيماری فرهنگی در ايرانيان نسل قبل است.

بابا خاتمی‌جان! جوان‌ها چندتا سوال مشخص کرده بودند، شما جواب کدامشان را در نامه‌ی بلند بالای پيرزن‌پسندت داده‌ای؟ ناسلامتی قرار بود اين نامه به آن سوال‌ها جواب بدهد، نه اينکه دستاويزی شود برای پز تسلط بر ادبيات و فلسفه و دفاع سردار سازندگی ‌وار از اقتصاد و چند پاراگراف نصيحت‌های کلی و تکراری. هدف اين نامه چه بود؟ اظهار فضل يا قانع کردن منتقدان؟ (يک نفر لطفا مقاله‌ی تونی بلر را در دفاع از ماندن در عراق برای آقای رييس‌جمهور ترجمه کند تا جواب دادن و دفاع کردن را ياد بگيرد.)

خاتمی و بسياری از هم‌نسلانش اصولا نمی‌توانند به سوالهای مشخص ‌ جواب مشخص و مربوط بدهند. انگار همه با هم مسابقه گذاشته‌اند که چه کسی می‌تواند مبهم‌ترين حرف‌ها، نوشته‌ها و جواب‌ها را از خود صادر کند. هيچکس هم ماشاالله کم نمی‌آورد. (البته به نظرم يک دليل مهم آن شعر و ادبيات کهن ايرانی است) بسياری از دعواهای سياسی و سوء‌تفاهم‌ها هم بخاطر همين ابهام‌ها و حرف‌های دوپهلو و بی‌معنی است. باور کنيد.

راستی يک ايده‌ی بی‌مزه: اگر کاريکاتوريست بودم می‌کشيدم که خاتمی می‌رود قهوه‌خانه و در جواب فروشنده که می‌پرسد: For here or to go جواب می‌دهد: Both please

تکميل:
- نظرات مردم را راجع به اين نامه در بخش فارسی بی.بی.سی بخوانيد.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«هوشنگ دودانی»
«دلبستگی»
«عرب عصبانی»
«چرک‌نویس»
«لوبيا»
«امور ایران»
«نیما دارابی»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«آهستان»
«محبوبه حسین‌زاده»
«یک پزشک»
«مونتاژ انتقادی»
«ایمیان»
«۳۵ درجه»
«بامدادی»
«از پشت یک سوم»
«تبعیدی عصبانی»
«زيتون»
«کلنگ کمونیست کارگری»
«نانا»
«سهند شمس»
«کوروش علیانی»
«۴ دیواری»
«مارسی نیومن»
«ملکوت»
«مهستی شاهرخی»
«هادی خرسندی»
«عبدالقادر بلوچ»
«احسان»
«توکا نیستانی»
«مسیح علی‌نژاد»
«آزادنويس»
«سبیل طلا»
«محمد نوری‌زاد»
«تادانه»
«گناهکار»
«بلوط»
«نازخاتون»
«بابک داد»
«ناهید رکسان»
«لات‌لند»
لگوماهی
پاگرد
مریم ابریشم‌کار
حمید مافی
کیبرد آزاد
خط قرمز
فریادناممه
جواد کاشی
کمال
بسیج جهانی
ایرانی طعنه‌آمیز
طاها بذری
مریم مومنی
میرزا پیکوفسکی
پیاده رو
نگفتنی‌ها
امنزیاک
یک فتحی
حاجی واشنگتن
گردباد
جمال
شنا در شنزار
بی‌بی‌گل
کامپیتور و ارتباطات
حامد قدوسی
هادی نیلی
جمهور
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
ابراهیم اسکافی
موج
ایران‌شهر
ف.م.سخن
نوک‌تیز
زمستان است
نیکی اخوان
مرد تنها
سولوژن
فروغ
جوانفکر
خیاط باشی
نسرین افضلی
آی‌تی.ايران
فوکو بلاگ
پویان و سیما
رزانیات
زهرا
کتابلاگ
مسعود ده‌نمکی
آرش غفوری
سهیل کریمی
دستنوشته‌ها
محمود فرجامی
اکبر منتجبی
بیروت ریپورت
سلمان
مسعود بهنود
خبرنگار مسلمان
مریم اينا
خاکریزیسم
میرزا
علیرضا شیرازی
مرصاد امروز
فانونایت
دوم دام
کافه ناصری
بی اجازه کوچیکترا نه
منبر دات نت
لیلی نیکونظر
نسل خمینی
حسین پاکدل
شرح
حسین نوش‌آذر
مهدی محمدی
کریم ارغنده‌پور
نگاه نو
نگاه نو
زیتون پرورده
یک استکاان چای داغ
سینا دیلی
شاخ به شاخ
خورشید خانوم
شهرزاد
جواد روح
ضدمورچه
امید معماریان
روزنامه‌نگار ممسلمان
یادداشت‌هایی از کابل
مرتضی نگاهی
سیبستان
آن سوی دیوار
پژمان نوزاد
من راه نشین
خسرو نقیبی
آق بهمن
نوه‌ی غلامرضا تختی
خوابگرد
پسر فهمیده
اسماعیل نیوز
یک وحید
شب پیشگویی
صفا در ال.ای
حسام‌الدین آشنا
احمد جلالی
مطالعات فرهنگی رادیکال
فرنگوپولیس
آزاده عصاران
هنوز
روزنه
شکرخواه
رویای آريایی
خانوم حنا
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
افسون فسرده
آچار فرانسه
نگارک‌ها
زن نوشت
سایه
غلاف تمام فلزی
عباس معروفی
نقیز
روزها
انتخاب زنان
حمید کریمیان
هپلی
آشپزباشی
پاسداران
پویان طباطبایی
حقوق‌دان پاریسی
فلیسوف مآب رمانتیک
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
مازوخیسم محاسباتی
مرصاد
ارزیابی‌های شتابزده
سوگلی ریچارد پرل
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
شب‌نامه‌ها
علی مزروعی
حنیف مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
کشکول جوانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

فریب روشی است که بسیاری از سیاستمداران ما وقتی مورد سوال قرار میگیرند استفاده میکنند .مهمترین موردی که در نامه خاتمی به چشم میخورد توجیه کردن خود بود نه پاسخ گویی به سوالات.عینا در جایی فرموده انتخابات ریاست جمهوری چیزی نبود به جز حدیث وگفتمان بیداری وآزادیخواهی .یعنی حرف مفت.آقای خاتمی مردم عمل میخواستند نه حرف

Khatami est un bustard et un idiot différents qui la confiance sur lui était absolument erronée. L'Islam et ses palpeurs sont tous stupides et merde. Qu'avez-vous attendu de lui? Vous toute êtes stupide ceux qui l'ont voté et soutiennent lui. Vous avez obtenu de payer cela bientôt ou plus tard.

"نامه‌ی مفصل، بی‌محتوا و تکراری خاتمی باز هم نااميدم کرد"!!! سه روز عزای عمومی در ایران برای این فاجعه ی اسفبار "نا امیدی" جناب حدر!! کسی که مطالبش را در یک مجله ی رایانه ای متوسط نیز به زور چاپ می کردند! که اکنون چراغ دار راه گمراهان ابله ی چون خودش شده!! در ضمن آن چه شما "نمی فهمید" لزوما مزخرف نیست!

سردبیر: گوسفند

دليل اينکه خوب بلدن زبون بازي کنن و جواب رو هزار جور بپيچونن تا آخر هم جواب درست و حسابي ندن، اينه که آخوندن!!!!!

"تیممو تیممو تیمم این بود تیمت" منظور نامه خاتمی است

The link " نظرات مردم را راجع به اين نامه" is wrong

حسين درخشان هابودندكه سنگ خاتمي رابر سينه مي كوبيدند!و هنوز مي كوبند!فراموش كردين؟

حسين درخشان هابودندكه سنگ خاتمي رابر سينه مي كوبيدند!و هنوز مي كوبند!فراموش كردين؟

سلام. خاتمی سراب دلخوشی جوانان شد. افسوس که آدما به این زودی تسلیم میشن. آخرین نقطه امید مردم دیندار به حکومت دینی اینچنین بر باد رفت. اگر شعار و شعار و... و نه عمل از دین نشات گرفته است. پس وای بر این دین. خاتمی با کمال خود فریبی به دیگر فریبی دست زد. او تا عمر دارد باید راه حلها را در کاغذ بنویسد و برایش خواننده بیابد.

you said what I was thinking in perfect words, you are great.

آفرین . سال هاست می گویم که از دلایل بارز عقب ماندگی ما شعر است و شعر خوانی (و با عشق به شعر ، از کلاسیک و امروزی به خود این جرات را می دهم) ، و مورد حمله دوستان قرار می گیرم . تا کی می خواهیم شعر بخوانیم و به به کنیم ؟ چرا اکثر شاعران و موسیقیدانان ما معتادند ، ولی موسیقیدانان کلاسیک پر شور و زنده ؟...

هودر با بخشی که خورده به دوپهلو گرفتن ادبیات گرفتی موافق نبودم. اتفاقا خاتمی از دوپهلوئی سودی نبرده. چرا که بزرگان سیاست و فضلای ایرانی وزیر و دانشمند چنان به بهترین شکل ممکن حرف ها را دوپهلوئی می زدند طوری که عوام هم به ته و ریشه قضیه پی ببرند ولی حاکم نتوند خرده بگیرد. مثال فراوان است.

خميني را که دستانش تا ارنج به خون ايرانيان الوده است ( خاطرات منتظري) مظلوم بزرگ تاريخ لقب دادن به نظر من کمال بي شرمي اخوندي است... روضه خواني چند صفحه اي خاتمي توهيني است به فهم و شعورملت ايران....از اخوند همان تراود که در اوست...

It looked to me more like a nice poem or so and not a report from a political man. I really regret that I voted to him. and about your joke; he gets his good to go+h

متن كامل نامه‌ي خاتمي را كه بخوانيد به اين نتيجه ميرسيد : حرافي ، پرگويي و گه‌گويي همچنان جزو مهمترين ابزارهاي طفره رفتن از جسارت وپناه بردن به لفافي است. انسان‌ها بر دوقسمند : كم گوي وگزيده گوي چون در... و يا... پر گوي و زياده گوي چون گه

این نامه خاتمی فقط به درد این می‌خوره که تو کتابهای الکترونیکی کلاس چهارم ابتدائی 100 سال آینده چاپ بشه تا دانش‌آموزان 100 سال آینده یاد بگیرن که اون قدیمها چه جوری رئیس جمهوریک مملکت با زبان شعر و عرفان با مردمش حرف می‌زده؛ آخه رئیس جمهور خودشون هر صبح یک مطلبی پست می کنه رو وبلاگ خودش که اتوماتیک فرستاده میشه به PDA همه ملت و تازه همون لحظه ملت می‌تونن نظر بدن!

Dan De Luce , Guardian Journalist in Tehran , published an article about Khatami’s “letter for the feature”. It is interesting that, he only found two paragraphs noteworthy from a 47 pages long letter to refer to. Mr. Khatami! Tell us something new (if you are still capable of it!) http://www.guardian.co.uk/iran/story/0,12858,1208934,00.html

نامه ای که 25 سال کپی می شود....

در زبانهای اروپای یک فلسفه و منطق و روش‌شناسی علمی بسیار قوی پشتوانه ساختار زبان است ولی در فارسی رسما نثر و شعر باهم قاطی می‌شوند یعنی اصلا تشخیص اینکه زبان با ادبیات متفاوت است بسیار کم رنگ است. عزیز من در آکسفوردی که تونی بلر از آنجا آمده، زبان‌علمی در دانشکده حقوق و سیاست یاد می‌دهند و در دانشکده ادبیات هنرِ ادبیات را. من اصلا نمی‌تونم این متن را بخوانم چون وقتی اسکلت آنرا مرور می‌کنم هیچ ساختار منطق ندارد.