دو رویکرد يا چهارچوب جديد حقوقی برای مقابله با سانسور اينترنت در ايران به ذهنم رسيده:
۱) تمام دومينهايی که خارج از ايران به ثبت رسيدهاند يا ميزبانی میشوند، در واقع دارايیهای خارج از مرز ايران حساب میشوند و همانطورکه حکومت ايران نمیتواند دربارهی آپارتمان يک ايرانی ساکن تورنتو حکم بدهد، وبسايت يک ايرانی مقيم تورنتو را هم نمیتواند توقيف کند. البته اگر دستور فيلترينگ را با تسامح، نوعی توقيف بدانيم.
۲) يک ايرانی مقيم ايران میتواند ادعا کند که دولت ايران با توقيف محل کسبش (در اين مورد، وبسايتش) او را از حق مشروع و قانونی کسب درآمد که در اصل ۴۶ قانون اساسی آمده باز داشته است.
راستش تازگیها با خودم فکر میکنم که اگر به جای جامعه شناسی حقوق میخواندم خيلی کارها میتوانستم بکنم. البته هنوز هم دير نيست. حيف که ذاتا آدم درسخوان نيستم. (اگر کسی رویکرد حقوقی ديگری نيز به ذهنش میرسد لطفا نظر بدهد.)
در ضمن وقتی کانادا و آمريکا را با ايران مقايسه میکنم میبینم که اگر ایران سیستم قضایی سالم و قویای داشت، چقدر انجام اصلاحات تدريجی و مورد وفاق همهی جناحهای سياسی در آن آسانتر پيش میرفت. متاسفانه اصلاحطلبان همانقدر که شعور و سواد اقتصادی کمی دارند، اهميت سيستم قضایی را هم فقط هر وقت کارکرد سیاسی پيدا میکنند میبینند. در صورتی که با تمرکز و اصرار بر اصلاحات قضایی شاید تا حالا خيلی چيزها عوض شده بود.