سانسور در اينترنت (يا اسم بهداشتیاش فيلترينگ) دوباره در آستانهی تيرماه سفت و سخت شده. در اين بين مشخص است که وبلاگها از هميشه بيشتر مورد حساسيت هستند، جوری که فقط کم ماندهی وبلاگ ابطحی را هم فيلتر کنند. (کاش فيلترش بکنند تا شايد آقای ابطحی مجبور شود تلاش بيشتری برای مبارزه با فيلترينگ از بالا بکند.)
کاری را که میتوان کرد قبلا در يک نوشتهی قديمی چنين گفته بودم:
۱. پيداکردن ميانبرهای فنی برای عبور از فيلترها و آشنا کردن همه با آنها
۲. پخش کردن خبر در دنيا
۳. اعتراضهای صنفی و گروهی
الان پس از يکسال مشخص شده که مبارزهی فنی موثر هست، ولی نه چندان زياد و نه برای اکثريت مردم. بنابراين بايد تمام تلاشمان را روی دو استراتژی ديگر متمرکز کنيم.
برای پخش کردن خبرهای فيلترينک به انگليسی من يک وبسايت درست کردهام از پارسال، ولی کافی نيست. همه بايد به انتشار آن در مطبوعات و وبسايتهای اينترنتی تلاش کنيم. (اينهمه خبرنگار خارجی در ايران هست. چرا کسی نمیتواند آنها را قانع کند که چقدر سانسور اينترنت شديد است و چقدر حکومت و حتی دولت خاتمی دارد دراين باره مستبدانه رفتار میکند.)
برای پخش خبرهای فارسی مربوط به آن هم پيشنهاد میکنم چند تا از بچههای فنی و روزنامهنگار يک وبلاگ دستهجمعی برای پوشش خبرهای رسمی و غير رسمی مربوط به فيلترينگ درست کنند که بشود بهترين مرجع برای دنبال کردن اخبار فيلترينگ. (نيازی به هفت دست آفتابه و لگن نيست، يک وبلاگ گروهی بلاگاسپاتی هم کار را راه میاندازند)
اما دربارهی مسالهی اصلی که اعتراض صنفی و گروهی است هنوز کاری نکردهايم.
بنابراين پيشنهاد میکنم همه به همين بچههايی که درحال امضا جمع کردن برای اعتراض به پيشنويس لايحهی جرايم رايانهای هستند کمک کنيم که بتوانند پايههای يک جور انجمن کاربران اينترنت يا انجمن آزادی اطلاعات را بريزند.
تجربه نشان داده که اين جور کارهای صنفی اگر از ايران شروع شوند خيلی محکمتر جلو میروند و حکومت هم کمتر به آنها برچسبهای خطرناک امنيتی میزند. همينطور خيلی بيشتر بين مردم جا میافتند تا چيزی که ما بخواهيم از خارج از ايران بسازيم. اما بعد از اينکه چنين گروه و انجمنی راه افتاد ما میتوانيم حسابی از بيرون کمک کنيم.
فقط اميدوارم اختلافات احمقانهی شخصی مانع اين کار نشود و نيز اينکه باعث نشود کسانی که در اين جور کارها تجربه دارند از کمک به آن محروم شوند. شخصا پيشنهاد میکنم از گروههای فعال حقوق زنان که هم از جنبههای حقوقی و هم مديريتی و اجرايی آن تجربه دارند کم بگيريد. حتی آدمهای جلوی صحنهاش هم اگر از زنان باشند حکومت سختتر میتواند آنها را سرکوب کند.
خلاصه اينکه همانطور که يک بار ديگر هم نوشته بودم فشار صنفی بهترين و شايد تنها راه مبارزه با سانسور در اينترنت در ايران است. اگر سانسور نمیخواهيد بجنبيد. آنقدر پرتعداد و باهوش و با اراده هستيم که حکومت نتواند راحت ما را از سر خود باز کند.