خیلی تعجب میکنم وقتی از خیلی از ایرانیها میشنوم که بوش را، حداقل برای منافع ملی ایران، به کری ترجیح میدهند. استدلالهایشان گوناگون است، چون از جایگاههای مختلف میآیند. ولی وقتی میبینم طرفداران دموکراسی و جمهوریت هم برای این طرز فکرشان استدلالی دارند واقعا حرص میخورم.
آنها میگویند رژیم جمهوری اسلامی زبانی جز زبان زور نمیشناسد و بوش هم تنها کسی است که جرات دارد با زبان زور با آنها صحبت کند. ظاهرا استدلال معقولی است. ولی کمی که با ذره بین بیفتیم به جانش میبینیم که اتفاقا زبان زور بوش تنها منجر به قویتر شدن نظامیان (سپاه پاسداران) و ضعیفشدن نیروهای طرفدار دموکراسی و عقلانیت شده است.
شک نکنید که اگر بوش، سه سال پیش، ایران را در محور شرارت جا نداده بود و چپ و راست ایران را تهدید نمیکرد، ایران برنامهی اتمیاش را تا این حد سرعت و گسترش نمیداد که بعد دوباره همین مساله بشود دلیل تهدیدها و فشارهای بعدی آمریکا و طبیعتا احساس ناامنی بیشتر ایران. همین احساس ناامنی بود که موجب شد که نظامیان ایران به بهانهی حفظ امنیت ملی تمام گروههای منتقد سیاسی را قلع و قمع کنند و به استراتژی تاکسیدرمی کردن مجلس و بعد هم دولت رو آورند.
به هر حال فکر کنم این بحث خیلی مهمی است و در فرصتی که تا انتخابات آمریکا باقی مانده باید به آن دامن زد تا همین چند رای سرنوشتسازی هم که ایرانیان در ایالتهای حساس مثل فلوریدا دارند به صندوق بوش، دشمن بیتردید تمام دموکراسیهای درحال رشد در درازمدت، نریزد.
شاید هم اگر بچههای کانون ایرانیان دانشگاه تورنتو موافقت کنند، در یکی از همین هفتهها بحثی دستهجمعی (به شکل پانل، بدون سخنران و تنها با حضور یک گرداننده) دراین باره راه بیندازیم.