برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
  • ده نمونه از تغییر موضع بوش

    این بهترین ضدحمله به تم اصلی حمله‌های بوش به جان کری است. خود بوش از همه بیشتر درباره‌ی چیزهای مهم تغییر سیاست داده است.

  • حمایت هوشنگ امیراحمدی از بوش

    خیلی عجیب است. خرازی هم پریروز گفته که اگر بوش دور دوم انتخاب شود ایران مشکلی نخواهد داشت و از انتخابات ناقص در عراق هم پشتیبانی کرده.

  • دکتر فیل فرصت‌طلب؛ اسلیت

    او یک شوی روزانه در آمریکای شمالی دارد که دقیقا همان «اخلاق در خانواده‌» خودمان است، منتهی تحت ویندوزش

  • فتوا بر ضد اینترنت

    پول بدهید و فتوای مورد نظرتان را دریافت کنید، تخفیف ويژه به مناسبت نیمه‌ی شعبان

Excerpt: An open letter to Hossein Shariatmadari, the manager of Kayhan newspaper.

آقای حسین شریعتمداری، مدیر مسوول محترم کیهان،

حق دارید هر مخالفتی را که با عقاید شما می‌شود از ناحیه‌ی دشمن و نماد همه‌فهم آن، یعنی سی.آی.ای بدانید. هر کس که کمی تاریخ ایران را خوانده باشد می‌داند که پنجاه و اندی سال پیش، همین سازمان سیا دقیقا همان‌طور که شما می‌گویید، با یک چمدان پر از اسکناس، و صدها روزنامه‌نگار، نویسنده، نماینده مجلس، ورزشکار و روحانی مزدبگیر، محبوب‌ترین وسالم‌ترین دولت تاریخ معاصر ایران را به ریاست دکتر محمد مصدق سرنگون کرد. مار نادانی و کوتاه‌بینی جمهوری‌خواهان آمریکا یک بار ایران را گزیده است و هر ایرانی‌ای که در هر زمان در مقام قدرت باشد، حق دارد نگران دوباره گزیده شدن از همان سوراخ باشد.

اما چرا فکر می‌کنید کسی که مانند من تمام عمرش را در ام‌القرای اسلامی و زیر آموزش‌های دقیق و همه‌جانبه‌ی حکومت اسلامی گذرانده، اگر با حکومت و روش‌های آن مخالف است حتما باید به سیا آویزان شود؟ ممکن است باشند کسانی از بین مهاجران ایرانی که حاضر باشند در ازای پول برای سی.آی.ای کار کنند. اما من، به عنوان فردی که شما در سرمقاله‌تان آشکارا به او اتهامی به این بزرگی زده‌اید، هرگز حاضر نیستم کوچک‌ترین کمکی به کسانی که می‌خواهند، با همان نادانی و کوتاه‌بینی پنجاه سال پیش، حکومت ایران را براندازند بکنم.

نه بخاطر اینکه عاشق مقام عظمای ولایت هستم، یا از مجسمه‌ی آزادی نیویورک متنفرم، بلکه فقط به این دلیل که نتیجه‌ی دراز مدت تغییر رزيم را با تمام وجود حس کرده و دیده‌ام؛ روش خود شما و همین‌طور رقیبان سیاسی‌تان در سرکوب مخالفان سیاسی‌، در دهه‌ی شصت یا هفتاد، بی هیچ تردیدی نتیجه‌ی همان کودتا است. وگرنه فکر می‌کنید اگر آن کودتا صورت نگرفته بود ایران پس از پنجاه سال همین جا بود که اکنون هست؟

چیزی که شما هرگز در تحلیل‌هایتان وارد نمی‌کنید آن است که زمانه عوض شده است و راه‌های انتقال اطلاعات و پول بسیار آسان‌تر شده‌است. هر روز میلیون‌ها کلمه اطلاعات گوناگون درباره‌ی کشورهای مختلف جهان از طریق رسانه‌ها، بدون هیچ مخفی‌کاری، پخش می‌شوند و همان‌طور که آقای فردوست بیش از ده سال پیش در خاطراتش نوشته بود، سازمان‌های جاسوسی دنیا امروز ۹۵ درصد اطلاعاتشان را از طریق همین رسانه‌ها که در دسترس من و شما هست می‌گیرند. فکر می‌کنید چرا یک سازمان اطلاعاتی باید به این همه آدم پول بدهد تا برایش همان چیزهایی را گزارش بدهند که ایرنا و کیهان و جمهوری اسلامی و تهران تایمز بدون دردسر برایشان تولید می‌کنند؟

شاید می‌گویید ممکن است تعدادی از اعضای این شبکه بدون اینکه خودشان بدانند دارند برای این شبکه کار می‌کنند. ولی این استدلالی نیست که به نفع هیچکس از جمله شما و همفکرانتان تمام شود. از کجا معلوم که روزنامه‌ی کیهان یا حتی بعضی حاضران در مجلس هفتم بدون اینکه خودشان بداند در دام شبکه‌ای پنهان که برای تامین منافع بزرگ اقتصادی و سیاسی امارات متحده‌ی عربی و ترکیه کار می‌کند، نیفتاده باشند؟

آقای شریعتمداری،

اختلافات عمیق شما «اصول‌گرایان» با رقیبان «اصلاح‌طلبان‌تان» برای ما قابل فهم است. اما زدن همان اتهام‌ها به من و امثال من که با کیهان بچه‌ها و قصه‌ی ظهر جمعه و حسین فهمیده و روایت فتح بزرگ شده‌ایم، نه تنها بی‌معنی است، بلکه تنها به نفی کردن خودتان می‌انجامد.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«فروغ»
«عرب عصبانی»
«دادابیس»
«مریم ابریشم‌کار»
«تبعیدی عصبانی»
«اکبر منتجبی»
«مرصاد»
«هادی خرسندی»
«هوشنگ دودانی»
«بابک داد»
«طاها بذری»
«یک پزشک»
«احمد جلالی»
«هادی نیلی»
«ملکوت»
«یک فتحی»
«سبیل طلا»
«ضدمورچه»
«مهستی شاهرخی»
«کوروش علیانی»
«گردباد»
«یک استکاان چای داغ»
«موج»
«کیبرد آزاد»
«حسین نوش‌آذر»
«عبدالقادر بلوچ»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«پسر فهمیده»
«مازوخیسم محاسباتی»
«جواد کاشی»
«منبر دات نت»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«از پشت یک سوم»
«آزادنويس»
«ناهید رکسان»
«آق بهمن»
«مرد تنها»
«بامدادی»
«جمهور»
«محمد نوری‌زاد»
«امنزیاک»
«نانا»
«امور ایران»
«نگاه نو»
«نگاه نو»
«مسعود ده‌نمکی»
«آن سوی دیوار»
«گناهکار»
«آهستان»
«۳۵ درجه»
«خیاط باشی»
«من راه نشین»
«کمال»
«مسعود بهنود»
«حقوق‌دان پاریسی»
«حاجی واشنگتن»
ایمیان
کشکول جوانی
صفا در ال.ای
مارسی نیومن
شب پیشگویی
سوگلی ریچارد پرل
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
آشپزباشی
پاگرد
آچار فرانسه
سینا دیلی
لیلی نیکونظر
۴ دیواری
ایران‌شهر
حمید کریمیان
نیما دارابی
میرزا پیکوفسکی
بلوط
ف.م.سخن
پیاده رو
زهرا
خورشید خانوم
رزانیات
نگارک‌ها
لوبيا
یادداشت‌هایی از کابل
حمید مافی
لگوماهی
سهند شمس
حسین پاکدل
کتابلاگ
مریم مومنی
نگفتنی‌ها
خوابگرد
یک وحید
محمود فرجامی
لات‌لند
کریم ارغنده‌پور
زيتون
زیتون پرورده
حسام‌الدین آشنا
محبوبه حسین‌زاده
آی‌تی.ايران
دستنوشته‌ها
جواد روح
ابراهیم اسکافی
حامد قدوسی
شاخ به شاخ
افسون فسرده
جوانفکر
خبرنگار مسلمان
غلاف تمام فلزی
حنیف مزروعی
چرک‌نویس
مرتضی نگاهی
شب‌نامه‌ها
بسیج جهانی
فریادناممه
نوه‌ی غلامرضا تختی
پژمان نوزاد
سولوژن
کلنگ کمونیست کارگری
رویای آريایی
علیرضا شیرازی
مرصاد امروز
روزنه
خاکریزیسم
توکا نیستانی
مونتاژ انتقادی
نیکی اخوان
شهرزاد
احسان
شرح
دلبستگی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
نازخاتون
خط قرمز
جمال
شنا در شنزار
بی‌بی‌گل
کامپیتور و ارتباطات
نوک‌تیز
زمستان است
نسرین افضلی
فوکو بلاگ
پویان و سیما
آرش غفوری
سهیل کریمی
بیروت ریپورت
سلمان
مریم اينا
میرزا
فانونایت
دوم دام
کافه ناصری
بی اجازه کوچیکترا نه
نسل خمینی
مهدی محمدی
امید معماریان
روزنامه‌نگار ممسلمان
سیبستان
خسرو نقیبی
اسماعیل نیوز
مطالعات فرهنگی رادیکال
فرنگوپولیس
آزاده عصاران
هنوز
شکرخواه
خانوم حنا
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
سایه
عباس معروفی
نقیز
روزها
انتخاب زنان
هپلی
پاسداران
پویان طباطبایی
فلیسوف مآب رمانتیک
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
ارزیابی‌های شتابزده
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

این خزعبلات چیه بابا؟ یه جو صداقت داشته باش آقای مبارز! تو چرا اینقدر سبک شدی؟ روایت فتح و ... . لابد اگه یه نامه به مقام عظمای ولایت هم بنویسی می گی بچه مسجدی بودی و نماز شب می خوندی یه زمانی. فکر نمی کنی مشکل از اینه که تکلیفمون رو یکبار برای همیشه با آقایون تعیین نمی کنیم؟ یه روز فحش می دیم و یه بار استغاثه؟ تازه تو که اونجایی و نیازی به این خایه مالی ها نداری. داری؟

سلام تو نظرهاي قبليم گفته بودم روزنامه نگارهاي کيهان يه عده سپاهي و...که از بالا دستور ميگيرند اما به اين نتيجه رسيدم که اينها اصلا ادم نيستند صد رحمت به بسيجي...حسين جون واقعا ارزش داره واسه يه عده ادم نفهم مقاله به اين قشنگي مينيويسي اخه اينها چيزي حاليشون ميشه مگه... ( که همه بدبختيهاي ما تو ايران وجود ش و امثال ايشون) و تا اينها بخوان به اين کس شرها ادامه بدن اصلاحات که هيچي وضع از ايني که هم هست بدتر ميشه ...ش اگه داري اين نظر ميخوني جون مادرت تمومش کن برو داهاتتون همونجا که قبلا کشاورزي ميکردي ...يا اگه نميري جمش کن کاسه کوزت که به خدا ما هم جوونيم هزار يک مشکل ارزو داريم برو گمشو بزار اين اصلاحات لعنتي شکل بگيره...شايد وضع بهتر شد...اي خداااااااااااااااااااااااااا اگه وجود داري تو يه کاري بکن....

خودمونیم حالا می تونید از قیافه هرکی خوشتون نیاد.تو وبلاگتون حسابی ازش تعریف کنید (توپ ..ها) بعدش منتظر باشید برن حالشو بگیرن بگن حتما باهاش رابطه داری که اینقدر ازت تعریف می کنه. نه ...!!!!! ؟

: ٢٨ مرداد ٣٢ باعث جدائی ها و دشمنی های آشتی ناپذير ميان نيروهای سياسی و روشنفکری ما شده است ، به نظر من حتی ظهورآيت الله خمينی و بروز انقلاب اسلامی نيز « محصول » اين جدائی ها و دشمنی های آشتی ناپذير بوده است وگرنه با آنچه که قبلاً ( در نشريه تلاش ) گفتيم : دو ـ سه سال قبل از انقلاب ٥٧ ، خمينی در نَجَف آنچنان بی پايگاه و مأيوس و نااميد بود که خواستار بازگشت به ايران و رفتن آبرومندانه به قم بود ! مهم نيست که اين « ستيز تاريخی » را « خاتمه يافته » تلقّی کنيم ، بلکه مهم اينست که اينک ( و در اين شرايط حسّاس و سرنوشت ساز مبارزات مردم ايران عليه تماميّت رژيم جمهوری اسلامی ) بدانيم که بين منافع ملّی و مصالح سياسی ـ ايدئولوژيک کداميک ارجحيّت يا اولويّت دارند ؟ متاسفانه در جريانات منجر به انقلاب ٥٧ و استقرار حکومت اسلامی ، بسياری از رهبران و « ريش سفيدان سياسی » ما آنچنان در عَصَبيّت و اسارت ٢٨ مرداد بودندکه بدون درک حَساسيّت شرايط نتوانستند به اولويّت ها و وظائف ملّی خويش عمل کنند ( البته غير از دکتر غلامحسين صديقی و دکتر شاپور بختيار ) با آنچه که آلان می بينيم ظاهراً سروران سياسی ما با جدال ها و عَصَبيّت های به اصطلاح سياسی می خواهند ٢٥ سال ديگر هم به عمر حکومت اسلامی حاکم اضافه کنند

با نامه کاری ندارم چرا که قبلا هم گفتم وقت گذاشتن روی آن و بحث کردن با این جور آدمها که فکر میکنند نماینده خدا روی زمین هستند کاری عبث است. 25 سال است آدم نشدند 100 سال دیگر هم آدم نمیشوند. ولی چند تا نکته است که باید یادآور شوم. - ما تاریخ را میسازیم و سرنوشت خودمان را تعیین میکنیم. 28 مرداد و 22 بهمن اگر مردم ما آگاه بودند و کمی فکر میکردند الان سطح زندگی ما خیلی بهتر از کره بود. پس به جای آن که جا بزنیم خودمون را قبول کنیم و به نیروی خودمون ایمان داشته باشیم. سعی کنیم با آگاه کردن مردم اجازه ندیم دوباره همون اتفاق بیافتد. هر کس که فکر میکنه آمریکا و یا انگلیس یا ... سرنوشت ما را تعیین می کنن بهتر است سرش را بندازه پایین و تو سری خور آخوندها بمونه. این طور افراد وامونده لیاقتشون از آخوند بیشتر نیست. - اصلاح طلبی و اقتدار گرایی هر دو روی یک سکه به اسم جمهوری اسلامی هستند. بابا کی می خواهید از دخیل بستن به امام زاده اصلاح طلبان دست بردارید و به خودتون بیاید. جنگ بین این دو اگر عاقل باشیم به نفع ما است چون هر چی باشه هدف آنها حفظ نظام است و هدف ما سرنگونی آن. پاینده ایران

از كي شريعتمدارى شكنجه گر محترم شده كه شما اين جاني را اقاي محترم ميناميد معلومه كه تربيت شده فرهنگ فهميده و فتح و از اين ات اشغالا هستيد

آخی می گم اینجا حسین درخشان چه قدر پاک و مذهبی و انقلابی شده ها... حسین فهمیده ... کیهان بچه ها روایت فتح... قصه های ظهر جمعه... نبابا... هنوز هم مگه تو وجودت از این چیزها باقی مونده

I can't understand why your writings never has grabbed my attention I am always thinking what is wrong with your comments and opinions and I think it is just because what you are writing is not what you are believing. This time, you are trying to show that because you are an open -minded guy, so you are able to have conversation even with Shariatmadari. I am sorry but I don't believe you.

-This guy(shariatmadary) is a killer. Do you expect him to undrestand logic !?

يه سر بيا ايران دوباره هنوز تو ۸ سال پيش داري سير ميکني وقته اين نامه هاي پدرانه و مودبانه حق به جانب که کشف الاسرار هم ميکنند گذشته هنوز نگرفتي که آدمهاي عوضي هيچکس رو آدم حساب نميکنند و اينجور حرف زدن پر رو ترشون ميکنه اينها فقط زبون خودشونو ميفهمند لمپني و کثيف خيلي هم بد نيست ُ يه تستي بکن که از اين حالت پاستوريزتهم در بياي فحش رو بکش به طرف تموم وجودشو زير سوال ببر اگه بتوني بيخيال هم بشي خيلي بهتره ول کن بابا

Your choice of words was passive and cold as if you were forced to write this letter. You should have shown a little more enthusiasm toward the subject. Also, mentioning the values you grew up with was rather lame, especially since you have no respect for them now. But good luck anyways

يادداشت روز اخير كيهان نشان داد اين تلاش صادقانه كه با فرض ناآگاهي آقاي شريعتمداري [و نه يك بيماري لاعلاج معروف و قديمي] آغاز شده، بي‌نتيجه بوده است. مرغ يك پا دارد، نهايتاً به اينجا مي‌رسيم كه بدون اينكه بداني، داري براي CIA كار مي‌كني. تا به حال چيزي از اين مسخره‌تر شنيده‌ايد؟ اگر تماس گرفته‌اي براي اين بوده كه مي‌ترسي مشكلي برايت ايجاد شود. نمي‌دانم چقدر تحمل داري و چقدر موفق خواهي بود، اما هركس كه اندكي بفهمد اين تلاش را خواهد ستود. شايد شريعتمداري هم روزي منطقي شود و به حقيقت بيش از تصورات خود بها بدهد، شايد... مساله ديگري كه براي من جالب و كمي هم تكان دهنده است، مطرح شدن احتمال واقعي بودن چنين اتهاماتي از سوي برخي دوستان وب‌لاگ نويس است. متاسفانه زندگي در جامعه ايران به همه ما آموخته است كه به هيچ‌كس اعتماد نكنيم و هميشه به دنبال مسائل مخفي عجيب و غريب و دور از ذهن باشيم. همه آمده‌اند تا ما را فريب بدهند!!! پس حقيقت هميشه چيزي غير از آني است كه مي‌شنوي...

ما كه هم سر پيازيم و هم ته پياز خوشمان آمد...چه برسه به برادر حسين بازجو

بنظرم بهترین کارت تماس مستقیم با آقای شریعتمداری بود. شاید اگر این نوع ارتباطات را در زندگی روزمره سیاسی و هم اجتماعی جدی بگیریم، فجایع احمقانه شانس بروز کمتری بیابند. میدانی، نقیض "دوستی"، "دشمنی" نیست بلکه "بی تفاوتی" است.

ایران ضربات زیادی از امثال شما خورده است. اصول گرایان ذهنیت مصالحه ندارند. تنها این نیست که با مذاکره با آنها وقت خود را حدر میدهی. بلکه با طرح عنوانیی چون بد بودن آمریکا، حق داشتن امثال شریعتمداری، تحریف سابقه تاریخی و ... به امثال شریعتمداری نوعی مشروعیت میدهی. تنها مسیر صحیح برای ایران مسیر رو به جلو است.تلاش برای مصالحه با اصول گرایان روشی است که توسط اصلاحطلبان امتحان شده است. اکنون نوبت خلاقیت است، نه تکرار یک دور باطل

آقای درخشان هم کودتای بیست هشتم مرداد و هم آوردن خمینی و نشاندنش زیر درخت سیب در دوره هایی رخ داد که دمکرات ها بر سر کار بودند. حاجی کارتر و حاجی بوش در سیاست های داخلی شاید با هم اختلاف داشته باشند اما بر سر سیاست خارجی یکسان عمل می کنند. چرا که این نه آنها که گرو ه های نخبه تری هستند که سیاست های خارجی را رقم می زنند. همین حاج آقا کری بوش را ملامت می کرد که در عراق قاطع عمل نکرده است و جان سربازان آمریکایی را به خطر انداخته . جان مردم عراق یا ایران برای آنها پشیزی ارزش ندارد. نفت چرا.

We must ignor keyhan

سلام. درست است که آنها خودشان هم میدانند که ما هم میدانیم که همشان نوکر ملکه الیزابت هستند. این مقاله ها را هم مینویسند که سر من و شما را به همین جوابها گرم کنند. این جوابها را هم میخوانند و به ریشمان میخندند. چرا که خودشان هم میدانند که ما نمیدانیم برنامه آموزشی دوره ما (منظورم اشاره شما به کیهان بچه ها و روایت فتح و غیره است) برای این طراحی نشده بود که اساسا کارایی داشته باشد و ما را به اصطلاح بچه حزب اللهی بار بیاورد. نه ! برای این بود که ما را و نسل ما را بسوزانند. و موفق هم شده اند. و همچنان هم به کار خود ادامه میدهند چون برای همین برنامه ریزی شده اند. فرقی هم نمیکند که در ینگه دنیای شما جمهوری خواهان به سر کار بیایند یا دموکراتها یا اینکه اینجا اصلاح طلبی بر سر کار باشد یا محافظه کاران. هدف درست اجرا شدن برنامه های همان چند نفری است که برای صد سال آینده جهان برنامه ریزی کرده اند. کاری هم از دست من و شما بر نمیاید.

نامه خیلی محترمانه بود. معلومه میخوای حسین آقای شریعتمداری را هم داشته باشی. برای برگشت لازم است

آقای درخشان!! هرروز که می گذرد بیشتر از گذشته خودت را خراب می کنی آن هم با کمال افتخار! همینجا می گوئی با روایت فتح و فهمیده بزرگ شده ای ، اما دچار آنچنان استحاله ای شده ای که نمی دانم اسمش را چه بگذارم.اصلا با این که قبلا همان تربیت خوب بوده یا اینکه وضعیت کنونی ات مثبت است کاری ندارم.حرفم این است که آیا تغییرات بنیادی آن هم در عرض ده سال تا این اندازه درست است؟ چه تضمینی وجود دارد که ده سال دیگر همین تفکرات امروزی ات را مسخره نکنی؟این مظلوم نمائی ات در اینجا خیلی خنده دار است.از طرفی همه ارزشهای جنگ را مسخره می کنی اما جائی که نیاز داری، خودت را تربیت یافته روایت فتح معرفی می کنی. پس فردا در برابر فرستادگان سیا هم لابد خود را بی دینترین فرد ایرانی معرفی می کنی؟من مانده ام در قیامت قرار است چه کارت شناسائی را تحویل ماموران جهنم دهی؟؟آقای محترم حالا که وارد عرصه بده بستان سیاسی شده ای و به همه کس رکیکترین فحشها را می دهی باید تحمل این را هم داشته باشی که بر علیه خودت هم چیزی بشنوی.کمی هم جنبه داشته باش

ضرغامی به کمک شريعتمداری می آید : در پي کليد خوردن پروژه برخورد با سران مشارکت که شروع آن سرمقاله های کيهان است ضرغامی ديشب فيلم پنجاه روز التهاب را با موضوع توطئه ای که از خارج کشور برای سرنگونی حکومت توسط نیروهای داخلی انجام می شود و در آن نيروهای مخلص اطلاعات با جانفشانی جلوی سرنگونی حکومت مردمی را می گیرند را از شبکه 2پخش کرد باش تا صبح دولتت بدمد

نامه ات یه کمی بدون مقدمه و موخره است و یهو وسط هوا و زمین تموم می شه. همچین لپ مطلب رو بیان نکردی. انگار یه کمی دم بریده است یا شاید خودت سانسورش کردی! امان از این بیماری خود خویشتن سانسوری مادرزاد ما ایرانیها.

جناب درخشان . خيلي مودبانه و محافظه كارانه به كسي كه به شما وخيلي ديگر از روزنامه نگارا تهمت جاسوسي زده جواب داديد . اين آقا اگه اين چيزها براش مهم بود (بزرگ شدن نسلها با كيهان بچه ها) اين طور مقابل همان جوانها نمي ايستاد وباعث نمي شد كيهان به هفتاد هزار تيراژ برسه . اين بابا نقطه ضعفهاي بزرگتري داره كه شما مي تونستيد رو اونها مانور كنيد .

حسين درخشان عزيز ! ارزوي موفقيت و سلامتي برايت دارم .

Hossein your response to kayhan and shariatmadari was good but not enough.kayhan is serving the CIA's paln and ambitions better than anyone else. shariatmadari acts as direct CIA missionary in our country without kowing what he is doing. any single article printed and issued by shariatmadari is a gift to musa and other inteligence agencies who are planning and plotting against our national interest. besides, shariatmadari is the guy who was directly involved in the 1360's masacre of our young brothers and sisters. He is min, arrogant and smug. He is not the type of person that one can talk or open a dialog with. His mission is to destry and demolish our nation in order to serve the ajnabi's terajic plans.

I donno whether u are really sending it to the keyhan editorials or no, but one thing is quite clear that the literature you have applied in this letter in no way in the discourse that it should be, if you just go through some of the responses by oppositions - by opposition i mean in any context--to the articles carrying ideas and opinions against their beliefs you will understand what do i mean. i used to read your column in asr-azadegan daily and it was quit good - i mean by the language used- but it seems that whether the Blogging and applying another form of literature has spoiled your official language or you need to still work on your socio-political language to write an essay in Farsi. Im no way trying to defend shariatmadary or any other party , but im just declaring how this letter has affected me in its choice of words and the way you have reached to the discourse.

بجز تبلیغات برای کیهان در مورد "شبکه عنکبوتی" هیچ فایده ای نداره اهورا جان چرا شما کاری نمیکنید که همین کیهان مجبور باشه درباره شما نقد بنویسه لطفا به خاطر شهرت و اینکه مطلبتون به هر قیمتی به کیهان راه پیدا کنه خود را ارزان نفروشید شمای که میخواهید حرکتی انجام بدید سعی کنید در بین مردم سئوال ایجاد کنید ، مثلا در یک روز همه این رو بالای وبلاگشون بنویسیند "شما برای آزادی چه کردید ؟" " چه چیزی نشانه هویت ایرانی ماست ؟" و یا از این دست سئوالاتی که الگوی انسان رو بهم میریزه در این مورد میتونید از یک روانشناس کمک بگیرید ! (این شخصی هست : انتقاد مسخره ترین راه برای "شروع" پیشرفت هست ، نیاز به همت هست مستر حدر ! )

This is funny that you think Hossein Shariatmadari believes in what he writes, Man!, He is told to write like that, doesn't matter he is told by CIA or by Mullahs, That's his job and he pays the bills by writing against public opinions.

جناب حدر، مطمئنا مخالفت‌های زیادی با این نوشته‌تان دریافت خواهید کرد، اما بنده شخصن و قلبن وضعيت شما و محدودیت‌هایتان را کاملن درک کرده و با شما هم‌دردی می‌کنم. به همين علت معتقدم که بر اين تلاش شما نمی‌توان خرده گرفت و باید آنرا در چهار چوب زمان حال سنجید. شاد و موفق باشيد.

آفرين .. نوشته خوب و نسبتن کاملي بود.. تمرکز خوبي کرده بودي .. فقط کاش گفته بودي که «اصلاح طلبي» و قاعدتن اطلاق صفت «ضد انقلاب» به طرز طنز آميزي به تو مي چسبد .. الان تمام تمرکز امثال شريعتمداري براي کندن ريشه اصلاح طلبان است .. تو گويي که عاشقانه انتظار «طرفداران انقلاب» را مي کشند .. فقط لطفن ديگر با او تماس تلفني مگير .. همين گفتگوي شفاف از همه چيز بهتر است ... طرف بد ذات است و استاد مصادره کردن و شوخي هاي زشت ..

آقای درخشان شما دلتون خوشه؟ شما فکر میکنید افرادی مثل حسین شریعتمداری تمایل و قدرتِ بحث منتقی دارن؟ قضیه منتطق و ارزش و سند و مدرک نیست! من فکر میکردم شما بهتر با این افراد آشنایید... ماجرای "عنکبوت" نقطه‌ی عطفی خواهد بود در یک برنامه‌ی از پیش طراحی شده... این مقاله و امثال آن در چند ماه آینده زیاد دیده خواهند شد. و نهایتا پیش زمینه‌ای برای طرح نهایی؛ سرکوب شدید سیاسی پس از یک تنه کردن قدرت در انتخابات ریاست جمهوری آینده. بنشینید و تماشا کنید...

حسین آقا. نامه ات شروع خوبی داشت ولی ناگهان بدون اعلان قبلی خاتمه یافت! بد نبود اگر در آن اشاره میکردید که رفتار سرکوبگرانه قوه قضائیه (از جمله حکم آغاجری و زندانی کردن گنجی و ملی مذهبی ها و بستن روزنامه ها) دقیقا همان چیزی است که آمریکا برای توسعه نشامی خود در خلیج فارس به آن احتیاج دارد. یعنی اینکه آقای شریعتمداری و شرکا مزدور آمریکا و موساد هستند بدون اینکه خودشان بدانند. سازمان سیا اگر میلیون ها دلار خرج میکرد نمیتوانست بخوبی قاضی مرتضوی (درمورد زهرا کاظمی) آبروی ایران را ببرد. چه کسی مزدور است؟ ما یا شما؟