نوشتهی قبلیام دربارهی خامنهای و لاريجانی کسانی را که به اشتباه انداخته که موضع من دربارهی جناح راست در ايران تغييری کرده است. بعضیها حدس میزنند میخواهم به ايران برگردم، برخی فکر میکنند من از رهبر و دوستانش پول میگيرم تا برایشان تبليغ کنم، و ازين جور چيزها.
اين گمانها همه ناورا است. چيزی که باعث آنها شده است نگاهی از راه دور و تاريخی است که گاهی همه با آن به اتفاقات روز دنيا نگاه میکنيم. اين دو متغير يکی فاصلهی مکانی با موضوع است و ديگری فاصلهی زمانی.
منظورم از فاصلهی مکانی اين است که آدم وقتی از چيزی دور است، در عين آگاهی از جزييات موضوع، کليت ان را بهتر میبيند؛ جزييات مانع از درک کليت موضوع نمیشوند. از فاصلهی زمانی هم منظورم اين است که آدم گاهی چيزها را در اکنون میبيند، و گاهی در گذشته و تاريخ. با اين دو متغير هر چيزی را چهار جور میتوان نگاه کرد. دو قطب اين طيف چهار حالتی، يکی جزييات را نشان میدهد (نزديک-اکنونی) و ديگری معنیها و کليات را (دور-تاريخی).
دوگانگی نوشتههای من تقريبا با اين تقسيمبندی توضيح داده میشوند، نه اتفاقات و روابط خيالی در پشتپردهی «سردبير: خودم». بعدا باز هم بيشتر توضيح میدهم.