نمیدانم کسی بالاخره مستند جديد بی.بی.سی را دربارهی تاريخچهی رابطهی ايران و آمريکا ديد يا نه. ولی برای من مهمترين نکتهی آن که ارزش ژورناليستی و سياسی زيادی داشت حرفهای جاشوا موراوچيک از موسسهی پرورش شيطان امريکن انترپرايز (AEI) بود.
او به صراحت گفت که اگر ايران برنامهی ساخت سلاح اتمیاش را ادامه دهد، يا اسراييل و يا آمريکا مجبورند به تاسيسات آن حمله کنند و نابودش کنند. البته اضافه کرد که چون آمريکا نمیخواهد اسراييل با حمله به ايران منطقه را به آتش بکشد، خود آمريکا ناچار است اين کار را بکند.
درست است که اين يارو و کل موسسهاش با رفتن احتمالی بوش ديگر به حاشيه میروند. ولی هيچ بعيد نيست با توجه به حساسيتی که حتی دموکراتهای آمريکا و اروپايیها به دستيافتن بیکلههای سپاه پاسداران ايران به سلاح اتمی دارند، اگر جان کری هم برنده شود همين سياست را پيش بگيرد.
البته گمان میکنم يک سياست ديگری هم که احتمالا در واشنگتن عدهای روی آن کار میکنند، چيزی است که نيکلاس کريستف پيشنهاد کرده بود: آمريکا فشارش را بخاطر توليد سلاح اتمی روی ايران کم کند و برعکس بجای منزوی کردن ايران و درنتجيه و تقويت تندروهای بیکلهی داخل حکومت ايران، با ايران وارد تعامل شود. چون بقول کريستف ممکن است اگر ايران احساس ناامنی نکند، خودبخود برنامهی اتمیاش را هم کنار بگذارد و روش آرامتری برای حکومت و رسيدن به منافعش در پيش بگيرد. (اصل مقالهی کريستف را بخوانيد. کپیاش هم در ايرانفيلتر موجود است.)
حالا که دوباره يکی دو هفته است توجه رسانههای دنيا به ايران زياد شده، فکر میکنم دربارهی سياست تعامل (Engagement) که اروپايیها پيشروی آن هستند بيشتر خواهيم شنيد. چونکه سياست تغيير رژيم (Regime-change) بخاطر افول طراحانش يعنی نومحافظهکاران آمريکا و بطور مشخص همين موسسهی AEI دارد کمرنگ میشود و با رفتن بوش شايد اصولا کنار گذاشته شود.