اين ماجرای بلاگرولينگ هم دردسری شده است برای خودش. من هم يک بیاحتياطی کردم و در وبلاگ انگليسیام ورداشتم و توضيح دقيق دربارهی مشکل دادم و کمی هم شيطنت و شوخی با وبلاگهای طرفدار بوش، و برای همين کلی فحش خوردم.
البته يک کار بد ديگر هم کردهبودم و آن اينکه قبل از نامه فرستادن به مسوولان بلاگرولينگ و صبر کردن برای جواب گرفتن از آنها، مطلبم را در وبلاگم منتشر کردم که برای همين به خرابکاری متهم شدهام. البته قصد من خرابکاری نبود، ولی مثل اينکه زيادی جوگير شدم و خوششيرينی کردم و الان خيلیها به چشم خرابکاری به اين کار نگاه میکنند.
البته نوشته بودم که اگر من اين را در وباگم ننوشتهبودم، مسوولان بلاگرولينگ تنها با يک ايمیل آن را جدی نمیگرفتند و هنوز هم سر حرفم هستم. ولی چون ایميل را ۵ صبح برايشان فرستادهبودم و مطلب را هم ۱۲ شب نوشتهبودم، فايده ندارد.
کسی هست که پريشب زودتر از من به بلاگرولينگ ايمیل زده باشد و مدرکی هم برای آن داشته باشد؟ شايد اينطوری بشود ثابت کرد که تذکر صرف فايده نداشته و تا وقتی مساله عمومی نشده، آنها جدی نگرفتندش.