برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۲۰ شهریور ۱۳۸۳ | 10 September 2004

 دموکراسی‌خواهان ایرانی طرفدار بوش

  لينک‌دونی هفته
Excerpt: How is it that even some pro-democracy and anti-monarchy Iranians think Bush would be better for Iran? Just see how much the political arena has dominated by radical Islamists and Revolutionary Guards since Bush put Iran in his Axil of Evil. We should start this debate among ourselves.

خیلی تعجب می‌کنم وقتی از خیلی از ایرانی‌ها می‌شنوم که بوش را، حداقل برای منافع ملی ایران، به کری ترجیح می‌دهند. استدلال‌هایشان گوناگون است، چون از جایگاه‌های مختلف می‌آیند. ولی وقتی می‌بینم طرفداران دموکراسی و جمهوریت هم برای این طرز فکرشان استدلالی دارند واقعا حرص می‌خورم.

آنها می‌گویند رژیم جمهوری اسلامی زبانی جز زبان زور نمی‌شناسد و بوش هم تنها کسی است که جرات دارد با زبان زور با آنها صحبت کند. ظاهرا استدلال معقولی است. ولی کمی که با ذره بین بیفتیم به جانش می‌بینیم که اتفاقا زبان زور بوش تنها منجر به قوی‌تر شدن نظامیان (سپاه پاسداران) و ضعیف‌شدن نیروهای طرفدار دموکراسی و عقلانیت شده است.

شک نکنید که اگر بوش، سه سال پیش، ایران را در محور شرارت جا نداده بود و چپ و راست ایران را تهدید نمی‌کرد، ایران برنامه‌ی اتمی‌اش را تا این حد سرعت و گسترش نمی‌داد که بعد دوباره همین مساله بشود دلیل تهدیدها و فشارهای بعدی آمریکا و طبیعتا احساس ناامنی بیشتر ایران. همین احساس ناامنی بود که موجب شد که نظامیان ایران به بهانه‌ی حفظ امنیت ملی تمام گروه‌های منتقد سیاسی را قلع و قمع کنند و به استراتژی تاکسیدرمی کردن مجلس و بعد هم دولت رو آورند.

به هر حال فکر کنم این بحث خیلی مهمی است و در فرصتی که تا انتخابات آمریکا باقی مانده باید به آن دامن زد تا همین چند رای سرنوشت‌سازی هم که ایرانیان در ایالت‌های حساس مثل فلوریدا دارند به صندوق بوش، دشمن بی‌تردید تمام دموکراسی‌های درحال رشد در درازمدت، نریزد.

شاید هم اگر بچه‌های کانون ایرانیان دانشگاه تورنتو موافقت کنند، در یکی از همین هفته‌ها بحثی دسته‌جمعی (به شکل پانل، بدون سخنران و تنها با حضور یک گرداننده) دراین باره راه بیندازیم.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

تبعیدی عصبانی
یک پزشک
خوابگرد
دوشیزه شین
سولوژن
عرب عصبانی
فلیسوف مآب رمانتیک
آهستان
حاجی واشنگتن
کوروش علیانی
دوم دام
بچه‌ی قلهک
زهرا
یادداشت‌هایی از کابل
بلوط
۳۵ درجه
آرش «کمانگیر» آبادپور
حسین پاکدل
۴ دیواری
یک وحید
مونتاژ انتقادی
پویان طباطبایی
نگارک‌ها
شب پیشگویی
آدم و حوا
کتابلاگ
دادابیس
از پشت یک سوم
حسین نوش‌آذر
عبدالقادر بلوچ
سینا دیلی
نانا
خورشید خانوم
پویان و سیما
گناهکار
ناهید رکسان
سیبستان
بامدادی
رویای آريایی
نگاه نو
نگاه نو
امنزیاک
فوکو بلاگ
مریم مومنی
خیاط باشی
فروغ
نیما دارابی
نازخاتون
مارسی نیومن
مرتضی نگاهی
هوشنگ دودانی
دستنوشته‌ها
روزنامه‌نگار ممسلمان
کریم ارغنده‌پور
شرح
کمال
راه من
مسعود بهنود
مریم ابریشم‌کار
فانتازیا
مسعود ده‌نمکی
روزنه
توکا نیستانی
مازوخیسم محاسباتی
زیتون پرورده
زيتون
جمهور
من راه نشین
آق بهمن
هپلی
امور ایران
حمید مافی
محمود فرجامی
پاسداران
حقوق‌دان پاریسی
طاها بذری
پاگرد
گردباد
خانوم حنا
میرزا پیکوفسکی
موج
صفا در ال.ای
فریادناممه
ملکوت
غلاف تمام فلزی
آن سوی دیوار
ارزیابی‌های شتابزده
لات‌لند
یک فتحی
شکرخواه
ایرانی طعنه‌آمیز
مهستی شاهرخی
جمال
پیاده رو
سمیرا سامانی
ایران‌شهر
آزادنويس
ایمیان
نوه‌ی غلامرضا تختی
لیلی نیکونظر
سبیل طلا
خط قرمز
لگوماهی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
بابک داد
وب‌نگاشت
حسام‌الدین آشنا
محمد نوری‌زاد
افسون فسرده
هادی خرسندی
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
منبر دات نت
مرصاد
بی‌بی‌گل
نسل خمینی
جواد کاشی
امیرحسین ثابتی
ف.م.سخن
آچار فرانسه
بی اجازه کوچیکترا نه
رزانیات
سوگلی ریچارد پرل
راهرو
کلنگ کمونیست کارگری
اکبر منتجبی
آی‌تی.ايران
خاکریزیسم
علیرضا شیرازی
احمد جلالی
خسرو نقیبی
حامد قدوسی
کیبرد آزاد
سلمان
ddmmyyyy
مهدی یوسفی
آزاده عصاران
نوک‌تیز
مریم اينا
میرزا
دلبستگی
روزها
انتخاب زنان
آشپزباشی
ابراهیم اسکافی
مشکات
خبرنگار مسلمان
مهدی محمدی
حسین رنجبران
سجاد صفارهرندی
فانونایت
شهرزاد
کامپیتور و ارتباطات
مهدی اسماعیلی
هنوز
زمستان است
شب‌نامه‌ها
گل‌آرا حمزه
چرک‌نویس
غربتستان
تبرمرد
محبوبه حسین‌زاده
احسان
بسیج جهانی
نگفتنی‌ها
هادی نیلی
انتخاب انسانی
خرچنگ زاده
یک استکاان چای داغ
نقیز
شنا در شنزار
مرد تنها
مرصاد امروز
شاخ به شاخ
مجید تفرشی
بازیگر آماتور
آرش صالحی
شبنم طلوعی
آرش غفوری
نیکی اخوان
عباس معروفی
سهند شمس
بیروت ریپورت
کافه ناصری
مطالعات فرهنگی رادیکال
لوبيا
سایه
جواد روح
ضدمورچه
پسر فهمیده
کشکول جوانی
حمید کریمیان
جوانفکر
حنیف مزروعی
پژمان نوزاد
نسرین افضلی
سهیل کریمی
امید معماریان
اسماعیل نیوز
فرنگوپولیس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
فواد صادقی
نظرات ديگران

همه حرف هايي که در طرفداري بوش يا عليه کري ميزنيد به فرض درست ولي ميشه واسه نمونه هم که شده يکي از کشورهايي که آمريکا درش حضور نظامي داره يا داشته رو نام ببريد که به دموکراسي اي که ما مورد نظرمون هست رسيده باشه. پاناما؟ بوسني؟ افغانستان؟ عراق هم که هنوز نه به داره نه به باره

جدی فکر می کنی اگر بوش به ایران فشار وارد نمی کرد الان وضع مجلس و آزادیخواهان در ایران خیلی خوب بود و فقط فشار امریکا باعث آن شد آیا فکر می کنی محافظه کاران برای انجام کارهایشان دنبال بهانه می گردن .انها هر کاری که بخواهند انجام می دهند و احتیاجی به بهانه هم ندارند

یاد روزی در سال 1356 افتادم که با دوست روشنفکرم در تالار رودکی تهران قرار داشتیم ، تا رسیدم بلند شد و تبریک پشت تبریک که کارتر انتخاب شد و دیگه همه چیز درست می شه ... واسه چی این رو نوشتم ؟ امان از پیری ، یادم رفت چی می خواستم بگم ...

به نظر من هم این مسئله بسیار بااهمیت است و جا دارد که به بحث و بررسی بیشتری در رابطه با آن پرداخته شود. متاسفانه شرایطی پیش آمده که پیش بینی وقایع سیاسی آینده ایران را سخت کرده است. هیچکدام از دو گروه دمکراسی خواه طرفدار جرج بوش و مخالف او، استدلال محکمی برای دفاع از نظر خود ندارند. طرفداران جرج بوش عقیده دارند که رژیم جمهوری اسلامی ایران اصلاح ناپذیر است، و تنها راه باقیمانده را سرنگونی رژیم به کمک نیروهای خارجی می دانند، اما در مورد چگونگی تحقق این امر هیچ نظری ندارند. مخالفان جرج بوش هم معتقدند که سیاستهای جرج بوش تنها موجب قدرت گرفتن بیشتر مخالفان دمکراسی و تقویت استبداد در ایران می شود، اما در مورد اینکه روی کار آمدن دمکراتها در شرایط فعلی چگونه می تواند به پاگرفتن مجدد اصلاحات (به خصوص درشرایطی که عموم مردم از اصلاحات دل خوشی ندارند) کمک کند، هیچ نظری ندارند. به نظرم درست کردن یک وبلاگ و دعوت از صاحبنظران برای ارائه نظرات خود در این رابطه، بسیار می تواند سودمند باشد.

متاسفم.. ملتي که فکر ميکنن تنها راه نجات از شرايط فعلي بوش /کري است همون آخوندها هم از سرشون زيادن... بوش از وقتي به قدرت رسيد جنگ و کينه و نا امني و .... در دنيا به بيشترين حد ممکن در جهان مثلا مدرن امروز رسيده.. و اگر چهار سال ديگر هم همين بوش و دار و دسته اش قدرت داشته باشن خدا ميدونه چي ميشه.. اگر فکر ميکنين بوش دلش واسه ملت ايران سوخته و از اين مزخرفات.. خيلي پرتين.. روشنفکرامون که اين باشن واي به حال ما!!! به عنوان يه ايراني امريکايي... به کري راي خواهم داد

اگر كمي واقع‌بينانه و با اطلاعات بيشتر و درست‌تر به جامعه سياسي آمريكا نگاه كني، متوجه خواهي شد كه براي دمكرات‌هاي امروز، تامين امنيت اسراييل به هر قيمت ممكن، محور اصلي است و براي اين كار حاضر هستند با تمام رژيم‌هاي مستبد معامله كنند و كنار بيايند. برعكس، بوش و تيم او بيشتر به تامين امنيت و منافع ملي آمريكا متعهد هستند و راه تامين آن را برقراري دمكراسي در كشورهاي تروريست‌پرور تشخيص داده‌اند.

دمکراتها را ایرانیها قبل از بوش امتحان کردند ! زمانی که خاتمی آمد و بهترین فرصت را در مقابل کلینتون از دست داد ،و این دانشمندان فکر کردند که آمریکا از موضع ضعف آن چراغ سبز را نشان داده و با عربده کشی جواب دادن و حالا هم فکر نکنم آمریکایهاو ملت ایران فرصت دیگری به دولت ایران بدهند ، تا شامورتی بازی کند. و اگر میبینید الان "دولت" ایران پناه برده به اروپا از ترس آمریکا هست. و اروپا خوب میداند اگر حکومت ایران عوض شود ایرانیها گرایش زیادی به آمریکا دارند و دیگر جایگاه سابق خود را در معاملات ایران نخواهند داشت ، پس برای همین است با ایران مدارا میکنند.

کری یا بوش :برای ایران شاید دیگه الان بوش تنها راه چاره است ولی مثلا چهار سال پیش احتمالا یک نامزد دمکرات خیلی بهتر بود قبل از این جو نظامی ایران

http://amerhossein.blogspot.com/2004/09/blog-post_11.html

it is a very important subject and need to be highlighted to a great extend those fart headed who think bush will do better than the other guy are in a deep shit they are traitors to their people and to their land.

از ايرانی‌های ديگر نقاط آمريکا خبر ندارم اما اکثريت ايرانی‌های مقيم کالیفرنیا عضو حزب جمهوری‌خواه‌ اند و بهر صورت به بوش رای می‌دهند.

استدلالت در مورد سیاست آمريکا در رابطه با ايران طرفداری زور زورکي از جان کری است.اولا مسئله بوش با ایران تنها سلاح هسته ای نیست و حقوق بشر هم هست که جان کری حتی یک کلمه هم راجع به آن صحبت نکرده و تنها ازمعامله با حکومت ایران صحبت کرده. دوما دمب دمکراتها شدیدا به یهودیها بسته است. و خیلی بعيد است منافع اسراییل را به معامله با ملاهای ایران ترجح دهند.شعارها فعلی کری و ادواردز فقط در مخالفت با بوش طراحی شده و فلسفه دیگری پشت سر آنها نیست

comment on IAUT link: what is the point of that link? the whole damn thing is underconstruction!! I don't understand why nodoby wants to do something about it. sorry it is not related to the main topic

I don't know why you are insisiting that a democrat president would be better for Iran. if you are comparing john kerry to kennedy,you know urself that kerry isnt even close to that. he's such a puppy and can never ever do a thing to make something change in Iran. i am not on bush side but i've come to this conclusion that maybe just hawks, maybe those friggin neocons can just make some change. if you remmeber some days ago it was john edwards who spoke of a deal with Islamic republic of Iran. i dont think democrats have the same pricicipalas now as they used to have. the elephant and the donkey are much the same in 21 century.

در داخل ایران کمتر کسی را میتوان یافت که کری را به بوش ترجیح دهد. همین ماه قبل دو نفر از دوستان من که سیتی زن امریکا و دارای حق رای هستند و از طرفداران کری بودند به ایران امدند و انقدر نظرات مخالف کری شنیدند که شدیدا طرفدار بوش شدند و برگشتند. استدلاهای مکرر شما در دفاع از کری و مخالفت بدون منطق با بوش بیشتر به درد ژست های روشنفکرانه میخورد. من فکر میکنم امروز تنها کسانی که بیرون از وطن هستند ادای وطن پرستی در می اورند

صحبتت درست - ولی انقدر از کلماتی مثل بی شرم و فرومایه و پست و این جور کلمه ها استفاده میکنی که آدم ناخودآگاه می خواد ازشون دفاع کنه.

يعني تو هنوز معتقد به اصلاح اين حکومتي ؟ مگه نه اينه که اصلاح‌طلباني که هنوز به مانيفست جمهوريخواهي اعتقاد ندارند و مزخرفِ دموکراسي اسلامي رو قبول دارن نهايتا دارن وقت ما رو تلف مي‌کنن ؟ اسلام با دموکراسي تناقض داره و مسلمون و غيرش اين مساله رو قبول دارن . اين حکومت تنها با انقلاب و در نهايت ، نابودي به اصلاح تن خواهد داد . مثال يه روده سرطانيه كه اگه درش نياری و وقتتو به بازی باهاش تلف كنی ، نهايتا مرگ مريضو تسهيل مي‌كنی . اون "رفراندم" مورد نظر مانيفست هم عملا فرقی با انقلاب نداره و اگر بتونه صورت بگيره ، به صورت مسالمت آميز نخواهد بود . حداقل رفتاری كه دار و دسته خامنه‌ای از خودشون نشون ميدن اينو ميگه . حكومت ، از خيلی قبلتر از بوش و محور شيطانيش و در حقيقت از همون لحظه اولی كه به اصطلاح اصلاح‌طلبان به قدرت رسيدن ، به فكر ريشه‌كنيشون افتاد . روزنامه سلام و متعاقبش باقی روزنامه‌ها خيلی قبل از اين بلبشوها بسته شدن . كوي دانشگاه و قتل نويسندگان ، خيلی قبل از اين برنامه‌ها اتفاق افتاد ... رژيم راهی كه به انزواش در مجامع جهانی منجر بشه رو ، از همون سال ۷۶ شروع كرد . حالا اين موجود منزوی و كج و معوج مي‌خواد يه كاری كنه كه كسی پاپی گند و كثافتش كه دنيا رو با آلودگيش تهديد مي‌كنه نداشته باشه . خوب ، مثال كره شمالی رو هم كه دارن كه كشوری كه كثافت معده‌ش شايد از عراق هم بيشتر باشه و ارتشش ممكنه ضعيفتر ، هيچكس جرعت بالای چشمت ابرو گفتن رو بهش نداره . شهوت اينا به داشتن بمب اتمی چيز جديدی نيست . سرعت گرفتنش و شديد شدنش جديده . اتفاقا من فكر مي‌كنم كه اين ظهور پديده اصلاح‌طلبی ، به ميليتاريزه شدن حكومت خيلی بيشتر دامن زد تا عوامل خارجی . حقوق بشر ، زندانی شدن روزنامه‌نگارا و شدت گرفتن و لجام بريدن آحاد و عصيانشون در برابر حكومت ، تحت جمهوری خاتمی امكانپذير شد . به طبع اين مسايل بود كه ايران به صدر توجهات جامعه جهانی از نظر نقض حقوق بشر و اينطور مسايل رفت . وگرنه قبل از اون كه ما از اين جور مسايل نداشتيم : اپوزيسين بالفعل كه از اول انقلاب داخل زندان بود يا در سال ۶۷ به گورای دسته جمعی فرستاده شده بود ، اپوزيسيون بلقوه هم كه در انزوا و نشناخته بودنش برای ملت دست او پا مي‌زد . نه روزنامه‌ای وجود داشت كه بخواد بسته بشه ، نه جنبشی وجود داشت كه در اثرش دانشجوها دستگير بشن و نه اين اپوزيسين جديدی كه بعد از خرداد ۷۶ به وجود اومد وجود داشت كه بخواد زندونی يا ترور بشه . مشيت الاهی هم كه خود به خود ، اتوبوس مردم رو به ته دره مي‌فرستاد يا به سكته قلبی مي‌كشتشون و به كنار خيابون مي‌ا‌نداخت ... يه آدمی هم مثل رفسنجانی اونجا بود كه با اون لبخند احمقانه و سر كيسه گشادش سعی مي‌كرد و ميتونست دنيا رو خر كنه . همه اين مسايل بعد از خاتمی از بين رفت . و البته دنيای بعد از ۱۱ سپتامبر هم همچين يه‌كم عوض شده و آدمكشا و مخصوصا بچه‌کشا رو ديگه تحمل نمي‌كنه... نه آقای درخشان ، حكومتِ تحت لوای آقای خامنه‌ای با نفسی مطمين و قلبی آرام تصميم گرفتن كه اين سلاح رو داشته باشن تا آقای منطقه و سرور اسراييل و امريكا بشن . خيال خامی كه ، حداقل اگر بوش سر كار باشه ، به حقيقت نخواهد رسيد .