تازگیها خیلی میبینم وبلاگدارهای شناختهشده به شکل مشابهی هر وقت میخواهند راجع به زندگی شخصیشان بنویسند، یک سری جملهی مبهم و رمزآلود ردیف میکنند و حسشان را راجع به کسی (که ما نباید بدانیم کیست) یا اتفاقی که افتاده (و باز هم کاملا محرمانه است) مینویسند.
بدون اینکه بخواهم اصل کلی و بدیهی «هر کس آزاد است هر چیز میخواهد هر جور در وبلاگش بنویسد» نقض کنم، میخواهم یادآوری کنم که «شخصی نوشتن» با «رمزی نوشتن» زمین تا آسمان فرق دارد. شخصی نوشتن یعنی اینکه آدم چیزهایی را که ممکن است تنها از دید خودش جالب باشد، آن طور که خودش میبیند، بنویسد. در این حالت قرار نیست نویسنده همه چیز و همه کس را لو بدهد و به حیطهی ضخصی خودش و دیگران تجاوز کند، اما از آن طرف، جوری نمینویسند که خواننده هیچ چیز از آن تجربه یا حس شخصی نفهمد.
فرق رمزی نوشتن با شخصی نوشتن در این است که در اولی فقط یکی، دو نفر در آن تجربه یا حس شریک میشوند و آن را درک میکنند و نویسنده با بقیهی خوانندگان مثل غریبهها رفتار میکند. درست شبیه به حالتی که دو نفر جلو بقیه با هم در گوشی حرفی بزنند یا شوخیای بکنند که فقط بین خودشان است و هیچکس پسزمینهی معنایی آن را درک نمیکند.
این نوع نوشتن به نظر من نه تنها به خواننده توهین میکند، بلکه به هیچ وجه نشانهی فردیت و ذهنیت -- که عنصری لازم در آثار هنری مدرن است -- نیست.