برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: The key thing that made Mosaddegh so popular was his public challenge with the dictator Reza Khan. Iranians tend to like politicians who publicaly chalenge the dictators. That's maybe the key reason of Khatami's fall.

کتاب همه‌‌ی مردان شاه را هنوز دارم می‌خوانم. اين‌ها يادداشت‌های پراکنده‌ای است درباره‌ی آن:

يک

همه‌ی آدم‌ها وقتی تاريخ می‌خوانند، ناخودآگاه ماجراها و شخصيت‌های آن را با ماجراها و آدم‌های عصر خودشان مقايسه می‌کنند و سعی می‌کنند شباهت‌ها و اختلاف‌های آنها را برای خودشان پيدا کنند.

حالا توی فکرم که وقتی آقای خامنه‌ای ماجرای رضا‌خان و مصدق را می‌خواند، خودش را جای کدام شخصيت می‌گذارد؟ آيا خودش از اينکه می‌بيند بعضی‌ از کارهايش چقدر شبيه رضاخان است حجالت نمی‌کشد؟ (بخصوص در تشکيل مجلس فرمايشی و سرکوب مخالفان) آيا در دوران جوانی هيچ‌وقت گمان می‌کرده که بتواند با رضاخان بيشتر همذات‌پنداری کند تا با مصدق؟ آيا او واقعا ته دلش رضاخان را به مصدق ترجيح می‌دهد يا اينکه از سر تصادف کارهايش شبيه رضاخان شده است؟

دو

مصدق واقعا آدم باحالی بوده و می‌خواهم بيفتم دنبالش و بيشتر بشناسمش. او به راحتی می‌تواند الگوی خوبی برای هر کسی که می‌خواهد وارد سياست در ايران شود باشد. با خواندن سرگذشت او در عين حال می‌توان چهارچوب ذهنی مردم ايران را هم در برخورد با سياست‌مداران فهميد. به برداشت فعلا ناقص من، رهبر سياسی‌ای که اصولی مشخص در رفتارش داشته باشد، در برابر قدرت سرخم نکند، ملی‌گرا باشد، فساد مالی نداشته باشد، آشکارا به خود و عقايدش مغرور باشد، و البته سواد دانشگاهی هم از خارج از ايران داشته باشد بالقوه می‌ةواند به رهبری سياسی و محبوب تبديل شود، حتی اگر از طبقه‌ی بالای اجتماعی و ثروتمند باشد، مذهبی نباشد، و سابقه‌ی رابطه‌ی خانوادگی يا کاری هم در گذشته با رزيم حاکم داشته باشد.

خاتمی بطور مشخص بسياری از اين شرايط را نداشت و به نظرم سازش با خامنه‌ای، بخصوص در دوره‌ی دوم رياست‌جمهوری‌اش و بخصوص در انتخابات اخير مجلس، او را به شدت از چشم مردم انداخت. مردم ايران کسی را که جرات کند در روز روشن با قدرت مستبد کل‌کل کند دوست دارند. (مثل ايکه مصدق يک بار که با رای مردم به مجلس رفته بود، از سوگند خوردن طفره رفته بوده چون در آن جملاتی مینی بر وفاداری به رضا شاه در آن بوده. اصلاح‌طلبان ياد بگيرند.)

بدون يک مطالعه‌ی دقيق و جامع، به نظرم می‌رسد يکی از افرادی که بيشترين اين معيارها را در خود دارد، بخصوص مهمترينشان يعنی قدرت رويارويی آشکار با قدرت مستبد، محسن سازگارا است. هرچند که از نظر سلامت مالی خيلی‌ها بعضی‌ها به‌او شک دارند، ولی در مجموع فکر کنم بسياری از اين شرايط را برای رهبری سياسی دارد. (من خودم قبلا خيلی به او مشکوک بودم. ولی بعد که زندان رفت و با آن وضع آزاد شد کمی شکم برطرف شد.)

سه

بيشتر جوان‌های ايرانی خيلی کم از تاريخ معاصر ايران می‌دانند، بيشتر هم به دليل کتاب‌های مزخرف، دروغ و پر از کليشه‌، و معلم‌های خسته‌کننده و بی‌خلاقيتی است که در بيشتر مدرسه‌ها آنها را درس می‌دهند.

يکی از بهترين راه‌هايی که با آن می‌توان آنها را به تاريخ اين دوره علاقه‌مند و آگاه کرد، کشيدن کميک‌استريپ‌های بلند (گرافيک ناول) و چاپ آنها به شکل کتاب تاريخ است. شک ندارم که اثر خيلی زيادی می‌گذارد و اگر بشود با چانه زدن چاپش هم کرد، حسابی می‌فروشد.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

تبعیدی عصبانی
یک پزشک
خوابگرد
دوشیزه شین
سولوژن
عرب عصبانی
فلیسوف مآب رمانتیک
آهستان
حاجی واشنگتن
کوروش علیانی
دوم دام
بچه‌ی قلهک
زهرا
یادداشت‌هایی از کابل
بلوط
۳۵ درجه
آرش «کمانگیر» آبادپور
حسین پاکدل
۴ دیواری
یک وحید
مونتاژ انتقادی
پویان طباطبایی
نگارک‌ها
شب پیشگویی
آدم و حوا
کتابلاگ
دادابیس
از پشت یک سوم
حسین نوش‌آذر
عبدالقادر بلوچ
سینا دیلی
نانا
خورشید خانوم
پویان و سیما
گناهکار
ناهید رکسان
سیبستان
بامدادی
رویای آريایی
نگاه نو
نگاه نو
امنزیاک
فوکو بلاگ
مریم مومنی
خیاط باشی
فروغ
نیما دارابی
نازخاتون
مارسی نیومن
مرتضی نگاهی
هوشنگ دودانی
دستنوشته‌ها
روزنامه‌نگار ممسلمان
کریم ارغنده‌پور
شرح
کمال
راه من
مسعود بهنود
مریم ابریشم‌کار
فانتازیا
مسعود ده‌نمکی
روزنه
توکا نیستانی
مازوخیسم محاسباتی
زیتون پرورده
زيتون
جمهور
من راه نشین
آق بهمن
هپلی
امور ایران
حمید مافی
محمود فرجامی
پاسداران
حقوق‌دان پاریسی
طاها بذری
پاگرد
گردباد
خانوم حنا
میرزا پیکوفسکی
موج
صفا در ال.ای
فریادناممه
ملکوت
غلاف تمام فلزی
آن سوی دیوار
ارزیابی‌های شتابزده
لات‌لند
یک فتحی
شکرخواه
ایرانی طعنه‌آمیز
مهستی شاهرخی
جمال
پیاده رو
سمیرا سامانی
ایران‌شهر
آزادنويس
ایمیان
نوه‌ی غلامرضا تختی
لیلی نیکونظر
سبیل طلا
خط قرمز
لگوماهی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
بابک داد
وب‌نگاشت
حسام‌الدین آشنا
محمد نوری‌زاد
افسون فسرده
هادی خرسندی
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
منبر دات نت
مرصاد
بی‌بی‌گل
نسل خمینی
جواد کاشی
امیرحسین ثابتی
ف.م.سخن
آچار فرانسه
بی اجازه کوچیکترا نه
رزانیات
سوگلی ریچارد پرل
راهرو
کلنگ کمونیست کارگری
اکبر منتجبی
آی‌تی.ايران
خاکریزیسم
علیرضا شیرازی
احمد جلالی
خسرو نقیبی
حامد قدوسی
کیبرد آزاد
سلمان
ddmmyyyy
مهدی یوسفی
آزاده عصاران
نوک‌تیز
مریم اينا
میرزا
دلبستگی
روزها
انتخاب زنان
آشپزباشی
ابراهیم اسکافی
مشکات
خبرنگار مسلمان
مهدی محمدی
حسین رنجبران
سجاد صفارهرندی
فانونایت
شهرزاد
کامپیتور و ارتباطات
مهدی اسماعیلی
هنوز
زمستان است
شب‌نامه‌ها
گل‌آرا حمزه
چرک‌نویس
غربتستان
تبرمرد
محبوبه حسین‌زاده
احسان
بسیج جهانی
نگفتنی‌ها
هادی نیلی
انتخاب انسانی
خرچنگ زاده
یک استکاان چای داغ
نقیز
شنا در شنزار
مرد تنها
مرصاد امروز
شاخ به شاخ
مجید تفرشی
بازیگر آماتور
آرش صالحی
شبنم طلوعی
آرش غفوری
نیکی اخوان
عباس معروفی
سهند شمس
بیروت ریپورت
کافه ناصری
مطالعات فرهنگی رادیکال
لوبيا
سایه
جواد روح
ضدمورچه
پسر فهمیده
کشکول جوانی
حمید کریمیان
جوانفکر
حنیف مزروعی
پژمان نوزاد
نسرین افضلی
سهیل کریمی
امید معماریان
اسماعیل نیوز
فرنگوپولیس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
فواد صادقی
نظرات ديگران

باید زمان بگذرد تا در باره خاتمی قضاوت کنیم.امیدوارم روزی یک خائن (جدید)) را با او مقایسه نکنیم و نگوییم خاتمی چه کرد که در دل مردم ماند و فلانی نماند . هنری داشت در این جامعه جرمش این بود کاش چون بی هنران رنج هنر کمتر داشت کاش مانند دگر مرد م عاری ز هنر درس هوچی گری آن مرد هنر از بر داشت

سلام دوست عزیز اگر به تاریخ نگاه مختصری داشته باش خواهی دید که مصدق هم در زمان خویش مورد لعن ونفرین بسیاری از ایرانیان قرار گرفت مخصوصا جوانان ودانشجویان به صورتیکه در روزبیست وهشت مرداد استعمار آمریکائی وارتجاع شاهنشاهی با به خیابان آوردن چند فاحشه وبازیکنان یک تیم فوتبال به همراه اوباش شعبان بی مخ مصدق عزیز را بدون هیچ مقاومتی سرنگون کردند،وجالب اینکه منتقدان مصدق بعد از سرنگونی وی دریافتند چه کسی را از دست دادند... متاسفانه ما ایرانیان زنده کشان مرده پرست فوق العاده احساساتی هستیم و دورنخواهد بود که دوستی مثل شما چند سال آینده و درهنگام رهبری یکی دیگر از چهره های سیاسی جمهوریخواه بگوید: چرا... برخلاف خاتمی ازچشم مردم افتاد...

در این آدرس مطلب جالبی در مورد کتاب همه مردان شاه اومده که بد نیست مطالعه اش کنید: http://www.shahbazi.org/Kinzer.htm

"رهبر سياسی‌ای که اصولی مشخص در رفتارش داشته باشد، در برابر قدرت سرخم نکند، ملی‌گرا باشد، فساد مالی نداشته باشد، آشکارا به خود و عقايدش مغرور باشد، و البته سواد دانشگاهی هم از خارج از ايران داشته باشد بالقوه می‌ةواند به رهبری سياسی و محبوب تبديل شود، حتی اگر از طبقه‌ی بالای اجتماعی و ثروتمند باشد، مذهبی نباشد، و سابقه‌ی رابطه‌ی خانوادگی يا کاری هم در گذشته با رزيم حاکم داشته باشد."

و همه اینها یعنی هودر (مخصوصا به بعد از "البته" دقت کنید).

معرفی می کنم: پرزیدنت هودر...

[آقای درخشان اگر روی اين ملت ورشکسته به تقصيرحساب می کنيد آجازه دهيد ملت ایران را برای شما تعريف کنم لکين قبلا بگويم که نه به رژيم گذشته اعتقاد داشتم و نه طرفدار رژيم کنونی ايران هستم: اگر خواستيد تعريفی از اين ملت داشته باَشيد بشرح زير است: 1- نيم ساعتی سر يک چهرراه بدون چراغ راهنمايی بايستيد و ببينيد فرهنگ اين ملت شريف از چه قماشی است. در اتوبان ملاحظه کنيد اين ملت با فرهنگ و آزاده با همديگر چه می کنند. 2- به مغازه ميوه فروشی تشريف ببريد و میوه بخريد و ببينيد جناب ميوه فروش با وحاحت و مرد رندی چگونه ميوه های فاسد خود را بشما قالب می کند. 3- به هر اداره ای سر بزنييد ببينيد چقدر از وجدان کار و وظيفه شناسی و احساس مسئوليت و وطندوستی در اکثر کارکنان مشاهده ميکنيد. 4- اتومبيل خود را برای تعمير ببريد و مشاهده کنيد تعمير کار چگونه با بی توجهی زيانهای هتگفتی را به اتومبيل شما وارد می کند. 5- به خانمی بنگريد که آرايش ايشان مطابق اخرين مدهای روز است . کشور جمهوری آخوندی را قابل زيست نمی دانندو به کمتر از سويس و سوئد رضايت نمی دهند. ليکن کيسه زباله منزل را شب هنگام از پنجره ساختمان به وسط کوچه پرت می کنند. پارکينگ ساختمانشان زير سِگار ی آقای منزل است . 6- به يک راننده تاکسی پيشنهاد کنيد 5 برابر درامد روزانه وی را به او پرداخت می کنيد بشرط آينکه آنروز قانونی با مسافران عمل کند و به دنبال او راه بيفتيد و عملکرد اورادر مورد اجحاف و خلاف کاریهای ديکر ببينيد. 7- سری به فروشگاههای دبی بزنيد و ببينيد آشغالهايی که بيکارهترين مردم اسيای جنوب شرقی را به اشتغال و درامد رسانده چگونه وسيله ايرانيان با غيرت درو می شود و به کشور واردمی شود. 8- غربی ها عکسی در سال 57 در کره ماه نچسبانده بودند ما خودمان عکسی قديسی در ماه یافتطم. 9-در اثر بی توجهی مشتی رشوهخوار دزد بيغوله ای بنام خانه و آپارتمان به ديگران فروخته می شود . بساز و بفروش معتقد است مردم عقلشان به چشمشان است : خاک را بريز روی خاک و سنگ تراورتن راروی آن. از جناب ايشان و از زعمای مسجد محل و از بانيان آن هستند بپرسيد با اين شيوه ساختمان سازی پس وجدان و شرف جنابعالی چه شد مفرمايند : اطن هم يه حرفی است. 9- از معلمين شريف بگويم که سر کلاس درس نميدهند تا شاگرد بصورت خصوصی از دوستشان کمک بگيرد(خودشان را به شاگرد ديگری معرفی کرده اند). جناب آقای درخشان : هر ملتی شايسته همان حکومتی است که برآن حاکم است.

آقاي درخشان همه ما دچار گذشته پرستي هستيم و با خاطراتمان زندگي مي کنيم.خاطراتمان هر چقدر که دورتر مي شوند عزيزتر مي شوند.من خود هزاران انتقاد به خاتمي دارم اما ۲۰سال ديگر ببين که از خاتمي چه تعريفها و تمجيدهايي که نخواهد شد.آنچنانکه از مصدق امروز مي شود.آزاده خواهي ويژگي هر دوي اينهاست. نکته ديگر اينکه جناب بهنود عزيز اين کتاب را سال پيش به شما هديه داد تا زودتر بخواني و نظريه هاي سطحي و احساسي صادر نکني اما نمي دانم چرا اينقدر دير مشغول مطالعه شدي!فعلا به فتو بلاگت برس و حرف از سياست را بگذار براي کساني که خيلي کامپيوتر بلد نيستند!

به هر صوررت بازشناسيصحيح وبدوراز حب وبغض شخصيت هاي سياسي صد سال اخير امري ضروري است تا مردم در داوريها دجار اشتبا ه نشوند موفق باشيد علي

من این را می دانم که مصدق در زمان خودش محبوبیت الان را نداشت.ستاره اقبال او هم مانند خاتمی خیلی زود افول کرد و مردم کم حوصله و عجول در روز کودتا او را تنها گذاشتند و امروز با احترام از ((مرده)) او یاد می کنند. بهتر نیست بجای مقایسه مصدق با خاتمی او را با گاندی مقایسه کنیم و بعد از خود بپرسیم: این دو نفر معاصر بودند یکی در هند پر جمعیت مفلوک فقیر مستعمره و یکی در ایران با وضع رفاهی و فرهنگی بهتر.چرا مصدق پیروز نشد و گاندی شد؟آقای درخشان بهتر نیست بجای بد گویی و خوب گویی از گذشتگان یا کنونیان کمی هم در باره اخلاق و فرهنگ خودمان صادقانه قضاوت کنیم؟

مطلب جالبي بود. اين دومين باره كه نظر ميدم. به اين مطلبت لينك دادم. وقت كردي به وبلاگ ما هم سر بزن. هر چند كه ماه هاست من لينكيدم و در انتظار لينك شما !!!

بابا این خانمت مرجان تو وبلاگش چی نوشته راجع به پارتی

...بدون هيچ بازجويی و بدون هيچ دادرس و وکيل مدافع و هيچ دادگاه قانونی اعلام شد و از همان اولين اعدامی که پشت بام مدرسه علوی به دستور آيت الله خمينی انجام گرفت ايران به سراشيبی سقوط افتاد. و تازه اول عشق است. بنشين تا صبح دولتت بدمد. نکند بگويی منطق انقلاب همين است. پس به تو می گويم چطور جرأت می کنی با اين دو سه کتابی که نخواندی ای يک آزادمرد قانون مدار را با يک انقلابی تيغ به دست مقايسه کنی و آخر سر هم با بی پروايی بگويی که خمينی از مصدق هم بزرگتر بود؛ خيلی هم بزرگتر. خدا حفظت کند تا بمانی و واقعيت را ببينی و حقيقت را بر زبان آوری.

به اجازه شما داريم. حالا بشنويد جواب مصدق را. گفت به به آقايان چه پيشنهادی دادند! اما اول شما بايد به من نه قول صددرصد بلکه بايد تضمين کنيد که با همين تعداد اعدام که ظاهراً بايد بدون تشکيل دادگاه و حکم قانون باشد اوضاع آرام می شود و بحران تمام می شود. حال اگر شما فردا آمديد و گفتيد آقا يک دو نفر ديگر هم مزاحم هستند من بايد چکار کنم؟ اگر يک هفته بعد آمديد و قسم خورديد که آقا چند نفر ديگر را هم بايد سربه نيست کنيم و ديگر کار تمام است آن موقع من بايد چه کار کنم؟ نه آقايان اين پيشنهاد شما سرشيبی سقوط انسانيت است و نابودی ايران. من يک همر برای برقراری قانون تلاش کرده ام و حالا شما آمده ايد به من می گوئيد همه چيز را زير پا بگذارم. نه! سخنان مصدق تمام شد. البته همه نقل به مضمون بود از زبان يار و وزير مصدق که چند سال بعد از آن ديدار به رحمت خدا رفت. راستی يادم رفت بگويم که دستورات آيت الله خمينی را در مدرسه علوی و اعدام های پشت بام اين مدرسه را به ياد می آوريد؟ اگر سنتان نمی رسد از بزرگترهاتان بپرسيد تا برايتان تعريف کنند که چه حمام خونی به پا شده بود. برای چه؟ برای اينکه به اينجا برسيم که رسيدم؟ نه فرزند من! همان اولين حکمی که بدون هيچ بازجويی و بدون هيچ دادرس و وکيل مدافع و هيچ دادگاه قانونی اعلام شد و از همان اولين اعدامی که پشت بام مدرسه علوی به دستور آيت الله خمينی انجام گرفت ايران به سراشيبی سقوط افتاد. و تازه اول عشق است. بنشين تا صبح دولتت بدمد. نکند بگويی منطق انقلاب همين است. پس به تو می گويم چطور جرأت می کنی با اين دو سه کتابی که نخواندی ای يک آزادمرد قانون مدار را با يک انقلابی تيغ به دست مقايسه کنی و آخر سر هم با بی پروايی بگويی که خمينی از مصدق هم بزرگتر بود؛ خيلی هم بزرگتر. خدا حفظت کند تا بمانی و واقعيت را ببينی و حقيقت را بر زبان آوری.

اين پاسخی است که پدرم به حرفهای يک الپر داده است. من فقط نوشتم: http://alpr.persianblog.com/#1802431 جوان خوب و عزيز! بگذار برات چيزی تعريف کنم. ده پانزده سال پيش از اين پای صحبت يکی از ياران و وزيران کابينه دکتر مصدق نشسته بودم. صحبت از کودتای بيست و هشت مرداد سی دو شد. يکی در مجلس پرسيد که آخر ما نفهميديم که چرا دولت مصدق با يک کودتا سرنگون شد ولی جمهوری اسلامی ده تا کودتا و شبه کودتا و جنگ و بحران رو پشت سرگذاشته. وزير دولت مصدق برای ما واقعيتی رو تعريف کرد که بعدها در کتابهای خاطرات رجال اون دوران هم می توان خواند و به درستی اش واقف شد. بگذريم. اون تعريف کرد که بعد ار ماجرای بيست و پنج مرداد و ناکام ماندن تلاش برای براندازی دولت مصدق عده ای از مسئولان دولت و رفقا و نزديکان مصدق به او گفتند که آقا وضع خيلی خراب است و احتمال يورش دربار و ايادی شاه با کمک سازمانهای جاسوسی آمريکا و انگليس و انجام کودتا و کشت و کشتار مردم خيلی زياد است و بايد چاره ای بينديشيم. مصدق گفت خوب من هم می دانم. ولی پيشنهاد شما چيست؟ گفتند ما ليستی تهيه کرده ايم حدود دويست نفر که از ميان اينها پنج شش نفر را بايد اعدام کنيم هفتاد هشتاد نفر را زندانی و تعدادی را هم گوشمال بدهيم تا اوضاع آرام شود. ما فقط احتياج به اجازه شما داريم. حالا بشنويد جواب مصدق را. گفت به به آقايان چه پيشنهادی دادند! اما اول شما بايد به من نه تنها قول صددرصد بلکه بايد تضمين کنيد که با همين تعداد اعدام که ظاهراً بايد بدون تشکيل دادگاه و بدون حکم قانون باشد اوضاع آرام می شود و بحران تمام می شود. حال اگر شما فردا آمديد و گفتيد آقا يک دو نفر ديگر هم مزاحم هستند من بايد چکار کنم؟ اگر يک هفته بعد آمديد و قسم خورديد که آقا چند نفر ديگر را هم بايد سربه نيست کنيم و ديگر کار تمام است آن موقع من بايد چه کار کنم؟ نه آقايان اين پيشنهاد شما سرشيبی سقوط انسانيت است و نابودی ايران. من يک عمر برای برقراری قانون تلاش کرده ام و حالا شما آمده ايد به من می گوئيد همه چيز را زير پا بگذارم. نه! سخنان مصدق تمام شد. البته همه اينها که گفتم نقل به مضمون بود از زبان يار و وزير مصدق که چند سال بعد از آن ديدار به رحمت خدا رفت. راستی يادم رفت بگويم که دستورات آيت الله خمينی را در مدرسه علوی و اعدام های پشت بام اين مدرسه را به ياد می آوريد؟ اگر سنتان نمی رسد از بزرگترهاتان بپرسيد تا برايتان تعريف کنند که چه حمام خونی به پا شده بود. برای چه؟ برای اينکه به اينجا برسيم که رسيدم؟ نه فرزند من! همان اولين حکمی که بدون هيچ بازجويی و بدون هيچ دادرس و وکيل مدافع و هيچ دادگاه قانونی اعلام شد و از همان اولين اعدامی که پشت بام مدرسه علوی به دستور آيت الله خمينی انجام گرفت ايران به سراشيبی سقوط افتاد. و تازه اول عشق است. بنشين تا صبح دولتت بدمد. نکند بگويی منطق انقلاب همين است. پس به تو می گويم چطور جرأت می کنی با اين دو سه کتابی که نخواندی ای يک آزادمرد قانون مدار را با يک انقلابی تيغ به دست مقايسه کنی و آخر سر هم با بی پروايی بگويی که خمينی از مصدق هم بزرگتر بود؛ خيلی هم بزرگتر. خدا حفظت کند تا بمانی و واقعيت را ببينی و حقيقت را بر زبان آوری.

اولا (به قول آقای عباس میلانی) یکی از بدترین خصیصه‌های ما ایرانی ها این است که سعی میکنیم افراد را در یک یا دو کلمه خلاصه کنیم. مثلا بگوییم که شاه خائن بود و یا مثلا میهن پرست. اما اشکال کار در همین جاست! شاه در طول زندگی خود هم کارهای مثبت انجام داده است و هم کارهای منفی. پس در یکی دو کلمه نمیشود توصیفش کرد. ثانیا آقای میلانی در مصاحبه‌ای که با صدای آلمان انجام داده گفته است که بر طبق اسناد و مدارکی که موجود است شاه هرگز عامدا یا عاملا به ایران خیانت نکرده است. و در جای دیگر باز میگویند که شاه واقعا ایران را دوست داشته است. اما به قول ایشان تنها میهن پرست بودن کافی نیست و یک رهبر موفق باید یک سری خصوصیتهایی داشته باشد که شاه فاقد برخی از آنها بوده. این رو در جواب حامد نوشتم که هر چیزی که به دهنش آمده ریخته بیرون!

ثانیا با حرف مزدا هم تا نصفه‌هایش موافقم. این که انسان یک شبه اصلاحاتی انجام بدهد هر چند موفق کافی نیست. بلکه آنچه که مهم است این است که او بتواند این اصلاحات را به نسلهای بعد از خودش نیز منتقل کند که آقای مصدق نتوانست. اما خاتمی کسی نبود که از چشم مردم افتادن را به نابودی مملکت ترجیح دهد! بلکه او خود نابود کننده مملکت بود! در طی این هشت ساله مملکت هشت صد برابر از گذشته خرابتر شده است! وی با امید مردم بازی کرد! تازه پس از گندی که بالا آورده میگوید که من هیچ وعده ای نداده بودم! زرشک! پس برای چه آمدی؟

خاتمی برخلاف مصدق حتی هیچ اصلاحی نکرد! حالا چه برسد به انتقال آن به نسل بعد از خودش!

یک سری مسایل را بهتر است که ما هرگز فراموش نکنیم! رای دادن ما به آقای خاتمی در دور اول بخاطر این بود که به این رژیم به فهمانیم که «نه! ما شما را نمیخواهیم!». همان چیزی که به «نه‌ی بزرگ» معروف شد. یقینا کمتر کسی تا آن زمان خاتمی را میشناخت. اما کم کم با بل بل زبانیهای فریبا خاتمی ما همگی فریب خوردیم و به او ایمان آوردیم. و حالا خیلی چیزها یادمان رفته است! بلی دوستان! خاتمی هم یک پخی است از اون پخها!

http://www.amazon.com/exec/obidos/ASIN/186064290X/ref%3Dnosim/addallbooksearch/002-8687430-9721653

Mussadiq and the Struggle for Power in Iran by Homa Katouzian

READ THIS THEN IF YOU'RE INTERESTED IN MUSSADIQ

بدون در نظر گرفتن باورهاي سياسي خودم, فكر ميكنم مقايسه مصدق با خاتمي به اين شكل كه آقاي درخشان انجام داد, يك نقص منطقي دارد: مصدقي كه ما ميشناسيم مصدق پنجاه سال پيش است, بعد از اينكه خيلي رازها برملا شده, و خاتمي اي كه ميشناسيم خاتمي اي است كه هنوز رئيس جمهور است و خيلي از زواياي عملكردش هنوز افشا نشده. اگر ديدگاهي كه امروز در مورد خاتمي داريم را با ديدگاهي مقايسه كنيم كه مردم نسبت به مصدق در زمان نخست وزيري اش داشتند, شايد مقايسه درست تري باشد. يا اينكه پنجاه سال بعد خاتمي را با مصدق مقايسه كنيم, البته آنهايي كه زنده مانده اند...

Mossadegh was an asshole who almost destroyed our country, and Khatami was another asshole just like Mossadegh. And only other assholes like you and Masood Behnood may like Mossadegh, you baccheh akhoondes.

Cavalier بهت توصیه میکنم که این کتاب All the shah's men رو بخونی تا شاید بفهمی شاهی که تو سنگش رو به سینه میزنی چه آدم ترسو و بی اراده ای بوده. هر چند زیاد از آدمی مثل تو انتظار نمیشه داشت. به نظر من آدم ها دو دسته اند: یک دسته اونهایی که سنگ دیکتاتور هایی مثل خامنه ای و محمد رضا شاه رو به سینه می زنند، از عملکرد سازمان هایی از قبیل ساواک و دادگاه انقلاب دفاع می کنند و همیشه احتیاج به ولی ، شاه ، سرور و ارباب دارن و یک دسته اونهایی که از انسان های آزادیخواه و دموکراتی مثل مصدق دفاع میکنند. Cavalier جزو کدوم دسته است؟

اينو توی کيهان امروز پيدا کردم: دليل (گفت و شنود)

گفت: ديروز آقاي انصاري راد رئيس كميسيون اصل 90 مجلس هنگام بازديد از غرفه روزنامه نگاران زن، با تكميل فرم مربوطه به عضويت انجمن روزنامه نگاران زن درآمد! گفتم: ولي عضويت در اين انجمن كه مخصوص خانم هاست پس عضويت آقاي انصاري راد را روي چه حسابي قبول كرده اند؟ گفت: چه عرض كنم؟! ولي حتماً دليلي بوده است كه ايشان را پذيرفته اند. گفتم: شايد هم دليلي نبوده است

رفيق هودر! بي خيال شو. يادت رفته كه همين خاتمي را هم شماها با همين تبليغات و حرف‌ها به مردم قالب كرديد؟ حالا هم سازگارا را داريد مطرح مي‌كنيد تا چند وقت بعد يك خاتمي ديكر از او بسازيد؟

I partially agree with Mazda and Mohsen, I don't think it is easy to compare Khatami and Mosadegh. I have no doubt that Khatami is one of the "cleanest" politicians ever lived in Iran, even though I can't justify many decisions he has made in past 5 years. I believe, Khatami has done his duty as an Iranian, not as a president though; but Iranian people haven't! Civil society doesn't run by one person, it runs by a society!

تو اصن مثه اینکه تو هپروت سیر میکنی!! اصن نمی تونی مصدق رو با یه آخونده وطن فروشه دروغگو مقایسه کنی. حالا تا یه کتاب خوندی صاحب نظر شدی!!! صد دفه گفتم سیاسی ننویس. باز یادت می ره. همون راجع به کلابه گاورمنت یا آبجو خوردن و اینجور چیزا بنویس. بسه. با یه کتاب که نمی شه یه شبه ملا شد. تا گوساله گاو شود...دل صاحبش آب شود. حالا تو ببین با هر بدبختی که هست اون دانشگاتو تموم کن تا بعد ببینیم چی می شه. در جوابه سعید ب. هم بگم: بابا جون تو فعلا برو جلو. کم اظهاره فضله کن!! بدبخت مملکتی که هر کس خودشو در همه چیز صاحب نظر می دونه!!

جناب درخشان ، درباره تحليل رفتاري ( البته نه بصورت بسيار ريز بينانه - detail - ) زنده‌ياد مصدق ، مي‌توانيد به نوشتارهايي از داريوش شايگان و احسان نراقي مراجعه كنيد كه هردو ( چه ما از ايشان خوشمان بيايد و چه بدمان بيايد ) در تحليل رفتارهاي اجتماعي و تاريخي صاحب نظر ميباشند .

به نظر می رسد که مصدق بیشتر از چشم مردم افتاده بود. گمان نکنم حکومت خاتمی با پنجاه تا چاقوکش سرنگون بشود ولی مال مصدق شد!

I storngly disagree with Mazada.How can you ignore what Mossadegh did in oil industry? Talk to people who lived during that time and they will tell you how their life quality changed after Oil was nationalized.

منم با محسن موافقم! مصدق خیلی زحمت کشید و آدم موثری هم بود ولی وقتی رفت، وضع ایران خیلی بدتر از وقتی شده بود که اومده بود! بعید میدونم در مورد خاتمی این صدق کنه.

Hossein do you remember last year you said a lot of nonesense whaen Mr. Sazgara was captured and totured you said he is playing some kind of role and must be affiliated to something or somebody now what happened today you are proposing him as a national leader

Soroush is a religous person. He might be an intellectual, but still religous. He may look good in comparison with Khameneh-i and others (just like Khatami did when we voted for him), but I'll will never ever again vote for a religious person. Religion and democracy somply don't go together.

This Cavalier guy is definitly pro Shah. Mossadegh is one of the greatest leaders in Iran's history . The money that flows in Iran is due to his OIL NATIONALIZATION project otherwise we all would have suffered from hunger like people in Afghanestan. Something that I hate about people who are pro Shah is that they never admit that what Shah did to Mosadegh was a tragedy and betray to Iran and Iranians.

خاتمی از چشم مردم افتاد چون از چشم مردم افتادن را به نابودی مملکت ترجیح داد. مصدق این ترجیح را نداد. اصلا نمی خواهم از ارزش کارهای مصدق کم کنم، ولی نظرم این است.

Mosaddeq was "the only" prime minister or president ever in all Iranian history who came to power by parliament but shut it down! did you know it boy? if you are proud of him and i have injured you i am sorry for my crazy comment

I really cant understand how an Iranian can be not proud of Mosaddeq. The only reason could be the fact that s/he supports Shah With no doubt this crazy guy ("Cavalier") is Saltanattalab

راجع به محسن سازگارا شبهه مالی کسی سراغ داره بگه... ملی اینکه رهبری اوپوزوسیون رو دست بگیره صد درصد مخالفم مگه یادت نیست میگفت تا رهبر نیاد رسما عذر خواهی من تو اعتصاب غذا می مونم. اندیشه های سازگارا دقیقا مثل استاد سروش میمونه. سروش گزینه خیلی بهتری هست.

Pinocchio wanted to masturbate one day but he caught fire Hossein! Satanic Republic of Islam wherever it is cant afford the Luxury of Reform unless it destroys itself, get burnt and crumble first. Death to Mossadegh and Khatami who betrayed iranian 2500 years old royal history