برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۵ مهر ۱۳۸۳ | 26 September 2004

 خداوند نوجوان‌آزار

  لينک‌دونی هفته
  • شبح در کل عصبانی است

    من همیشه گفته‌ام که اعدام‌های ۶۸ و سرکوب فعالان چپ و نادیده گرفتن جریان فکری چپ در تاریخ انقلاب ایران نقطه‌ی سیاهی در کارنامه‌ی اصلاح‌طلب

Excerpt: Secret Swami, BBC's documentary on Sathya Sai Baba and numerous allegations by former followers about sexual abuses done by him, must be shocking to many of his follower in Iran.

همیشه به آدم‌هایی که ادعای مقام عالی معنوی می‌کنند و آشکارا برای خودشان طرفدار و حتی پرستنده جمع می‌کنند مشکوک بوده‌ام. بخصوص که این رابطه‌ی «عرفانی» با هدیه و پول یا هر اسم دیگری که روی آن می‌خواهید بگذارید همراه باشد، و طرف هم اصرار عجیبی بر نشان دادن خودش و «معجزاتش» داشته باشد. برای همین خیلی خوشحال می‌شوم وقتی که این خداهای روی زمین، بی‌اعتبار و ویران می‌شوند.

Image Hosted by ImageShack.us
سای‌بابا و یکی از پیروان نوجوان‌اش

خیلی در ایران می‌شنیدم که ملت شیفته‌ی مردی هندی بودند به‌نام سای‌بابا و هر سال به ایالت آندرا پرادش سفر می‌کردند تا زیارتش کنند و از نیروی معنوی‌اش بهره بگیرند و پاک شوند و از این جور چیزها. لجم می‌گرفت که چرا آدم‌هایی به این تحصیل‌کردگی و از خانواده‌هایی چنین درست و حسابی و اصل و نسب‌دار چطور این چیزها را باور می‌کنند. دیشب جوابم را در یک مستند خبری بی‌.بی.سی به نام Secret Swami گرفتم.

محور اصلی مستند یک خانواده‌ی سه نفره‌ی آمریکایی بود که سال‌ها به عنوان بهترین مبلغ‌های حضرت سای‌بابا در آمریکا به این طرف و آن طرف می‌رفتند و با شعر و آواز و آهنگ مردم را به راه سای‌بابا دعوت می‌کردند. ولی این پدر و مادر ناگهان محبوب و پرنفوذ خبر نداشتند که وقتی هر چند وقت یکبار برای دیدن حضرت سای‌بابا به هندوستان می‌روند، تنها پسرشان مجبور است در «مصاحبه‌ها»ی معنوی‌ و محرمانه‌اش با سای‌بابا، آلت تناسلی حضرتش را بمکد. «مگر من خدای تو نیستم؟ نمی‌خواهی به من نزدیک‌تر شوی؟»

سالها بعد پسر افسرده و پریشان بالاخره ماجرا را برای پدر و مادر می‌گوید و یک دهه زندگی و ایمان و امید آن‌ها را ویران می‌کند. آنها سعی می‌کنند ماجرا را بدون سر و صدا به رییس کل سازمان سای‌بابا که یک آمریکايی است انتقال دهند، ولی او هرگز این داستان را قبول نمی‌کند.

این تنها یکی از چندین داستانی است که درباره‌ی خداوند بچه‌باز و بچه‌آزار روی زمین دهان به دهان در اروپا و آمریکا می‌چرخد. اما حضرتش همچنان از دستش خاکستر می‌ریزد، گوی طلایی استفراغ می‌کند و پیروان ساده و پریشان‌اش را جادو. (یک نفر در فیلم هست که به بچه‌ها کلک‌های شعبده‌بازی سای‌بابا را یاد می‌ٔهد)

عجیب نیست که این اتهامات به هیچ جایی نمی‌رسند. تمام دولت‌مردان هندوستان بدون ذره‌ای تردید از سای‌بابا حمایت می‌کنند و هر از گاه تمام این جور اتهامات را دروغ می‌خوانند. چرا نکنند وقتی که آدمی هفتاد چند ساله با این جثه‌ی کوچک و کله‌ی بزرگ، با آن انبوه موی سیاه فرفری رنگ کرده، و آن چشم و ابروهای در هم پیچیده و لبخند بی‌تفاوت همیشگی، میلیون‌ها دلار پول از راه‌های گوناگون برایشان می‌آورد. برای همین به آسانی روی پرونده‌ی قتل چهار مرد دشنه‌دار که به توسط پلیس در خانه‌ی سای‌بابا کشته می‌شوند سرپوش می‌گذارند تا هرگز در دادگاه معلوم نشود چرا این چهار نفر کمر قتل خداوند روی زمین را گرفته‌اند.

یک مستند خبری، هرچقدر هم بی طرف و خوب ساخته شده باشد، به تنهایی نمی‌تواند چیزی را عوض کند. بخصوص برای کسانی که دهه‌ها از عمرشان را پای خداوندی دروغ‌گو گذرانده‌اند و از راه آن به ثروت و شهرت بی‌اندازه رسیده‌اند؛ مانند یکی از صاحبان رستوران‌های زنجیره‌ای هارد راک کافه که در آخر مستند اعتراف می‌کند که حتی شایعات موجود درباره‌ی آزار جنسی پسران نوجوانان توسط سای‌بابا درست باشد، ایمان و اعتقادش را به او از دست نمی‌دهد. ولی فکر نمی‌کنم کسی در ایران تا این اندازه ثروت و شهرتش را مدیون سای‌بابا باشد که با دیدن این مستند خبری و شواهد دیگری که در این باره هست، هنوز هم از مقام معنوی خداوندگار روی زمین دفاع کند.

تکمیل:
- متن پیاده‌شده‌ی کامل مستند
- نظرهای مردم درباره‌ی این مستند
- صفحه‌ی مخصوص ساتیا سای‌بابا، ویکی‌پیدیا
- اتهامات موجود درباره‌ی ساتیا سای‌بابا، ویکی پیدیا


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

تبعیدی عصبانی
یک پزشک
خوابگرد
دوشیزه شین
سولوژن
عرب عصبانی
فلیسوف مآب رمانتیک
آهستان
حاجی واشنگتن
کوروش علیانی
دوم دام
بچه‌ی قلهک
زهرا
یادداشت‌هایی از کابل
بلوط
۳۵ درجه
آرش «کمانگیر» آبادپور
حسین پاکدل
۴ دیواری
یک وحید
مونتاژ انتقادی
پویان طباطبایی
نگارک‌ها
شب پیشگویی
آدم و حوا
کتابلاگ
دادابیس
از پشت یک سوم
حسین نوش‌آذر
عبدالقادر بلوچ
سینا دیلی
نانا
خورشید خانوم
پویان و سیما
گناهکار
ناهید رکسان
سیبستان
بامدادی
رویای آريایی
نگاه نو
نگاه نو
امنزیاک
فوکو بلاگ
مریم مومنی
خیاط باشی
فروغ
نیما دارابی
نازخاتون
مارسی نیومن
مرتضی نگاهی
هوشنگ دودانی
دستنوشته‌ها
روزنامه‌نگار ممسلمان
کریم ارغنده‌پور
شرح
کمال
راه من
مسعود بهنود
مریم ابریشم‌کار
فانتازیا
مسعود ده‌نمکی
روزنه
توکا نیستانی
مازوخیسم محاسباتی
زیتون پرورده
زيتون
جمهور
من راه نشین
آق بهمن
هپلی
امور ایران
حمید مافی
محمود فرجامی
پاسداران
حقوق‌دان پاریسی
طاها بذری
پاگرد
گردباد
خانوم حنا
میرزا پیکوفسکی
موج
صفا در ال.ای
فریادناممه
ملکوت
غلاف تمام فلزی
آن سوی دیوار
ارزیابی‌های شتابزده
لات‌لند
یک فتحی
شکرخواه
ایرانی طعنه‌آمیز
مهستی شاهرخی
جمال
پیاده رو
سمیرا سامانی
ایران‌شهر
آزادنويس
ایمیان
نوه‌ی غلامرضا تختی
لیلی نیکونظر
سبیل طلا
خط قرمز
لگوماهی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
بابک داد
وب‌نگاشت
حسام‌الدین آشنا
محمد نوری‌زاد
افسون فسرده
هادی خرسندی
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
منبر دات نت
مرصاد
بی‌بی‌گل
نسل خمینی
جواد کاشی
امیرحسین ثابتی
ف.م.سخن
آچار فرانسه
بی اجازه کوچیکترا نه
رزانیات
سوگلی ریچارد پرل
راهرو
کلنگ کمونیست کارگری
اکبر منتجبی
آی‌تی.ايران
خاکریزیسم
علیرضا شیرازی
احمد جلالی
خسرو نقیبی
حامد قدوسی
کیبرد آزاد
سلمان
ddmmyyyy
مهدی یوسفی
آزاده عصاران
نوک‌تیز
مریم اينا
میرزا
دلبستگی
روزها
انتخاب زنان
آشپزباشی
ابراهیم اسکافی
مشکات
خبرنگار مسلمان
مهدی محمدی
حسین رنجبران
سجاد صفارهرندی
فانونایت
شهرزاد
کامپیتور و ارتباطات
مهدی اسماعیلی
هنوز
زمستان است
شب‌نامه‌ها
گل‌آرا حمزه
چرک‌نویس
غربتستان
تبرمرد
محبوبه حسین‌زاده
احسان
بسیج جهانی
نگفتنی‌ها
هادی نیلی
انتخاب انسانی
خرچنگ زاده
یک استکاان چای داغ
نقیز
شنا در شنزار
مرد تنها
مرصاد امروز
شاخ به شاخ
مجید تفرشی
بازیگر آماتور
آرش صالحی
شبنم طلوعی
آرش غفوری
نیکی اخوان
عباس معروفی
سهند شمس
بیروت ریپورت
کافه ناصری
مطالعات فرهنگی رادیکال
لوبيا
سایه
جواد روح
ضدمورچه
پسر فهمیده
کشکول جوانی
حمید کریمیان
جوانفکر
حنیف مزروعی
پژمان نوزاد
نسرین افضلی
سهیل کریمی
امید معماریان
اسماعیل نیوز
فرنگوپولیس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
فواد صادقی
نظرات ديگران

من نمیدونم هنوز که آیا این مطلب درسته یا نه یعنی راستش باور نمیکنم. ولی می دونم که به اصطلاح خودمون قدرتهای بزرگ از این جور آدمهایی که با کارهای عجیب غریب مردم رو جذب میکنند وشخصیت جهانی پیدا میکنند , خیلی می ترسند و از هر راهی برای تضعیف اونها استفاده می کنند .

کسی رو می شناختم از مریدان این آقا بود تا اون حد که شمایل رو می انداخت و عکس این آقا رو گوشیش می گذاشت ... حلاصه حتی ما رو هم تشویق به این آیین! می کرد هیچ بحث کردنی هم نبود ... فقط بابا رو قبول داشت... اون سایت ایرانی این آقا رو بهم معرفی کرده بود شاید براتون جالب باشه دیدنش : http://www.iranbaba.com

I agree with you but the man who stands in the photo is not Siababa,he is his successor

churches and temple are only buildings and the meetinng whit the most high with the self is within your own being in your own spine always doubt if you dont doubt you can no longer learn if you stop doubting you stop breaking limitation

حسن جان این لینک به سایتی است که کلیپ های به اصطلاح معجزات این مرتیکه را گذاشته با شرح کلکی که در هر کدام زده:

http://home.hetnet.nl/~ex-baba/engels/movies.html#01.

ببينيد اگر مردم از اسلام دروغي زده نشده بودند دنبال اين چرت وپرتها وخدا خدابازي نمي رفتند فكر ميكنند يك موضوع جديدي براي سرگرمي است ولي اشتباه ميكنند اگر اين طرفداران ساي بابا يكم فكر ميكردند ميشدند آدم

Just wanted to let you know that I agree with you. However I think there is another so called guru which is as dangerous if not more. His name is Osho and about 40 of his books has been translated in persian. I've been trying to inform people in Iran one by one by sending them e-mails. This is much more developed in Iran . If you can write an article about him it will be very helpful. For more information please contact me.

بخصوص که این رابطه‌ی «عرفانی» با هدیه و پول یا هر اسم دیگری که روی آن می‌خواهید بگذارید همراه باشد!با اینجاش موافقم

یادمه یه بار فیلمی از ناهنجاریهای جنسی دراویش جنوب در نمایشگاه وزارت اطلاعات دیدم. مثل همین سای بابا دخل مریدانشان را با مقامات روحانی که داشتند در آورده بودند.

سلام. من هم با ديگران موافقم كه اين مطلب واقعا جالب بود. از اون مطلب هاي ماندگار. همين تازگي ها خبرنگار شرق رفته بود هند تا از اين مرد گزارش تهيه كنه . با چه شور و شوقي درباره ش نوشته بود!

واقعا از خواندن مطلبت شگفت زده شدم...این اولین مطلبی است که در ان به بهانه ای گریز نزده ای و به رهبری و نظام جمهوری اسلامی ایران بدو بیراه نگفتی و عقده گشائی نکرده ای ..واقعا عجیب است

من يک دوست صميمي دارم که خيلي عاشق اين ساي باباست. اين دوست من از يکي از بهترين دانشگاههاي آمريکا دکتراي مهندسي برق داره و در کمال تعجب من و بقيه دوستان يک بار تعطيلات سال نو از آمريکا بلند شد رفت هند ديدن اين بابا! (بدون اينکه بره ايران خانواده اش رو ببينه)‌ دوست من خيلي هم تفکرات منحصر به فرد و عجيب غريبي داره. بخصوص در مورد سکس خيلي آزاد (زيادي آزاد)‌ فکر مي کنه. وقتي اين مقاله رو نشونش دادم با آرامش گفت که همه اينها رو قبلا شنيده بوده و اکثر طرفدارهاي ساي بابا اينها رو قبول ندارند ولي براي اون شخصا هيچ فرقي نمي کنه و حتي اگر درست هم باشه از ارادتش کم نمي شه. دوست من گفت آدمها دارن به جهتي مي رن که تمام تابوهاي سکس از بين مي ره...من که کف کرده بودم گفتم آخه اين که سکس نيست اين تجاوزه... و ترجيح دادم بحث رو ادامه ندم..

ولي برام جالب بود که دوست من اينطوري فکر مي کنه!

شراب ۲۵ ساله بود...پياله که بالا رفت پياده شده بوديم...اين است داستان بد مستی های يک داروغه...انگار همه ی دنیا شبیه همه حالا یجا بهش میگن بابا یجا هم میگن آقا!

دو چيز در دنيا تمامي نداره اوليش يادم نيست ولي دوميش خريت آدمهاست

ما فکر ميکردم فقط خودت کس خلي. معلوم شد کسايي هم که ميشناسي کس خلند. ما که تا حالا نديديم . نشنيديم هيچکس از ايران پيرو معنويت هندي باشه. تو کشور خودمون کم داريم جماعت ميرن هند دنبالش؟ اگر بله پس معامله اين کله سياهه نوش جون آقازادشون.

I have to say the metaphysics phenomena and also super-modern phenomenas could not be explained or at least till now get reasoned. The only thing to believe these things is simply experinece them. good luck

بعد مدتها يك چيز درست حسلبي نوشتي كه واقعا حال داد.مرسي. در اين شماره شرق هم در مورد اين مرتيكه نوشته: sharghnewspaper.com/830212/idea.htm

سلام ميتوانيد در اين آدرس http://www.sharghnewspaper.com/830212/idea.htm يک مقاله خواندني در مورد اين آقا بخوانيد. مقاله به شکلي نوشته شده که عليرغم ظاهر بي طرفش مخالف اينگونه خرافات است و از همه عجيبتر اينکه اين آقا در ايران هم طرفدار دارد.

well, im in India and i know this guy since lots of indians are in favor of him ,and i knew quite alot of iranians who do travel every year to meet this fellow.but its not only iranians so many poeple from round the world as well. to be frank with you sitting on a sofa in 21st century with all these developments in science and , technology , i think the one who believes in all these none-sense should really be forced to do even much worse sexual actions with this guy , i just simply cant understand after all the struggles in europe started by puritans in 16th century to remove the God's Church empire on humans life , how these people still can have such beliefs.

حسین تازه گیا که نرفتی هند؟

sup playeh who knows man he might do mericals with his dick that that lod ladies in her 60 go there for him you never know. but seriously ,all of my diny teachers in iran where kind of gay or somthing,when i think about it i think it might be from that they aint getting any pussy ,but they are horny as a fuck so the easiast way is by raping little girls and boys that thier stupid parent trust them and take them to this kind of classes

برو تو ارکات ببین چقدر ایرانی دینشون رو اسلا م زدن. یا اون لزبینی که مصاحبه کرده بودن و گفته بود مسلمون و معتقد به ممد و علی! حالا هم جریان این هخا. این‌ها ضعیفند و نیازمند به تکیه‌گاه، خشتکشون از ترس دنیا تو دهنشونه. مانند همین‌ها هم می‌رن به حضرتش باور میارن، چون از دهنش "ساعت طلایی" بیرون میاره! تحصیلات هم آدمشون نمی‌کنه، قزمیتی شاخ‌ودم نداره که.

دم ِ صبحي عجب نوشته ات حال داد .. هم سومين سال تولد سردبير خودم را تبريک مي گويم و هم اين شيوه نوشتن ات را - که قبلن نديده بودم و جذابيت اش حداقل براي من بيشتر شده بود..

This is super interesting. When I was in Iran, I took piano lessons. My instructor was an old lady in her 60's I think. She would go to Ashram every year for quite some time. She totally believed in this guy Sathia Saibaba and had pictures of him all around the house. The weirdest picture she had was a very big one only from his feet!!! I remember one time that I had a cold and I went to her house and she forced me to have some of the miracle ash she brought from Ashram. They had chanting sessions on Fridays and about 20+ people would attend but were afraid of publicizing it. They said there had been instances that the followers of Sai Baba were taken to jail in Iran. I totally thought it was stupid but they were so in to it! I asked my Indian friend who is a Hindu about this guy and she said that she doesn't know whether he is for real or not, she has just heard stories of his miracles. I think I have a tendency to believe the child abuse thing. Coming from Iran, the land of religion, I don't believe either in miracles or the holy men any more.

This is very interesting! Thanks.