بعضیها از اینکه من پایین لینک به مطلب آقای داریوش آشوری دربارهی ضررهای وبلاگ و «بهدردنخور» بودنش، نوشته بودم «اصولا این مشکل همهی کسانی است که شبها با کت و شلوار و کراوات میخوابند» شاکی شدهاند و آن را دشنام و توهین به مقام والای آقای آشوری دانستهاند.
جز اینکه باید بگویم من قصد توهین به آشوری را نداشتهام، برایم جالب است که بعضیها آنقدر دشنام یا توهین را گسترده تعریف میکنند که طنز و نقد صریح را هم شامل میشود. این مشکل را اصولا خیلیها در ایران دارند که نقد صریح یا طنزآمیز به کساتی را که دوست دارند یا احترام میگذارند، توهین میدانند. با این منطق هیچ کس نباید به کسی که سنش از او بیشتر است یا سواد بیشتری دارد اشکالی وارد کند. آیا این همان چیزی نیست که طرفداران شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه میگویند؟
اقتدار سنتی در جامعهی عقلانی و مدرن بیمعنی است و برای رسیدن به دموکراسی و عقلانیت باید آگاهانه آن را شکست.