چقدر دلم میخواست اوضاع سياسی ايران کمی آرامتر بود تا وقت و انگيزه پيدا میکردم اوضاع سياسی کانادا را هم با دقت دنبال کنم.
ولی ديروز که داشتم راهنمای آمادگی برای امتحان شهروندی کانادا را میخواندم فهميدم که وزيران کابینه و حتی خود نخست وزیر از بین نمايندگان پارلمان انتخاب میشوند. يعنی باید تکتکشان بطور مستقيم اول مورد حمايت مردم قرار گرفته باشند تا بعد بتوانند به مقامی برسند.
حالا با ايران مقايسهاش کنيد که وزيرها به آسانی میتوانند با کمترين حمايت مردمی و تنها با رای اعتماد نمايندگان، (که میدانيم چقدر خريدنش در ايران بطور سنتی آسان بوده است، يک موبايل يا پاترول يا زمين چارهاش است) انتخاب شوند.
يک حسن ديگر هم که سيستم سياسی کانادا (که فکر میکنم از بريتانيا الگوبرداری شده) دارد آن است که باعث میشود بهترين، باهوشترين و کارآمدترين مديران و سياستمدارانش مجبور باشند حتی برای وزیر شدن هم اول به پارلمان بروند. نه مثل ايران که خيلی کم پيش میآيد کسی از نمايندگان مجلس عرضه و سواد و تجربهی وزیر شدن را ندارند.
حالا که نتايج انتخابات سراسری کانادا هم دارد درمیآيد -- و در آن NDP هم که من خير سرم مثلا عضو آن هستم، خيلی نتيجهی خوبی گرفته است -- افسوس میخورم که کی میشود روزی در ايران هم سيستم سياسی حزبی جا بيفتد و مثلا شب انتخابات در تلويزيون هر کدام را با رنگش مشخص کنند و تعداد صندلیهای بهدست اوردهاش را روی هر کدام بنويسند؟ چرا اين مشارکتیهای تنبل بیاراده (البته به جز بخاطر بستنشستنشان در مجلس) نتوانستند در اين هفت سال يک حزب حتی نصفه و نيمه درست کنند؟ بالاخره قدم اول را چه کسی و چه زمانی قرار است برای رسيدن به سيستم حزبی بردارد؟