هيچ دقت کردهايد که داشتن يا نداشتن تيتر در وبلاگ چقدر به نوشتههای آدم جهت میدهد؟ مثلا من از وقتی که برای نوشتههايم مجبورم تيتر بگذارم، خيلی کمتر مینويسم. چون وقتی آدم میخواهد تيتر برای چيزی بگذارد، از خودش انتظار بيشتری دارد و دستش به نوشتن هر چيز مختصر و کوتاه و پيش پا افتادهای نمیرود. تيتر گذاشتن يک جورهايی مطالب آدم را جدیتر و ساختدارتر میکند، اما آن را از ذات روايتگرانه و خودمانی وبلاگ دور میکند.
به همين دليل به کلهام زده که بيايم نوشتههايم را اصولا سه قسمت کنم: لينکدونی، يادداشتها (نوشتههای بدون تيتر)، و نوشتارها (با تيتر). در واقع بايد فاصلهی مفهومی بين لينکدونی و مطالب تيتردارم را يک جوری پر کنم.
خود اين مطلب هم يک جور از آنها است که تيتر لازم ندارد. ولی فعلا برايش يک چيزی میگذارم که سيستم آن پشت به هم نخورد. به زودی فکری برايش میکنم.
در ضمن، دارم نوشتههای قديمیام را که يک جورهايی میشود مقاله حسابشان کرد و خوانندگان هم توجه بيشتری به آنها کرده بودند جمع میکنم تا در يک بخش جداگانه در آرشيو بگذارم. بعضیهايشان ارزش بيرون آمدن از انباری خاکگرفته را دارند.