بعد از يکی، دو هفته که از جشنوارهی وبلاگ در تهران میگذرد میخواهم به برگزار کنندگانش تبريک بگويم. نه بخاطر اينکه توانستند با مهارت کامل در تمام طول سه روز جشنواره از بردن هر اسمی که با ح و فاميلی که با دال شروع شده باشد دوری کنند. بلکه بخاطر اينکه توانستند بالاخره اين جشنواره را برگزار کنند. هرچند با کيفيتی پايين و با شرکتکنندگانی نسبتا کم تعداد.
نه اينکه من عاشق چشم و ابروی سازمان ملی جوانان باشم، ولی اين جور مراسم را که در چشم مسوولان بیسواد مملکت به اينترنت بهنوعی مشروعیت میدهد، مفيد میدانم. حتی اگر موسسهی کيهان برگزارش کند يا به عنوان مسابقهی وبلاگنويسی امام خمينی مطرح شود. ببین واقعيتی که در ايران میگذرد چيست که آدم مجبور میشود به اين فجايع رضايت بدهد.
اما در مقابل تهديد متعصبهای بیسواد که اينترنت را شبيه به فاحشهخانه میبینند، دولت ايران و بطور مشخص سازمان مللی جوانان هم به شکل ديگری فعالان اینترنت را در ايران تهديد میکند. آنها آرام آرام میخواهند تمام سرويسدهندگان وبلاگ و مشابه آن و نيز نشريات الکترونيک را به شکلی به خود وابسته کنند و در نهايت نوعی کنترل رقيق بر آنها اعمال کنند.
انتظار مسوولان پرشينبلاگ و نشريات الکترونيکی و بدتر از آن، بعضی از وبلاگداران، از دولت برای حمايت مالی مستقيم، بچگانه و فرصتطلبانه و خرابکننده است. پرشینبلاگ اگر تا حالا نتوانسته از صدهاهزار بازديدکنندهی روزانهاش خرجش را دربيارد بخاطر کمکاری خودش در بازاريابی بوده است. دولت چرا بايد خرج آن را بدهد؟ همينطور نشريات الکترونيکی که خودجوشانه راه افتادهاند تمام اعتبارشان را از استقلال و ازادی نسبیای میگيرند که تکنولوژی ذاتا چموش اينترنت به آنها داده است. چرا بايد خود را به حکومت وابسته کنند و استقلالشان را در ازای کمی پول بفروشند؟
اوج کمدی آن جاست که حتی کسی که وبلاگ دارد، يعنی يادداشتهای شخصی و روزانهاش را دربارهی خبرها و اتفاقات پيرامونش مینويسد، از حکومت انتظار داشته باشد که چون روزی چند مطلب فارسی توليد میکند، به او پول بدهد. اين اتفاق فقط در ايران میتواند بيفتد.
ولی به گمان من کمک غيرمستقيم دولت به کل ماجرای اينترنت در ايران، بر عکس کمک مستقيمش، به شدت لازم است و حتی وظیفهاش است. کمک غيرمستقیم يعنی فراهم کردن امکانات فنی اولیه مانند خطوط پرظرفیت و پرسرعت اينترنت برای مردم و شرکتهای سرويس دهنده، و فراهم کردن حداقلی که برای تقویت اين مجموعه از نظر اقتصادی لازم است: يعنی به وجود آوردن نوعی کارت اعتباری دستکم داخلی، و آشنا کردن صاحبان صنعت و کسب با اينترنت به عنوان يک رسانهی قوی برای تبليغات تجاری
بد نيست بدانيد که بسياری از دولتها مثل دولت حزب کارگر در بريتانيا چنان اهميتی برای دسترسی پرسرعت به اينترنت قايلاند که به آن مثل آب و برق نگاه میکنند و در برنامههايی چهار، پنج ساله دارند خانههای تمام مردمشان را به اينترنت سريع مجهز میکنند.
استقبال کم مردم از جشنوارهی وبلاگ نشان میدهد که آنها هم زياد دل خوشی از حمایتهای مستقیم دولتی از اين جور چیزها ندارند و هرگاه دست حکومت را در جایی میبینند، پای خود را بیرون میکشند.
به همين دليل میخواهم پیشنهاد بدهم که خودمان به کمک همدیگر یک کنفرانس کاملا مستقل و غیر حزبالهی دربارهی وبلاگهای ايرانی در زمستان امسال يا زودتر در دوبی برگزار کنيم.
اين کنفرانس میتواند خيلی شبیه به کنفرانس یک روزهی وبلاگ هاروارد باشد تا برای سزماندهنگانش هم زیاد باعث دردسر نشود. یعنی چند پانل در چند موضوع مختلف باشد و بجای چند سخنران، در هر پانل یک ادارهکنندهی مسلط به موضوع، جلسه را، که در آن همه حق حرف زدن و بحث دربارهی موضوع آن دارند، اداره کند.
فکر کنم با توجه به هزینهی نسبتا کم سفر از ايران به دوبی خيلیها بتوانند در این کنفرانس شرکت کنند و بنابراین پروزهای عملی باشد. در ضمن میشود کلی برنامهی جانبی هم در کنارش گذاشت که البته چون دوبی سرزمين نسبتا آزادی است، هزاران کار جالب میشود کرد. کسی پای کار هست؟