برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۱۳ مهر ۱۳۸۳ | 04 October 2004

 گفتگو با شریعتمداری

  لينک‌دونی هفته
  • ده نمونه از تغییر موضع بوش

    این بهترین ضدحمله به تم اصلی حمله‌های بوش به جان کری است. خود بوش از همه بیشتر درباره‌ی چیزهای مهم تغییر سیاست داده است.

  • حمایت هوشنگ امیراحمدی از بوش

    خیلی عجیب است. خرازی هم پریروز گفته که اگر بوش دور دوم انتخاب شود ایران مشکلی نخواهد داشت و از انتخابات ناقص در عراق هم پشتیبانی کرده.

  • دکتر فیل فرصت‌طلب؛ اسلیت

    او یک شوی روزانه در آمریکای شمالی دارد که دقیقا همان «اخلاق در خانواده‌» خودمان است، منتهی تحت ویندوزش

  • فتوا بر ضد اینترنت

    پول بدهید و فتوای مورد نظرتان را دریافت کنید، تخفیف ويژه به مناسبت نیمه‌ی شعبان

Excerpt: Belive it or not, I just called Hossein Shariatmadari of Kayhan and spoke with him about his editorial, in which he had accused many internet journalists and bloggers, including me, of being pupets of the CIA. he promised to publish my response.

باورتان می‌شود؟ همین الان زنگ زدم تهران و با حسین شریعتمداری، سردبیر کیهان، تلفنی صحبت کردم.

اول اینکه اصلا من را نمی‌شناخت. دو ساعت توضیح دادم برایش که من همانی هستم که اسمم را به عنوان عضوی از شبکه‌ی عنکبوتی متصل به سیا آورده‌ بودید. بعد که فکر کنم دوزاری‌اش افتاد از او پرسیدم که چرا فکر می‌کند من و کسان دیگری که با حکومت فعلی ایران و روش‌هایش مخالفیم و در سرمقاله‌اش ازمان اسم آورده است در شبکه‌ای مخفیانه و مرموز هستیم که سازمان سیا کنترلمان می‌کند؟ شاید کمی جا خورده بود. من هم شاید کمی هول شده بودم. جواب داد که در مقاله‌اش احتمال داده که کسانی در این بین ممکن است خودشان ندانند که عضو این شبکه‌اند.

او با موبایل بود و من با این تلفن‌های راه دور که هی قطع و وصل می‌شوند. گفتم چطور می‌شود من خودم ندانم که دارم در یک شبکه‌ی سری اطلاعاتی کار می‌کنم. صدا درست نمی‌رفت و جواب نداد. اما توانستم بپرسم که آیا نقد فنی‌ای را که بر روی مقاله‌اش نوشته بودم خوانده یا نه، و اینکه آیا مطمئن است اطلاعاتی که درباره‌ی این شبکه‌ی عنکبوتی به او داده‌اند درست است یا نه. نقد فنی را مثل اینکه اصلا کسی برایش نفرستاده بود تا بخواند، درباره‌ی سوال دوم هم جواب داد که مطمئن است.

پس دست بکار می‌شوم و در همین یکی، دو روز آینده نامه‌ای می‌نویسم و اینجا می‌گذارم و برایش هم فکس می‌کنم. اگر آن را چاپ نکرد که هیچ. بهرحال اینجا کلی‌ها می‌خوانندش. ولی اگر چاپ کرد خیلی خوب است، چون نشان می‌دهد که حاضر است وارد بحث شود و این دقیقا چیزی است که من می‌خواهم.

پای نسل فرزندان انقلاب کم‌کم دارد به سیاست باز می‌شود و بخاطر جهان‌بینی، سیستم ارزشی و طرز رفتار کاملا متفاوتی که با نسل پدرانش، در دو طرف دعوای فعلی در حکومت ایران دارد، باید از همین اول شخصیت خودش را نشان دهد. روی همین حساب است که فکر می‌کنم من و امثال من باید اول خودمان، ارزش‌ها و روش‌هایمان را برای دو طرف فعلی در دعوا تعریف کنیم تا هیچکدام نخواهند با چسباندنمان به طرف دیگر و با تعمیم‌دادن‌های بی‌منطق، به آتش دیگری بسوزانندمان.

کسانی که این وبلاگ را مرتب می‌خوانند با تمام گوشه‌های فکر و احساس نویسنده‌اش آشنا هستند و هیچ چیز بهتر از این نیست که تمام حرف‌های آدم در زمینه یا context خودش معنی شوند. وبلاگ این حسن بزرگ را دارد و برای همین به نویسنده‌اش استقلال و امنیتی بی‌سابقه می‌دهد که به نظر من از نان شب برای شرایط فعلی اجتماعی و سیاسی ایران واجب‌تر است؛ جایی که دروغ و دورویی، اعتماد را نه تنها در سطح فردی کاملا از بین برده است، بلکه باعث شده حتی گروه‌های سیاسی و اجتماعی هم ذره‌‌ای به هم اطمینان نداشته باشند و در نتیجه وقتی خطری بیرونی آن را تهدید می‌کند، کسی که زورش از همه بیشتر است همه را کنار می‌زند و قدرت را قبضه می‌کند.

برایم بنویسید که به نظرتان کارم درست بوده یا نه و اینکه در جوابش چه چیزی باید بنویسم.

در ضمن، برای اینکه از برداشت بیرون از کانکست تازه‌واردان احتمالی جلوگیری کنم، مطلب نامه‌ای از پروردگار را به پایین صفحه فرستادم.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

تبعیدی عصبانی
یک پزشک
خوابگرد
دوشیزه شین
سولوژن
عرب عصبانی
فلیسوف مآب رمانتیک
آهستان
حاجی واشنگتن
کوروش علیانی
دوم دام
بچه‌ی قلهک
زهرا
یادداشت‌هایی از کابل
بلوط
۳۵ درجه
آرش «کمانگیر» آبادپور
حسین پاکدل
۴ دیواری
یک وحید
مونتاژ انتقادی
پویان طباطبایی
نگارک‌ها
شب پیشگویی
آدم و حوا
کتابلاگ
دادابیس
از پشت یک سوم
حسین نوش‌آذر
عبدالقادر بلوچ
سینا دیلی
نانا
خورشید خانوم
پویان و سیما
گناهکار
ناهید رکسان
سیبستان
بامدادی
رویای آريایی
نگاه نو
نگاه نو
امنزیاک
فوکو بلاگ
مریم مومنی
خیاط باشی
فروغ
نیما دارابی
نازخاتون
مارسی نیومن
مرتضی نگاهی
هوشنگ دودانی
دستنوشته‌ها
روزنامه‌نگار ممسلمان
کریم ارغنده‌پور
شرح
کمال
راه من
مسعود بهنود
مریم ابریشم‌کار
فانتازیا
مسعود ده‌نمکی
روزنه
توکا نیستانی
مازوخیسم محاسباتی
زیتون پرورده
زيتون
جمهور
من راه نشین
آق بهمن
هپلی
امور ایران
حمید مافی
محمود فرجامی
پاسداران
حقوق‌دان پاریسی
طاها بذری
پاگرد
گردباد
خانوم حنا
میرزا پیکوفسکی
موج
صفا در ال.ای
فریادناممه
ملکوت
غلاف تمام فلزی
آن سوی دیوار
ارزیابی‌های شتابزده
لات‌لند
یک فتحی
شکرخواه
ایرانی طعنه‌آمیز
مهستی شاهرخی
جمال
پیاده رو
سمیرا سامانی
ایران‌شهر
آزادنويس
ایمیان
نوه‌ی غلامرضا تختی
لیلی نیکونظر
سبیل طلا
خط قرمز
لگوماهی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
بابک داد
وب‌نگاشت
حسام‌الدین آشنا
محمد نوری‌زاد
افسون فسرده
هادی خرسندی
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
منبر دات نت
مرصاد
بی‌بی‌گل
نسل خمینی
جواد کاشی
امیرحسین ثابتی
ف.م.سخن
آچار فرانسه
بی اجازه کوچیکترا نه
رزانیات
سوگلی ریچارد پرل
راهرو
کلنگ کمونیست کارگری
اکبر منتجبی
آی‌تی.ايران
خاکریزیسم
علیرضا شیرازی
احمد جلالی
خسرو نقیبی
حامد قدوسی
کیبرد آزاد
سلمان
ddmmyyyy
مهدی یوسفی
آزاده عصاران
نوک‌تیز
مریم اينا
میرزا
دلبستگی
روزها
انتخاب زنان
آشپزباشی
ابراهیم اسکافی
مشکات
خبرنگار مسلمان
مهدی محمدی
حسین رنجبران
سجاد صفارهرندی
فانونایت
شهرزاد
کامپیتور و ارتباطات
مهدی اسماعیلی
هنوز
زمستان است
شب‌نامه‌ها
گل‌آرا حمزه
چرک‌نویس
غربتستان
تبرمرد
محبوبه حسین‌زاده
احسان
بسیج جهانی
نگفتنی‌ها
هادی نیلی
انتخاب انسانی
خرچنگ زاده
یک استکاان چای داغ
نقیز
شنا در شنزار
مرد تنها
مرصاد امروز
شاخ به شاخ
مجید تفرشی
بازیگر آماتور
آرش صالحی
شبنم طلوعی
آرش غفوری
نیکی اخوان
عباس معروفی
سهند شمس
بیروت ریپورت
کافه ناصری
مطالعات فرهنگی رادیکال
لوبيا
سایه
جواد روح
ضدمورچه
پسر فهمیده
کشکول جوانی
حمید کریمیان
جوانفکر
حنیف مزروعی
پژمان نوزاد
نسرین افضلی
سهیل کریمی
امید معماریان
اسماعیل نیوز
فرنگوپولیس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
فواد صادقی
نظرات ديگران

آقا دمت گرم. خیلی کارت درسته! خیلی کار باحالی کردی.

سلام کار بسیار خوبی کردی

آقای درخشان تو هم که اهل سانسوری پسر جون! چرا نظر مرا برداشته ای؟ آگر به درستی کاری که کرده ای ایمان داری چرا از نظر کسانی چون من که می گویند آقا خودت را پاک خراب کرده ای، وحشت داری؟

من از هم وطنانی که از تماس این حسین با آن حسین به قول خودشان حال کردند، خیلی در تعجبم! بابا طرف یک شکنجه گر و آدمکش تمام عیار است! مثل اینکه این نسل جوان هم ماشا الله هنوز در خواب ناز تشریف دارند. اگر اینها اهل این حرفها بودند چرا این همه آدم می کشتند و چنین خود را رسوای عالم می کردند،! آقای درخشان لطفا بروید و کشکتان را بسایید.

کار بدي کردي

ای بابا شما فکر می کنید که اون یک میلیارد دلاری که از صندوق ذخیره ارزی گرفتند صرف چه جور کارهایی می شود ؟

كلمه حرومزاده را واسه كسي اختراع كردن مثل حضرت ((ش)) سر دبير معلوم الحال روزنامه كيهان كه با مغلطه و هزار جور زن جموره بازي دارن مملكتو چپاول ميكنن اگه بازم زنگ زدي از زمين 2000 هكتاري لواسانات كه مالكش روزنامه بوود وحضرات توش ويلا سازي كردن هم سراغ بگير بعدا گفت ارث پدريم بوود

اقای عزیز، کار بسیار بدی کردی! راستش شما با این کار خودت را خراب کردی. شاید فکر می کنید که قتل های وحشتناکی که بیشترش با برنامه ریزی و پرونده سازی همین آقا در کیهان شروع شد، شوخی بوده است. باید نام زنده یادها فروهر ها را بیاد آورد و این همه "احساس" انسانی نشان داد و به این جانی و بیمار روانی تلفن زد وبا او صحبت کرد!

جمهوری اسلامی با بحران زنده است و ایشان استاد بجران سازی هستند. با این وسیله جامعه را همیشه پریشان نگه میدارند و به خواسته های خود میرسند. خانه عنکبوت موضوع بحران جدید است و هر ثانیه که وقتت را صرف آن کنی در واقع داری به هدف ایشان کمک میکنی (انحراف خود و دیگران از هدف اصلی). هدف ما باید یک چیز باشد و آن اتحاد و برگزاری رفراندم است. نباید اجازه داد جمهوری اسلامی بحران سازی کند و بهترین راه حل برای مقابله با ایشان نادیده گرفتن ایشان است. بگذار شریعتمداری هر چه میخواهد بگوید ما فقط یک چیز میگوییم و می خواهیم و آن "رفراندم" است. به هیچ چیز دیگر کمتر از آن هم قانع نمیشویم. امیدوارم به جای وقت گذاشتن روی مسائل فرعی روی هدف واقعی متمرکز شوید. آقای نوری زاده حرف قشنگی زد وقتی گفت "بیاید به جای انتخابات ریاست جمهوری خرداد 84 با اتحاد خود رفراندم را در خرداد 84 برگزار کنیم ..."(نقل به مضمون) خداوند پشتیبان همه فرزندان ایران باد

کار خوبی کردی

نامه شماروطوري جرح وتعديل مي کنند که ياانگارشمايک عنصرفريب خورده هستيدوبه گناهانتان اعتراف کرده ايدويااينکه اصلا آنراچاپ نمي کنندوبا‌ذکراين که چندنفرازعناصرفريب خورده با ما تماس گرفته اندوچه و چه و چه يک مقاله ديگربرعليه شما مي نويسند. شما چقدرساده لوح ايد که فکرمي کنيدشريعتمداري اهل گفتگواست. بزرگترازشما نتوانستند قانعش کنند. عزت الله سحابي. اکبرگنجي. عباس عبدي و . . .

نمیدانم اینها دیگر کیستند چیستند و چه گناهی کردهایم که گیرشان افتاده ایم …؟! شهرام وبابک را به جرم نوشتن به جرم خوش قلم بودن به جرم شاعری وحمایت از سایتهای مردمی امروز و اصلاحات و به جرم ایرانی بودن میگرند و شکنجه میکنند بعد اقایان سپاهی بسیجی وحزب ال به سرکردگی ش (کسانی که اصلا از روزنامه نگاری ادبیات نویسندگی سر در نمیاورند یک عده خایه مالند که از خ دستور میگیرند) در روزنامه ک انواع اقسام تهمت دروغ …به خاتمی وابطحی و…میبندند ومقاله خانه عنکبوت چاپ میکنند …اما کافی است در روزنامه ای یک مساله انتقادی علیه همینها نوشته شود فردای انروز از این روزنامه خبری نیست…

Hi,I was amazed by the first contact with you so I became motivated more to keep in touch that is why I will be sending this mail to you I am sure we both agreed that SHAREEATMADARI is a conspiratorial person or he does play this role and he wishes to complicate reality by introducing non sen sical assertions to a wide variety of social political cultural issues I do not beleive that he is confused just he does not mind to announce issues with no proof which exactly his duty is so discussion with him is completely hopeless only one amzing effect is there knowing that political beleif are not his own and he is almost a political dwarf at the end my conclusion is keep talking to him and communicate information and knowledge that he never knew

نامه تو رو چاپ نمي كنن چون براي اين حرفها تره هم خورد نميكنن .من اگه جاي تو بودم بهم اتهام جاسوسي ميزدنند در جواب اون مقاله به مواضع جناح راست ، سطحي بودن اونها ، سطحي بودن استدلالها وآبي كه با حرفها و كارهايشون از قبيل محدود كردن آزادي به آسياب جمهوري خواهان آمريكا و تندروهاي حاكم بر اسراييل ميريزن استناد ميكردم .

یکی از تابوهای درون ایران صحبت نکردن مستقیم و بی واسطه با دست اندر کاران موضاعات مختلف است. برای رفتن به سمت مردم سالاری این تابو باید برداشته بشود. زنگ زدن تو به شریعت مداری زیبا بود.

ببینم تو نمی تونی به عنوان شاکی خصوصی از شریعت مداری شکایت کنی به جرم افترا و حتک حرمت و کلی چیزای حقوقی دیگر که یک وکیل بهتر می تواند لیست کند. گمون کنم وکالت نامه برای پی گیری دعوایت را می توانی بدون رفتن به ایران برای یک وکیل یا یک دانش جوی حقوق صادر کنی. اگر بتوانید با چند نفر دیگه یه شکایت دست جمعی بنویسید شاید بهتر باشد.

I would have never thought of doing such a thing but not because it wasn't the right thing to do, it's just that not everyone is as creative as you! I think what you did was very worthy for : 1. He now knows that the names he has mentioned in his article aren't just names. They are people and will demand to know why he has accused them . 2. You now know how much of your criticism actually finds its way to your target audience. As I scanned through the comments on this post, I saw many telling you that you're unable to change Shariatmadari. But that's not what you want to do!Don't forget that at this stage your purpose shouldn't be to change your opponent but to get him to talk to you .

برام عجیبه که از صحبت کردن با یه همچین جونوری احساس خوبی بهت دست داده! به نظر من(من آدم سیاسی نیستم و کاملا شخصی حرف می زنم) گفتگو با یه جلاد و امید به مذاکره به اون مثل این میمونه که عوض دور کردن یه مگس سمج از خودت بشینی و ازش خواهش کنی که : لطفا از رو دماغ من بلند شو!!!

سلام ميگم حسين جون تو هم تا ديدی اوضاع خراب شد وشايد واسه تعطيلات وعشق وصفا نتونی بيايی ايران فوری دس بکار شدی لابد الش با سالم عليکم حاج آقا شروع کردی وسطش هم هی حاج آقا حاج آقا ميکردی بهر حال اگه ميگی با اينا بايد حرف زد ۲۴ سال سحابی داره حرف ميزنه توهم بزن علی

سلام خيلي وقت اين وبلاگ رو مي خونم ولي تا حالا چيزي ننوشته بودم اما اين بار خيلي کارت باحال بود کلي خنديدم و و قيافه اين يارو شريعتمداري رو تجسم کردم خسته نباشي و اميدوارم هميشه اينقدر با حوصله باشي

فوق العاده کار جالبی است. با این پفیوز رودررو حرف زدن و از کوره در نرفتن هم هنری است.اینقدر روانشناسی نکنید که آیا طرف به حرفهایش باور دارد یا نه. ادعایی کرده و بر پایه این ادعا اگر راهی هست باید به سیخش کشید ( حتی در حد کندن مویی از خرس). استدلال اینکه با اینکار طرف مطرح می شود نیز از نوع استدلال برخی سرنگونگی طلبان خارج از کشوری است که می گویند اگر اینها و جناحهایشان را نادیده بگیریم دو روزه سرنگون می شوند. بابا طرف حکومت دستشه. دهن همه مردم رو سرویس کرده می گی می خواد مطرح بشه؟ مردم این حرفها رو از کجاشون در می آرن؟

I dont get it, so who gives a Fuck about title of shariatmadari.learn to live.

سلام حسین جان من رو می شناسی همیشه برات کامنت می نویسم . در مورد شریعتمداری به این نتیجه رسیدم که ادم حقیری است می گویم حقیر نمی دانم در ایران که بودی با این جور آدم ها زیاد رابطه داشتی یا نه. اینها از حقارت خودشان آنقدر کور شده اند که نمی توانند با منطق فکر کنند شاید منطقشان بی منطقی باشد خلاصه اینکه بحث کردن با این اشخاص راه مخصوصی می خواهد که امیدوارم بلد باشی ...رضا

سلام حسین جان کارت خیلی با حال بود. اما واقعا مطمئن هستی که با خود شریعتمداری صحبت کردی ؟ و دوم اینکه اصلا چطوره باهاش یه مصاحبه تلفنی کنی و در صورت امکان با صدا رو سایتت بزاری. مثل اوندفعه که با خورشید خانم مصاحبه کردی. ارادتمند

شماره تلفنش رو میزاشتی تا ما هم با هاش حرف بزنیم. یک کاری بود که قبلنا گفته بودی(اسمش یادم نیست).یک اعتراض همگانی و هماهنگ شده که قرارش رو از طریق اینترنت میزارن. اون شکلی بهش اعتراض میکردیم. حداقل فایده اش این بود که مجبور شه خط موبایلش عوض کنه.چون موبایل که آنتی اسپم نداره! (بلکه اینجوری به مزایای ای میل پی ببره)

سلام در اینکه کار بسیارخوبی کردید که شکی نیست هرچند که به نظر بیاد آدمهایی!! مثل حسین شریعتنداری(به قول دوستمون) اصلا صلاحیت صحبت کردن ندارن یا اینکه اینجور صحبتا اصولا وقت تلف کردن باشه! ولی نشون میده که هستند جوانانی از نسل ما(که من خیلی از خودمون داشتم ناامید میشدم ) که به مسایل عمقی فکر میکنند و بها میدن و به نظر من این یه حرکت بسیار خوب و شجاعانه هست&امیدوارم دیگران هم حمایت کنند و ادامه بدند این راه رو. فقط امیدوارم تو دردسر نیفتید .موفق باشید و سربلند.افتخار میکنم به وجود هم وطنی مثل شما.

ساليان ساله که بهمون دروغ میگن، سالیان ساله ما ميدونیم دارن دروغ ميگن، ساليان ساله که اونا ميدونن ما ميدونيم دروغ ميگن و سکوت ما بيشتر و بيشتر وقيحشون ميکنه. خاتمی اگه سکوت ميکنه حتما" ازش نقطه ضعفی دارن ريشش گيره، ما چرا بايد سکوت کنيم. حسين عزيز ممنون که باب افشاگری رو باز کردی، اینها که همه مترسکن ولی با این روش دیر یا زود آدم اصلیه هویتش معلوم میشه.

Hossein I believe you did the rite thing. it is good to open a dialog with hezbol bcoz each party can bring his reasoning and the public can see and judge for themselves. but the way it goes i dont thing people like shariatmadari have no intention or interest to get into this sort of arguments.

هم از تو بدم می آد هم از اون شریعتمداری. اما از شریعتمداری بیشتر! ظاهرا تو بی دین شده ای ( یا وانمود می کنی که بی دین شدی) و شریعتمداری هم که یه احمق تمام عیاره! و چون به قول دکتر شریعتی بد دفاع کردن بیشتر ضایع می کند تا خوب حمله کردن، تو را به دو تا شریعتمداری ترجیح می دم. امید وارم بیشتر و مستقل تر فکر کنی...

سلام حسین جان .. کارت در نوع خودش جالب بود .. ولی فکر می کنی افراد بیماری مثل حسین شریعتمداری و امثالهم با این تلفن ها تغییر می کنند؟... من فکر می کنم خودشان می دانند دروغ می گویند.. اصلا کارشان این است!.. راستی! بی انصاف... چرا به وبلاگ من لینک ندادی؟!:)

ايجاد ارتباط به نظر من در دراز مدت نتيجه اش مثبت هست ولو در کوتاه مدت يه کم تنش زا بشه . . .

روش تازه‌ای برای ماست. اما اینکه کار درستی است یا تاثیری دارد باید نتیجه‌اش را دید. به هر حال اینکه در میان این همه آدم منفعل کاری می‌کنی خود غنیمتی است. نتیجه را بنویس تا همه دنبال کنیم. شاید اگر تاثیری داشت دیگران هم کاری مشابه بکنند تا اثر بیشتری داشته باشد.

سلام خوب كاري كردي زنگ زدي - جوابيه رو هم فاكس كن براش

يعنی قرار جدا دو تا ايرانی با هم بحث کنن???شريعتمداری که فکر نکنم هنوز به اينجا رسيده باشه اما خوب معلوم خواهد شد، البته اينم بگم که به نظرم کار شما هم يه چيزی مثل شعارهای رئيس جمهوراست نمياد بهتون اينقدر اهل بحث باشی... يه نگاه به نوشتهات کنی ميبينی يه دفعه عوض کردی،حسين واقعی تو نوشته های قبلی بود، تو همونی که ضريب هوشی براي خوانندش تعيين ميکنه تا قدرتهر مخالفتی گرفته بشه

از منظر حقوق فردی که به کار شما نگاه می کنم، آن را کاملا صحیح و در راستای حقوق افراد می دانم. شاید در شرایط فعلی در ایران کسی نتواند به اعاده شخصیت مورد تعرض خویش بپردازد. اما این دلیل نمی شود که کسانی که در فضای آرام تری قرار دارند، نخواهند تا از حقوق خود دفاع نمایند و از آنجایی که برای داشتن دنیایی بهتر باید در پی راه حل های منطقی بود تا جنجال ها و خشونت (که هر دو آغازی بر یک تسلسل بی پایان می باشند.) کار شما درخور تحسین است. این درست که هیچ گاه آنکه مبادی آداب خشونت است حاضر به گفتگو نخواهد شد و کمتر در پی استدلال می باشد. اماشعر مرحوم بهار را که در کودکی همه ی ما آن را خوانده ایم از یاد نبریم: جدا شد یکی چشمه از کوهسار... باقی بقایت

بابا اصلا نباید تحویل بگیری .این شریعتمداری برای مطرح کردن خودش و روزنامه اش این حرفهای قلنبه و ثلنبه رو مینویسه . حیف از اون تلفن .باید به اینجور مقاله ها با دید اقتصادی نگاه کرد نه با دید سیاسی. من موندم اگر روزی امریکا و یا اسراییل از روی کره زمین محو بشن اونوقت این اقایان ( ببخشید اقایان) میخواهند عدم لیاقت اداره امور را به گردن چه کسی و یا کشوری بیندازند.

Dear Hosein, First I have to congratulate you on peseverance and courage to call him. You did the most correct thing anyone could do. I do not think anyone has ever called him, outside a certain circle and invited him to a debate.

خيلي کار جالبي کردي. حتما پيگيري بکن.

1) تو منطقا ضعيف تر از آن هستي که بتواني از پس شريعتمداري(که مدير مسئول کيهانه و نه سردبير اون!!!!!!!!!) بر بيايي.

2) فارغ از اين که نظريه خانه عنکبوت شريعتمداري در مورد تو صدق مي کند يا نه، مطمئن باش (والبته حتما خودت هم قبول داري و به اون افتخار هم مي کني) مطالب تو عليه ارزش هاي ديني، نظام اسلامي ايران و در جهت اهداف کشورهايي نظير آمريکا و اسراييل مبني بر براندازي جمهوري اسلاميه. 3) تو که جرات نداري کامنت ملت رو نمايش بدي دم از تضارب آرا هم مي زني؟ 4) اي واي اگر حديث گنه رو به رو رود.

نامش فقط دردسر است. به همين سادگی که شبکه ای به وجود می آورند به همان سادگی اعضايش را ميچينند و ساده تر از همه افرادی را به بند اتهام می کشند حرف من هم نيست. حرف سال ها تکرار ساده است پس لطفا شما ساده تر از آنها دردسر را به جان نخريد. هر که چند این با سرشت شما سازگار نيست.

من گمان نکنم اثري داشته باشه ممکنه اولش برات هيجان داشته باشه ولي بعد مي بيني طرف همون حرفارو تکرار مي کنه

دمت گرم . آقا حسین اگه یکی باشه که کارش درست باشه اون خودتی . اصلا بیا یه کاری کنیم .!!! ایده های برتر بچه های وبلاگ نویس رو برای نشون دادن قدرتمون به مترسکای عزیز جمهموری اسلامی به طور گسترده اعلام کنیم . اصلا یه جنبش اینتر نتی راه بندازیم که هر کس به روش خودش نسبت به اون موضوع مشخص عمل کنه . فکر می کنم اینجا تو دنیای مجازی بیشتر حرفمون خریدار داره...!

ببین ضایع کردی آخر مطلبت "اهورا" که کمک نمیخواد :)) از اون جهت گفتم اهور چون کارت شبیه اون بود )

سلام حسین. این بهترین کاری بود که تا حالا کردی. به قول معروف خیلی حال داد.

Dear Mr. Derakhashan, Great idea.

Holy shit dude!! Are you for real? Well, I see no reason for you to be lying. So, I must say that it was an astonishingly bold initiative on your part, Hoder. I believe that, with a glance at the ominously dark horizon which at the moment stretches before our beloved homeland, and in satisfying requirements of all measures that are necessary to save Iran from harm, you have done correctly. I hope the channel that you tried to open stays receptive to dialogue, and I hope that more people will jump on the band wagon of real constructive engagement in order to avert unnecessary hardship and sorrow for all parties concerned. Good job.

کار بسيار خوبيه. من فکر مي کنم با وارد صحبت شدن با امثال اين آدم حداقل اگر هم نمي توانيم نظرشون را عوض کنيم٫ براي کساني که هنوز دودل از قبول يا قبول نکردن طرز فکر شريعتمداري ها هستند (هر چند که تعدادشون به نظرم زياد نيستند) يک گفتگو و مباحثه اي را علني بکنيم که در واقع ما با برنده شدنمون در اين مناظره با تکيه بر منطق و استدلال اين افراد را هم مي بريم. کلا شايد از قشر تندرو ها هم کساني باشند که يک جورهايي گول خورده باشند و به راه راست هدايت شوند.

از این سماجتت خوشم اومد، خیلی باحال بود.

چرا من احساس می کنم همه هخا شدن. بابا جون این حرفا چیه این بابا با اصلاح طلبا که تازه خودی تر ازشمان به گفت و گو نشسته اون وقت حتمن می آد با شما وارد گفت و گوی منطقی بشه. چرا گاهی این همه خوش حیال می شیم؟ بعدشم کی گفته اون واقعن به این عقیده است که همه ی اینا کار س.ی.ا ست. چرا طرف رو این قدر ابله فرض می کنید. حالا شما می خواین بهش ثابت کنید این طوری نیست؟ خسته نباشید.

کار جالبيه ولي با عرض معذرت منطق تو اينقدر محکم نيست که بتوني از پس جانوري مثل شريعتمداري بر بيايي. ميذارتت تو جيبش. البته تو هم چيزي از دست نميدي. برو جلو داريمت.

حسین! حسابی حال کردم! به این میگن تضارب آرا! از این کارهای ابتکاری تو همیشه عشق کردم!

حسين جان - فقط مثل گل دادن دانشجو ها به اين آقا نشه. بعد از ۱۸ تير را ميگم

جناب شریعت‌مداری چه کیفی می‌کنه وقتی که می‌بینه این همه جدی گرفته‌ شده ویه نفر هست که حتا آن سوی مرزهای ولایت ایران اسلامی به قدری ازش حساب می‌بره که بجای نادیده گرفتن خیال‌بافی‌هاش چنین دست‌پاچه این همه وقت صرف پاسخ دادن به او می‌کند .

حسین جان! اگر ح.ش جواب تو را داده لطفا ذوق زده نشو. خیلی خوب می بود اگر می شد با اینها دیالوگ داشته باشیم اما شک نکن که اولا او و هم کیشانش برای تو وزنی قایل نیستند و اگر اینچنین بود حتی جواب سلامت را نمی دادند. اما به هر حال ادامه بده.ضرری که ندارد!

چه حوصله ای داری و چه سماجتی. فکر کنم بالخره اثر کند.

كار جالبي بود، اگر بازتاب بعدي هم داشته باشد قضيه جالبتر خواهد شد. توپ فعلا تو زمين هيچ يك نيست هر دو ميتوانند شروع كننده باشند. مطمئنا اگر طرفين قواعد بازي را رعايت كنند شاهد بازي جالبي خواهيم بود. بايد منتظر بود تا ببينيم طرفين چه خواهند كرد.

به نظر من كار خيلي خوبي است. كپي مقاله حسين شريعتمداري را بگذاريد توي يك پرونده، بعدش 60 - 70 صفحه از مقاله هاي گويا (مثلا اوني كه آقاي خميني مثل اهورا ميمونه مجيد محمدي رو اگر اشتباه نكنم) و چند تا مطلب ديگر راجع به اينكه مثلا حسين درخشان توله سگ نگه ميداره توي خونه شون و اينكه مثلا حسين درخشان روابط با اسراييل به نفع مردم ايران ميدونه و يك سري مطالب از وبلاگهايي مثل شمرنامه و ... را بهش اضافه كنيد بعدش هم چند تا مدرك قلابي و الكي و زپرتي - مثل همينهايي كه براي استيضاح وزير راه رو كردند و اصلا مداركي بود تحت عنوان گزارش تفحص ششم جمع شده بودند از جمله قصه زمين يكي از نمايندگان مجلس ششم - را به اين پرونده اضافه كنيد. ماشاء الله برادران مربوطه (!) هم كه توي اضافه كردن ورقه به اين پرونده وارد هستند. بعد اين پرونده را بفرستيد براي آقاي جنتي و اون وقت خيلي راحت ميتونيد دليل رد صلاحيت امثال بهزاد ن، محمد رضا خ، محسن الف و ... را درك كنيد.

اينكه شما به حسين شريعتمداري زنگ بزنيد و با اون يك گفتگو را آغاز كنيد - كه قطعا امكان پذير است اگر چه حسين شريعتمداري از آن آدمهايي هست كه به گفته مصدق فقط دلشان ميخواهد حرف بزنند و بدرد حكومت نمي خورند- خيلي مفيد است و سبب ميشه كه اين تصور مضحك و ناشي از توهم توطئه به تدريج كاهش پيدا بكند. و اين آدم بفهمه كه با يك دوجين جاسوس كاركشته سيا طرف نيست بلكه با جوانهاي همين مرز و بوم طرف است كه در زمان حكومت همقطارهاي خودش بزرگ شده و خودش رو شناخته است. يادم رفت بگم اگر همين پرونده را براي آقاي رهبر بفرستيد احتمالا دستور عاجل ميدهند كه كاز و كوزه اينترنت در ايران جمع بشه.

به نظرِ من کارِ جالبیه؛ البته این آدم بسیار بیمارتر از اونه که بشه احتمال داد به خاطر عدمِ سواد فنی این حرف ها رو نوشته باشه. بعد از این که یک مقدار بهش حالی کنی که چه خبره، مسلماً دروغ های حرفه ای تری در این زمینه می نویسه.

به نطرم کارت درست بوده. نوشتن نامه‌ای مستدل و قابل فهم و با حفظ احترام به خوانندگان کیهان را درست می‌دانم. حتی اگر او چاپ نکند. چون اگر او چاپ نکرد با انتشارش یک بدنامی دیگر برایش می‌ماند و مهمتر از آن نشان دادن روش و رفتاری متمدنانه به او و جامعه و رقیبان اوست. نامه بایستی گویای توان و احساس و درک امروزین خودت باشد و چون با امضای شخصی می‌نویسی با احترام به موجودیت امروزین تو، آنگونه که هست، هیچ پیشنهاد مضمونی نمی‌دهم.

به نظر من کار خيلی خوبی کردی. در جوابش هم به نظر من مساله‌ی اصلی باز کردن اين نکته است که هرکی با شما مخالف بود دليل نمی شه جاسوس باشه و بازيچه‌ی سيا. اين بحث فراتر از يک دوگانه‌ی سياه و سفيد «نظام» عليه «آمریکا»ست. به نظرم برای توضيح هم احتمالآ لازمه يک کم به نعل بزنی و يک کم به ميخ... اين‌که برداشتِ کيهان و خواننده‌هاش هم چی باشه (به شرطی که البته جواب ر