با آن سه تا نقطهی سیاه توی صورتش، در این بلبشوی سیاسی و کاری، زندگی ما را یکشبه عوض کرده است. اسمش کارامل است و یک ماه است که بچهی ما است، بدون اینکه نیاز به مدرسه رفتن و بلوغ و ازدواج و نگرانی و اینها داشته باشد. روزی یه بار برود بیرون و با دوستهایش بازی کند، غذایش سرجایش باشد، به اندازهی کافی نازو نوازش بشود، و البته کفش صندل قدیمی من را هم بخورد، کافی است تا آخر عمرش خوشحال باشد -- و دم خوشرنگاش را با موهای تابدار رویش تکان تکان بدهد. دختر لوس ما الان هفتماه و خوردهای سن دارد.