علی لاريجانی رفت تا برای رياست جمهوری آيندهی ايران کار خود را شروع کند.
به نظرم با اينکه او بزرگترين و بیاخلاقترين دشمن جريان اصلاحطلبی و بطور مشخص روشنفکری دينی و توليداتش بود، در عين حال يکی از تواناترين و شايد سالمترين مديرهای مملکت بود.
از اينکه تلويزيون باآبروی رضا قطبی را به دست يک سری سپاهی و هياتی بیسواد انداخت میشود حسابی شاکی بود، ولی نمیشود تلويزيون را چه از نظر فنی و چه از نظر حجم توليد با قبل از دوران او مقايسه کرد. درست است که هيچکس به اندازهی او پول و حمايت بیحساب و کتاب پشتش نداشته، ولی بعيد میدانم که کسی هم جز او با همين پول و حمايت، توان گسترش صداوسيمای جمهوری اسلامی را تا اين حد داشته باشد. او يکی از باهوشترين و کارآمدترين مهرههای باقیمانده در کل نظام جمهوری اسلامی است و در نتيجه خيلی طبيعی است که در عمل مهمترين عصای دست رهبر باشد.
خامنهای و رفسجانی بر خلاف چيزی که نشان میدهند به شدت با هم اختلاف در ديدگاه و روش دارند. اگر خاتمی را به هم به عنوان سمبل جريان چپ در نظر بگيريد، در سياست امروز ايران در مجموع سه جريان قوی و زنده حضور دارند که اين سه نفر نمايندگیشان میکنند.
اما جريان خامنهای وقتی که به رهبری رسيد خيلی ضعيف بود و تنها در اواسط دوران رفسنجانی بود که خامنهای فهميد چقدر در برابر رفسنجانی ضعيف است و بايد تا دير نشده برای خودش تيمی وفادار و قوی و مورداعتماد جمع و جور کند؛ چون رفسجانی به هيچ اصلی جز پول پايبند نيست و هر آن ممکن است سر خامنهای را زير آب بکند.
ماجرايش طولانی است، اما خامنهای به کمک چند مهرهی برجسته از جمله علی لاريجانی توانست تيمی به شدت قوی (آبادگران) درست کند و عملا دسترسی رفسنجانی و تيمش (کارگزاران) را به قدرت و منابع ديگر به حداقل ممکن برساند. شايد برای همين اصولا با آمدن خاتمی و دوام او اين همه سال راه آمد. خاتمی با تمام اختلافنظرهايش با خامنهای، يک وجه مشترک با او دارد که آنها را از رفسنجانی جدا میکند: چيزهايی هست که به پول نمیفروشدشان.
حالا خامنهای با تيم بهشدت ثروتمند و نسبتا توانايی که برای خودش دست و پا کرده، میخواهد بيايد و تمام قدرت را به دست بگيرد و آن را ببرد به افقی که برای آن پيشبينی میکند و گاهی از زبان نزديکانش دررفته است: ژاپن اسلامی
خامنهای با وجود تمام ظلمی که در اين سالها بر جريان روشنفکری دينی کرده است، بسيار بيشتر از رفسنجانی به دموکراسی، استقلال و پيشرفت ايران معتقد و پايبند است، ولی ترس عجيبی که از نوعی کودتای خارجی يا داخلی دارد، او را در عمل تبديل به يک رهبر مستبد کرده است. همزمان برخلاف رفسنجانی رسالتی معنوی و دينی هم برای خود قایل است و واقعا فکر میکند که در بهشت و جهنم رفتن ميليونها نفر مردم تحت حکومتش شريک است. اين تضادها، شرايط و معادلههای پيچيده است که او را کمکم از رييسجمهوری معتدل واهل زمانه تبديل کرد به رهبری مستبد و تندرو. و گرنه بقول مسعود بهنود درواقع حمايت دايمی خامنهای از خاتمی بود که اجازه داد او بتواند اين همه دوام بياورد. (تصحيح شد.)
اگر دورتر برويم و مثل تاريخ به شرايط امروز ايران نگاه کنيم، خامنهای خیلی شبيه به پادشاهی است به شدت وطنپرست و طرفدار استقلال، معنوی، مردمدوست، اهل فضل و دانش، و از نظر مالی سالم، که میخواهد کشورش را به افق روشنی که پيش خود ترسيم کرده برساند. اما آنقدر بر افق موردنظرش اصرار میکند که در اين مسير تقريبا از تمام اصول و ايدهآلهايش دست میشويد و بخاطر مصلحتهای بالاتر قربانیشان میکند، تا اينکه در عمل درست شبيه همان پادشاهانی میشود که هميشه از آنها متنفر بوده و از سرنوشتشان پند میگرفته.
آخرين قدمی که خامنهای میخواهد بردارد تا خيالش راحت باشد که ديگر کشور را در مسير مورد نظرش انداخته و ديگر بتواند با آسودگی پا به دوران بازنشستگی و نظارت از دور بگذارد، دادن امور اجرايی مملکت به مورداعتمادترين و تواناترين مهرهی تيمش يعنی علی لاريجانی است که با انتصاب مجلس بیآزار و سيستم قضايی دلخواهش از قبل زمينه را برای کار آسودهی او در مقام رييس دولت آماده کرده است.
ولی هنوز چند ماه تا انتخابات رياستجمهوری مانده و در اين چند ماه میتواند هزاران اتفاق بيفتد که سناريوی خامنهای را که يکبار با شکست ناطق به عقب افتاد و حتی کلا در معرض تهديد قرار گرفت، به هم بريزد.
همهی ما خوب میدانيم که يک رهبر بيشازحد خيرخواه چقدر راحت حاضر است به مردمش عذاب و سختی بدهد تا به تصور خودش آنها را خوشبخت کند. چون اين دقیقا همان نقشی است که بسياری از پدران سنتی در خانوادهشان ايفا کردهاند. برای همين گمان میکنم اين بار کسی نخواهد سناريوی پدر را به هم بريزد، چون دودش فقط توی چشم خود آدم میرود. راههای بهتری هست که همهی کسانی که پزشک يا مهندس شدهاند ولی الان کار ديگری میکنند، بهتر میدانند.
تکميل:
- روزنامهی شرق، تيم خامنهای يا همان آبادگران يا نومحافظهکاران را از جنبههای گوناگون بطور مختصر بررسی کرده است