برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: Journalists in Iran are extremely underpaid and it party may be the reason of terribly low readership.

باورم نمی‌شود که مجله‌ی والرس کانادا برای يک مقاله‌ی شش‌هزار کلمه‌ای، ده هزار دلار کانادا دستمزد داده است؟ يعنی بيشتر از يک و نيم دلار برای هر کلمه. و اين تازه خيلی کمتر از قولی است که مجله قبلا داده: دو و نيم دلار برای هر کلمه. اين را شماره‌ی جديد مجله‌ی تورنتو لايف نوشته.

به کله‌ام زد بروم و ببينم اصولا نرخ نوشتن برای مجله‌ها و مطبوعات کانادايی چقدر است. جدول نرخ‌های پيشنهادی انجمن نويسندگان گاهنامه‌های کانادا را پيدا کردم که بد نيست به سردبيران و صاحبان روزنامه‌ای که برايش کار می‌کنيد نشان دهيد. بر اساس آن برای مجله‌های عمومی کلمه‌ای بين يک تا دو دلار تعيين شده است. (ستون‌ها معمولا حدود ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ کلمه دارند و مقاله‌های مفصل هم بين ۳۰۰۰ تا ۶۰۰۰ کلمه. خودتان حساب کنيد که چقدر می‌شود دسمتزدهايشان.)

نرخ روزنامه‌ها کمی ارزان‌تر است، يعنی چيزی حدود ۳۰ سنت تا يک دلار برای هر کلمه که مثلا برای يک مقاله از ۷۵ دلار شروع می‌شود تا ۱۰۰۰ دلار و برای يک ستون تا ۵۰۰ دلار. طبيعتا هرچه مجله يا روزنامه اعتبار و گستردگی بيشتری داشته باشد پول بيشتری می‌دهد.

اين تازه در مقايسه با آمريکا و بريتانيا کم است، چون دلار آمريکا و پوند انگليس ارزش بيشتری دارند. (جدول مفصل اتحاديه‌ی نويسندگان آزاد بريتانيا را ببينيد) مثلا نيويورکر، ووگ، ونيتی‌فر، وايرد، برای يک مطلب هزار کلمه‌ای تا ۴۰۰۰ دلار هم حتی می‌دهند که البته جزو نرخ‌های خيلی بالا حساب می‌شود. در بريتانيا هم مثلا گاردين برای يک گزارش هزار کلمه‌ای تا سيصد پوند هم می‌دهد. حتی شرق‌الاوسط برای يک مطلب هزار کلمه‌ای ۱۰۰ پوند و الحيات برای همين مقدار ۲۰۰ پوند می‌دهد.

بعد آن وقت اول از همه ياد دنيای تصوير می‌افتم که از پنج سال پيش تا حالا علی معلم هنوز هم صفحه‌ای (که شايد تا ۵۰۰ کلمه هم در آن جا می‌شود) ۲۵۰۰ تومان می‌داده. يا مثلا حيات نو برای کل صفحه ۲۰، ۲۵ هزار تومان می‌داده. عصر آزادگان را که اصلا فراموش کنيد، چون به بهانه‌های مختلف آخرش به من يک قران هم نداند بعد از حدود نوشتن ۱۰۰ ستون.

خلاصه با اين اوضاع و احوال حق‌التحرير خيلی عجيب نيست که تيراز روزنامه‌ها و مجله‌های ايران اين‌قدر پايين است. کدام آدم عاقلی هست که بيايد مفت مفت برای آقای معلم يا شمس‌الواعظين يا عطريان‌فر بنويسد تا آنها بتوانند با درآمدشان (که هميشه درباره‌اش دروغ می‌گويند) خانه و ماشين بخرند و از راه آن زندگی کنند؟

درست است که وضع مطبوعات ايران بخاطر محدوديت‌های سياسی زياد خوب نيست، ولی اين دليل نمی‌شود که سران آنها خون خبرنگارها و نويسندگانشان را توی شيشه کنند. پس اين انجمن صنفی مطبوعات چه می‌کند؟ البته وقتی روسایش از همين صاحبان پولدار روزنامه‌ها بشوند همين می‌شود ديگر.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

تبعیدی عصبانی
یک پزشک
خوابگرد
دوشیزه شین
سولوژن
عرب عصبانی
فلیسوف مآب رمانتیک
آهستان
حاجی واشنگتن
کوروش علیانی
دوم دام
بچه‌ی قلهک
زهرا
یادداشت‌هایی از کابل
بلوط
۳۵ درجه
آرش «کمانگیر» آبادپور
حسین پاکدل
۴ دیواری
یک وحید
مونتاژ انتقادی
پویان طباطبایی
نگارک‌ها
شب پیشگویی
آدم و حوا
کتابلاگ
دادابیس
از پشت یک سوم
حسین نوش‌آذر
عبدالقادر بلوچ
سینا دیلی
نانا
خورشید خانوم
پویان و سیما
گناهکار
ناهید رکسان
سیبستان
بامدادی
رویای آريایی
نگاه نو
نگاه نو
امنزیاک
فوکو بلاگ
مریم مومنی
خیاط باشی
فروغ
نیما دارابی
نازخاتون
مارسی نیومن
مرتضی نگاهی
هوشنگ دودانی
دستنوشته‌ها
روزنامه‌نگار ممسلمان
کریم ارغنده‌پور
شرح
کمال
راه من
مسعود بهنود
مریم ابریشم‌کار
فانتازیا
مسعود ده‌نمکی
روزنه
توکا نیستانی
مازوخیسم محاسباتی
زیتون پرورده
زيتون
جمهور
من راه نشین
آق بهمن
هپلی
امور ایران
حمید مافی
محمود فرجامی
پاسداران
حقوق‌دان پاریسی
طاها بذری
پاگرد
گردباد
خانوم حنا
میرزا پیکوفسکی
موج
صفا در ال.ای
فریادناممه
ملکوت
غلاف تمام فلزی
آن سوی دیوار
ارزیابی‌های شتابزده
لات‌لند
یک فتحی
شکرخواه
ایرانی طعنه‌آمیز
مهستی شاهرخی
جمال
پیاده رو
سمیرا سامانی
ایران‌شهر
آزادنويس
ایمیان
نوه‌ی غلامرضا تختی
لیلی نیکونظر
سبیل طلا
خط قرمز
لگوماهی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
بابک داد
وب‌نگاشت
حسام‌الدین آشنا
محمد نوری‌زاد
افسون فسرده
هادی خرسندی
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
منبر دات نت
مرصاد
بی‌بی‌گل
نسل خمینی
جواد کاشی
امیرحسین ثابتی
ف.م.سخن
آچار فرانسه
بی اجازه کوچیکترا نه
رزانیات
سوگلی ریچارد پرل
راهرو
کلنگ کمونیست کارگری
اکبر منتجبی
آی‌تی.ايران
خاکریزیسم
علیرضا شیرازی
احمد جلالی
خسرو نقیبی
حامد قدوسی
کیبرد آزاد
سلمان
ddmmyyyy
مهدی یوسفی
آزاده عصاران
نوک‌تیز
مریم اينا
میرزا
دلبستگی
روزها
انتخاب زنان
آشپزباشی
ابراهیم اسکافی
مشکات
خبرنگار مسلمان
مهدی محمدی
حسین رنجبران
سجاد صفارهرندی
فانونایت
شهرزاد
کامپیتور و ارتباطات
مهدی اسماعیلی
هنوز
زمستان است
شب‌نامه‌ها
گل‌آرا حمزه
چرک‌نویس
غربتستان
تبرمرد
محبوبه حسین‌زاده
احسان
بسیج جهانی
نگفتنی‌ها
هادی نیلی
انتخاب انسانی
خرچنگ زاده
یک استکاان چای داغ
نقیز
شنا در شنزار
مرد تنها
مرصاد امروز
شاخ به شاخ
مجید تفرشی
بازیگر آماتور
آرش صالحی
شبنم طلوعی
آرش غفوری
نیکی اخوان
عباس معروفی
سهند شمس
بیروت ریپورت
کافه ناصری
مطالعات فرهنگی رادیکال
لوبيا
سایه
جواد روح
ضدمورچه
پسر فهمیده
کشکول جوانی
حمید کریمیان
جوانفکر
حنیف مزروعی
پژمان نوزاد
نسرین افضلی
سهیل کریمی
امید معماریان
اسماعیل نیوز
فرنگوپولیس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
فواد صادقی
نظرات ديگران

Tv is unbeatable. Thats it! simple and true. just look at ITC-tv hossein. I have never seen anything exploding that fast among Iranians anywhere. also I thank you for posting your dad's photo on vagrantly :) there were so much posted against the poor man by some visitors here that i expected to see a dragon with 4 heads and 9 hands with a turban on each head before i actually saw his cool face in your photoblog. its really true that "a photo speaks a thousand words". have you ever considered a sobhaneh style collective photoblog? a hit that should be

Please read the July 2004 issue of Harpers Magazine about Abtahi's weblog and a crazy cooments from a member of Ansar from holy city of London.

من کاملا موافقم حسين .... کيفيت کار اصلا ربطي به اين بحث نداره ... مسئله نسبت درامد روزنامه است به ميزان پرداختي به نويسنده ها .... حالا هر چقدر هم که نويسنده ايراني کس شعر بنويسه؛ اون صاحاب روزنامه که داره از همون کس شعر پول در مياره ..پس دليل نميشه حق نويسنده رو بخوره .. اين کسانی که اينجا نظر مي دن چرا به اين نکته توجه نمي کنن؟

حسین جان شما باید دستمزد نویسنده رو در سطح همه نرخهای دیگه در ایران ارزیابی کنی ولی قبول دارم که از نظر درصدی خوب کمتر از بقیه میگیرند که فقط مشگل روزنامه نگار نیست! در مورد روزنامه نگار ها دلایل بسیاری داره از جمله جایگاه روزنامه نگاری در فرهنگ ما در مقایسه با آمریکا مثلا! عامل دیگه کیفیت کار هست که فرقش تومنی 9 ریاله!! اصلا سیستم و پروسه بازرسی مطالب و ویرایشگری اونها بطور کلی متفاوته و سیستمی مثل ایران که هنوز عمدتأ با روش کارشون در زمان دولت مصدق یکیه خوب کیفیت و استاندارد بالا نمیطلبه! اصلا مقایسه نکن داداش!!

no offence ولی مقاله های خودت تو شرق رو یه مقایسه با مقاله هایی که تو new york times میخونی، بکن! ببین اصلا در این آمریکا برای اون چیزایی که تو روزنامه های ایران نوشته میشه، یک قرون هم میدن؟

البته این رو هم بگین که اونا به Bullshit پول نمیدن برخلاف روزنامه های ما

کدام آدم عاقلی هست که بيايد مفت مفت برای آقای معلم يا شمس‌الواعظين يا عطريان‌فر بنويسد تا آنها بتوانند با درآمدشان (که هميشه درباره‌اش دروغ می‌گويند) خانه و ماشين بخرند و از راه آن زندگی کنند؟؟ چرا فکر میکنی درباره اش دروغ می گویند؟:)

حالا غير از دستمزد خيلي موارد ديگر مثل حمايت‌هاي حقوقي و امكانات شغلي را هم اضافه كنيد. مي‌گويند روزنامه‌نگاري و خبرنگاري از مشاغل سخت و زيان‌اور محسوب مي شود. اما در ايران فقط براي عده‌ي كمي اين طور است. وگرنه خبرنگاران ما خبرنگار نيستند بلكه كارمندند و كارمندها هم محافظه‌كار و فاقد قوه‌ي ابتكار! نشريات هم بله صد در صد درست است و نويسنده را به چشم ماشين تايپ و ابزار كار نگاه مي‌كنند و آنچه البته فاقد اعتبار و احترام است، نويسندگي و روزنامه‌نگاري است. انجمن‌هاي صنفي هم بي‌مايه‌تر از آن هستند كه بتوان رويشان حساب كرد. واقعاً قابل مقايسه نيست.