همانطور که میبینید اینجا هم امروز شد، با نقل خبرهای سایت مغضوب امروز. حوصلهی نوشتن متنی منسجم و درست و حسابی را ندارم. برای همین یادداشتهای مرتبطم را با این موضوع در پایین میآورم. سر بزنید، چون در طول روز مرتب به آن اضافه میکنم.
- انتظار چنین استقبال وسیعی (اینجا را هم ببینید) را اصلا نداشتم. اینکه در سه، چهار روز خبرش این همه بپچید و این همه آدم مهم تحویلش گرفتند، نشان میدهد که مردم خیلی از موضوع سانسور شاکیاند و چیزی است که میتواند همه جور آدمی را -- البته غیر از آی.تیالهیها -- را زیر یک سقف بیاورد.
- خوشبختانه سایت امروز خودش ناگهان در آستانهی این اعتراض به روز شد و بدون اینکه هیچ تماسی با آنها داشته باشم، خودشان سریع قضیه را متوجه شدند و برای اینکه این همه معترض سنگ روی یخ نشوند، بعد از سه، چهار روز تنبلی، یک چیزی روی سایت فرستادند.
- یک سردبیر: خودم دیگر فعلا برای روز مبادا کنار گذاشتهام. لطفا در جریان باشید و اگر لازم شد به آن لینک بدهید.

عکسی که احسان از صفحهی اول چندتا از وبلاگها گرفته است
- خدا واقعا این بلاگاسپات و صاحب فعلیاش گوگل را خیر دهد که اینقدر راحت و سریع به همه امکان درست کردن وبلاگ میدهد. بهتر از همه اینکه در سه سوت میشود آدم آدرس وبلاگش را عوض کند. به نظرم دیگر دوران پرشینبلاگ تمام شده و با تمام زحمتی که بچههایش کشیدند، دیگر نمیتواند جای امنی برای هیچکس باشد. حداقلش این است که یک دفعه میآیند و وبلاگ آدم را تعطیل میکنند. زنده باد گوگل.
- کاش بچههای امروز هم مثل بامداد از امکانات بلاگر درست استفاده میکردند و هر مطلب را در یک پست میفرستادند تا بشود از فید آن (Atom یا RSS) استفاده کرد. این نکته برای تمام وبسایتهای خبریای که میخواهند سانسور تاثیر زیادی روی کارشان نگذارد بسیار، بسیار مهم است. به زودی باید حسابی روی آن کار کنیم و به همه را با کاربردهای آنها آشناتر کنیم.
- حملههای شخصی و بامزهی روزنامهی جمهوری اسلامی به من نشان میدهد که هنوز هیچی نشده، اعتراضمان اثرش را گذاشته و آقایان را هم عصبانی کرده و هم نگران. احتمالا کیهان و بقیه هم امروز عصر با فردا نیشهایی خواهند زد. خوشم میآید که چیزی بزرگتر از شرب خمر ندارند که به من بچسبانند. مگر اینکه بخواهند بگویند عموی طرف از سران موتلفهی اسلامی بوده که در حزب موسوم به جمهوری اسلامی شهید شده. یا از مدرسهی به اصطلاح نیکان فارغ التحصیل شده و از حسن خمینی گرفته تا پسران ولایتی و جاسبی و از هممدرسهایهایش بودهاند. یا تمام خانوادهاش چادری و نمازخوان و کموبیش انقلابیاند.
- کاش میشد یکی از صفحههای اول وبلاگهای بچههایی که اسمشان را به امروز تغییر دادهاند عکس میگرفت. خیلی خاطرهی باحالی میشد. (همه را میشود مثل یک کلاژ بزرگ کنار هم چسباند و حتی باهاش کاغذ دیواری ویندوز درست کرد)
- حالا که این اندازه استقبال خوب بوده، چطور است این نام امروز را تا آخر این هفته، یعنی تا آخرین ساعت روز جمعه نگه داریم؟
- خیلی خوب میشود اگر هر کس که میةواند خبر این اعتراض بزرگ را به وبلاگها و سایتهای خبری انگلیسیزبان هم خبر دهد و افهرست شرکتکنندگان را بهشان نشان دهد. شاید توانستیم تا آخر هفته حمایت وبلاگستان انگلیسیزبان را هم جلب کنیم.
- اگر وبلاگ انگلیسی دارید حتما چیزی دربارهی این اعتراض، دلایلش و اندازهاش بنویسید و برای وبلاگنویسان انگلیسی کامنت بگذارید که آن را ببینند. خیلی اثر خواهد داشت.
- معلوم نیست این بلاگرولینگ لعنتی چه مرگش است که بعد از انتقال سرورش هنوز هم آپدیت شدهها را نشان نمیدهد.
- حالا که بهقول ابطحی، مصطفی تاجزاده مسوول مستقیم سایت امروز، این اندازه با این اعتراض گسترده و غیرمنتظره حال کرده میخواهم از او بپرسم که چرا خودش هم یک وبلاگ مستقل مثل ابطحی و بهنود و خیلیهای دیگر راه نمیاندازد تا مستقیما خودش در آن حرفهایش را بنویسد؟ حالا که بسیاری از آقایان حاضرند ریسک شخصی انتشار مطالبشان را بپذیرند و در حالی که هیچ روزنامهای حاضر به چاپ مطالبشان نیست، چرا تنبلی و هیاتیبازی را کنار نمیگذارند و نمیروند دنبال اینکه خودشان مستقیم پشت کامپیوتر بنشینند و بدون چرک نویس و چیزهای قدیمی ورافتادهای مثل آن، برای خودشان در اینترنت یک تریبون شخصی درست کنند؟
- مهمتر از اینکه آدم ببیند چه کسانی حمایت کردهاند آن است که چه کسانی آن را بیخیالی طی کردهاند. اسم نمیبرم و لینک هم نمیدهم. خودتان میدانید که چه کسانیاند که هم از توبرهی اصلاحطلبی و بودجهی تکفا میخورند و هم از آخور کیهان و مرتضوی و جام جم.
- خبرنامهی گویا کار قشنگی کرده است در صفحهی اولش که با تکرار کلمهی امروز به کلی از وبلاگهای شرکتکننده در اعتراض لینک داده است.
- یک وبلاگ آمریکایی هم اسمش را کرده امروز. جالب است. کاش آنها را هم در این اعتراض از همان اول شریک میکردیم. حالا یک فکری هم برای خارجیها میکنیم به زودی.