برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۲۹ مهر ۱۳۸۳ | 20 October 2004

 شرمسار از فرزند هم‌جنسگرا

  لينک‌دونی هفته
  • بخش جدیدی در اخبار بی.بی.سی

    خبرهای مرتبط را از سایت‌های دیگر نشان می‌دهد. این لامذهب‌ها با همه‌ی محافظه‌کاری حرفه‌ای‌شان در استفاده از تکنولوژی‌های جدید از همه جل

  • آخر گاف روزنامه‌نگاری

    گزارشگر دودره‌ی کیهان نمایشگاه هنری را به جای سند اثبات قرآن قالب کرده به آقایان. (از طریق کاوه)

  • ایرانیان دات کام پوست انداخت

    تبریک به جهانشاه که بالاخره ظاهرا رضایت داده به استفاده از یک سیستم کنترل محتوا. هرچند که قیافه‌ی سایتش و بخصوص لوگوی آن خیلی بد است. لوگوی ق

Excerpt: Only homophobic people coud be ashamed of their gay relatives or friends. We, Iranian bloggers, should start talking about these sort of problems in absense of the responsible and free media that should address these issues. We can creat a debate on the Internet about important issues that are very important for a democratic and rational Iran in the future.

نمی‌فهمم که چرا این‌قدر ملت از اینکه جان کری در مناظره گفته دختر چینی لزبین است ناراحت شده‌اند. چون نه دروغ گفته و نه اطلاع محرمانه‌ای را فاش کرده. در نتیجه ناراحت شدن زن چینی و اینکه گفته این یک Cheap Shot یا عمل سخیف از جانب کری بوده است و او با این کارش حیطه‌ی خصوصی دخترشان را نقض کرده است، فقط نشان می‌دهد که او ته دلش از همجنس‌گرا بودن دخترش ناراحت و این را نقطه ضعفی می‌داند که کسی نباید درباره‌اش آشکارا حرف بزند.

ولی اگر هموفوبیک نباشید و هم‌جنس‌گرایی را بیماری یا انحراف ندانید (متاسفانه بیشتر آدم‌های مذهبی چه مسیحی و مسلمان یا یهودی، هر چقدر هم تحصیلات داشته باشند، این عقیده را دارند) هیچ دلیلی برای شرمساری از صحبت علنی درباره‌ی همجنس‌گرا بودن بچه، دوست یا فامیل‌تان نمی‌بینید. برای یک آدم غیر هوموفوبیک، صحبت کردن درباره‌ی لزبین بودن دخترش مثل این است که درباره‌ی دخترباز بودن پسرش صحبت کنند.

البته بگویم که به نظر خیلی‌ها، مثلا نیویورک تایمز، این مساله بهانه‌ای به دست بوش و طرفدرانش داده تا شکست بزرگ بوش را در پایان مناظره‌ها و وضع خراب داخلی و خارجی آمریکا را زیر این بحث احساساتی بپوشانند. این حرام‌زاده‌ها متخصص منحرف کردن ذهن مردم ساده‌ی آمریکا از مسایل اساسی به مسایل فردی و کم‌اهمیت هستند. بلایی که سر کلیتتون آوردند یادتان بیاید.

در ضمن حالا که صبحتش پیش‌آمده، چون می‌دانم آدم‌های عقده‌ای مریض کامنت خواهند گذاشت که «دیدی گفتیم که خودت هم کونی هستی» بهتر است به صراحت توضیح بدهم که من همجنس‌گرا نیستم، ولی همجنس‌گراها را، به قول امام خمینی، دوست دارم!

ولی از شوخی گذشته، من همجنس‌گرایی را به هیچ وجه یک بیماری یا انحراف اخلاقی نمی‌دانم و برای آدم‌های همجنسگرا دقیقا همان احترام و حقوقی را قایلم که برای آدم‌های غیرهم‌جنسگرا قايلم. (می‌دانم چقدر گفتن این حرف در شرایط سیاسی ایران خطرناک است، ولی گور بابای سیاست و ملاحظات سیاسی! اگر من به فکر این جور حساب و کتاب‌ها بودم اصلا وبلاگ نمی‌نوشتم.)

فکر هم می‌کنم که این یک مساله‌ی کلیدی در آينده‌ی ایران است اگر می‌خواهد به سمت دموکراسی، حقوق بشر و آزادی بیان وسبک زندگی برود. برای همین، حالا که رسانه‌های ایرانی از وظایف اصلی خود دور افتاده‌اند، ما باید جورشان را بکشیم و درباره‌ی این جور مساییل اساسی در اینترنت حرف بزنیم و تبادل نظر کنیم تا بالاخره شاید در درازمدت به جور وفاق فکری برسیم.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«آن سوی دیوار»
«۳۵ درجه»
«دادابیس»
«خیاط باشی»
«سبیل طلا»
«عرب عصبانی»
«من راه نشین»
«کمال»
«تبعیدی عصبانی»
«مسعود بهنود»
«آهستان»
«حقوق‌دان پاریسی»
«حاجی واشنگتن»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«امنزیاک»
«نانا»
«ایمیان»
«بامدادی»
«کشکول جوانی»
«مهستی شاهرخی»
«بابک داد»
«صفا در ال.ای»
«مارسی نیومن»
«منبر دات نت»
«ملکوت»
«شب پیشگویی»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«سوگلی ریچارد پرل»
«دردنوشته‌ها»
«دانشجوی مسلمان»
«آشپزباشی»
«پاگرد»
«آچار فرانسه»
«گردباد»
«سینا دیلی»
«لیلی نیکونظر»
«۴ دیواری»
«ایران‌شهر»
«حسین نوش‌آذر»
«حمید کریمیان»
«نیما دارابی»
«عبدالقادر بلوچ»
«موج»
«یک پزشک»
«امور ایران»
«آزادنويس»
«میرزا پیکوفسکی»
«بلوط»
«ف.م.سخن»
«نگاه نو»
«نگاه نو»
«پیاده رو»
«ناهید رکسان»
«زهرا»
«خورشید خانوم»
محمد نوری‌زاد
رزانیات
نگارک‌ها
لوبيا
یادداشت‌هایی از کابل
مریم ابریشم‌کار
حمید مافی
لگوماهی
یک فتحی
سهند شمس
حسین پاکدل
از پشت یک سوم
هوشنگ دودانی
کتابلاگ
فروغ
مریم مومنی
نگفتنی‌ها
طاها بذری
خوابگرد
یک وحید
محمود فرجامی
لات‌لند
کریم ارغنده‌پور
هادی نیلی
آق بهمن
زيتون
زیتون پرورده
حسام‌الدین آشنا
مسعود ده‌نمکی
محبوبه حسین‌زاده
آی‌تی.ايران
دستنوشته‌ها
جواد روح
ابراهیم اسکافی
حامد قدوسی
اکبر منتجبی
شاخ به شاخ
افسون فسرده
هادی خرسندی
جوانفکر
خبرنگار مسلمان
گناهکار
غلاف تمام فلزی
حنیف مزروعی
چرک‌نویس
مرتضی نگاهی
جمهور
شب‌نامه‌ها
بسیج جهانی
فریادناممه
نوه‌ی غلامرضا تختی
پژمان نوزاد
سولوژن
کلنگ کمونیست کارگری
رویای آريایی
علیرضا شیرازی
مرصاد امروز
روزنه
خاکریزیسم
پسر فهمیده
توکا نیستانی
مونتاژ انتقادی
نیکی اخوان
شهرزاد
جواد کاشی
احسان
شرح
دلبستگی
کوروش علیانی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
نازخاتون
کیبرد آزاد
خط قرمز
جمال
شنا در شنزار
بی‌بی‌گل
کامپیتور و ارتباطات
نوک‌تیز
زمستان است
مرد تنها
نسرین افضلی
فوکو بلاگ
پویان و سیما
آرش غفوری
سهیل کریمی
بیروت ریپورت
سلمان
مریم اينا
میرزا
فانونایت
دوم دام
کافه ناصری
بی اجازه کوچیکترا نه
نسل خمینی
مهدی محمدی
یک استکاان چای داغ
ضدمورچه
امید معماریان
روزنامه‌نگار ممسلمان
سیبستان
خسرو نقیبی
اسماعیل نیوز
احمد جلالی
مطالعات فرهنگی رادیکال
فرنگوپولیس
آزاده عصاران
هنوز
شکرخواه
خانوم حنا
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
سایه
عباس معروفی
نقیز
روزها
انتخاب زنان
هپلی
پاسداران
پویان طباطبایی
فلیسوف مآب رمانتیک
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
مازوخیسم محاسباتی
مرصاد
ارزیابی‌های شتابزده
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

من فکر ميکنم که جامعه ما خيلي عقب مانده تر ازاين حرفهاست که حتي ما که خودمون رو نوگرا ميدونيم بخواهيم راجع به اين مسائل بحث کنيم.ما اول بيياييم ثابت کنيم که اون پدري که دختر ۷سالش رابه خاطر اين که فکر ميکرد داييش بهش تجاوز کرده سر بريد اشتباه کرده و۳ سال زندان براش کمه.حد اقل من دغدغه حل اين مسائل در امريکا را ندارم.

من هم کاملا با شما موافقم به شرطي که مطابق باآداب شرع مقدس اسلام باشد.فعلا در لابراتوارهاي حوزه در حد استخراج احکام رساله فارغ التحصيلي محل اشکال نيست. من ا... توفيق

آقای درخشان. من قطع نظر از محتوای اين مطلب و اثرات سوء و مخرب آن، در بارهء اين يک جمله که "دیدی گفتیم که خودت هم کونی هستی" يک تذکر کوچک دارم. پسر 10 ساله ی من مطالب برخي از وب لاگ های سياسي و غير سياسي از جمله وب لاگ شما را مي خوانَد. وقتي از من پرسيد که بابا "کوني" يعني چه؟ من غرق در شرم و حيرت شدم که دوستان جوان وب لاگ نويس ما، تا چه اندازه از مسئوليت های نویسنده ای که در يک اجتماع چند هزار نفره مي نويسد دور هستند. اگر شما با اين زبان در نزد فاميل و اقوام ِ مسن و بچه ها صحبت مي کنيد، بنده عرضي ندارم و ضرورتي هم ندارد که شما اين تذکر را دنبال کنيد، وگرنه، کمي به اين مسئله فکر کنيد که خوانندگان شما از هر گروه سني و فرهنگي هستند و به کار بردن برخي کلمات در برخي نوشته ها جايز نيست. تکليف ما با بعضي از نويسندگاني که محيط وب لاگ ها را با چاله ميدان و ديوارهای توالت عمومي اشتباه گرفته اند و با فحاشي، عقده گشايي مي کنند مشخص است و مي توانيم بگوييم که نبايد مطالب آن سايت ها را خواند. اما حيف است به خاطر يکي دو کلمه يا چه مي دانم يکي دو روش و منش و نظر که مي تواند کاملا شخصي بماند، کسي را از خواندن بقيه مطالب مفيد شما محروم کنيم. شما بهتر از من مي دانيد که نويسنده ای که شش هفت هزار بازديد کننده دارد، مسئوليت اش در قبال خوانندگان پير و جوان و نوجوان، سنگين و بلکه بسيار سنگين است. اميدوارم سنگيني اين مسئوليت را احساس کنيد. با احترام.

چرا سارا جان اتفاقاً ما به اصول اخلاقی احتیاج داریم. و دلیل اصلی که به این اصول احتیاج داریم اینه که بتونیم با صلح و صفا و آزادی در کنار هم زندگی کنیم. منتها این اصول اخلاقی متغییره و با مرور زمان دچار تغییر میشه. بنابراین هیچ لزومی نداره که ما اصول اخلاقی 100 سال پیش رو مثلا بخواهیم امروز رعایت کنیم. ضمناً در هر چهارچوب اخلاقی کارهایی به عقیده من باید بد شمرده بشه که به آزادی های دیگران لطمه بزنه. بنابراین تا وقتی کاری به موجب آزار دیگران نمیشه یا باعث از بین رفتن نظم جامعه نمیشه کاملا از نظر من مشروعه. مثلا عدم احترام به حقوق دیگران یک ضد ارزشه ولی همجنس گرایی فقط یک گرایش جنسی کاملا غیر اختیاریه که آزاری هم به کسی نمیرسونه پس اصلا قابل ارزشگذاری نیست

خدمت آقا يا خانم "خ" عرض کنم که اولا" بله؛ افراد بسيار باهوش غيرنرمال هستند و به همين دليل مدارس ويژه آنان مدارس دانش آموزان "استثنايي" نام دارد. ثانيا" چه کسي گفت به آنان بي تفاوت باشيد؟ عين مطلب من اين است که نبايد "تمام" هم و غم صرف آنان شود حتي درموردافراد بسيار باهوش هم صدق مي کند که وزارتخانه هاي آموزشي معمولا" قسمت اعظم نيروي خود راصرف اکثريت متوسط جامعه مي کنند.

ديويد جان شما يک تعريف آماري را ارائه مي‌دهي و بعد تفسير به نفع مي‌کني؟ پس بايد بگوييم کساني که در ۴ درصد بالاي هوش هم هستند غيرعادي‌اند (که هستند بنا به تعريف ارائه شده) و ما نبايد اصلا راجع بهشان وقت تلف کنيم (که پيروي از منطق شماست)! در اين مسائل کسي تعريف آماري را استفاده نمي‌کند، زيادي ۰ و ۱ فکر مي‌کنيد.

آقاي درخشان؛ حتما تابحال اسم "منحني نرمال" درآمار به گوشتان خورده است. اين منحني تقريبا وشايد تحقيقا" درتمام؛ تکرار ميکنم: تمام امور مادي صدق مي کند. براين اساس درهرجامعه آماري تصادفي زماني که توزيع گونه ها به شکل ۵٪ و ۹۰٪ و ۵٪ يا چيزي شبيه آن باشدآن جامعه نرمال است. لازم ميدانم چندمثال دراين زمينه بزنم. ۱. ميوه هاي يک مزرعه درحالت طبيعي درزمان برداشت ۵٪ نرسيده؛ ۹۰٪ رسيده و سالم و ۵٪ پوسيده است. (يا مثلا" ۲٪ ۹۶٪ ۲٪ يا . . .) ۲. عمر لامپهاي يک کارخانه لامپ سازي ۵٪ کمتر ازحدمتوسط ۹۰٪ متوسط و ۵٪ بيش ازحدمتوسط است. ۳. هوش افراد يک جامعه تصادفي انساني؛ ۴٪ کمتر از معمولي؛ ۹۲٪ معمولي و ۴٪ بيش ازحد معمول است. ومي توان بيشمار مثال دراين زمينه آورد. برهمين اساس گرايش جنسي يک جامعه نرمال مي تواند به اين شرح باشد. ۵٪ بدون تمايل جنسي؛ ۹۰٪ Straight و ۵٪ همجنس گرا. بنابراين حال که شما اصرار داريد همجنس گرايان را بيمار نناميد؛ فکرميکنم ميتوان حداقل آنان را "غيرنرمال" ناميد. اين به هيچ وجه به معناي نفي حقوق انساني آنان نيست ولي به گمانم هيچ موجود صاحب خردي هم وغم خود راصرف ۵٪ بالا يا پايين جامعه نمي کند. يک مورد ديگر: من درهمين جامعه کانادا که ليبرال ترين جامعه دنيا به لحاظ پذيرش همجنس گرايان است؛ افراد متعددي را مي شناسم که ازاين که فرزندشان همجنس گرا نيست؛ خدا را شکر مي کننددر عين حال که به همجنس گرايان احترام مي گذارند. باور دارم که شخص شما هم ازاينکه فرزندي همجنس گرا داشته باشيد چندان خرسند نخواهيد بود.

سلام. من تا حالا يكي دوبار بيشتر اينجا كامنت نذاشتم. با اينكه مدت زيادي است كه حداقل روزي يك بار پست هاي اين سايت رو مي خونم. ولي نمي دونم برخورد سانسوري با ا ين كامنت ها چه معنايي مي تونه داشته باشه؟ ! اون هم توي سايتي كه گرمي تنوراين روزهاش فيلترينگ و سانسور و اينجور حرفاست ... دم اين آزادي هم گرم :)

جدا از اينکه از شخص چيني و صد البته بوش بسيار بدم مياد و لي برخورد کري دور از هرگونه پرنسيب (اصول ) اخلاقي بود . مهم نيست که راجع به لزبين بودن دختر يا بقول شما دختر بازي پسر چيني حرف زده باشد مسئله تجاوز به حريم خصوصي افراد است که از طرف هرکس انجام شود بسيار زشت است . مطمئنم که اين اشتباه کري حتما تاثير منفي روي بسياري از راي دهندگان گذاشته است .

خطاب به خ: من با این سوال میخواستم نکته‌ای را نشان دهم: بسیاری از روش های ناپسند در بین مردمیان بر اساس اصول اخلاقی رایج در زمان آنها بوده است. مثلا زمانی ازدواج با محارم اخلاقی محسوب میشده و زمانی نه. این اخلاق است. برای دور انداختن این قید و بند ها اگر فکر میکنیم واقعا احتیاجی به آن ها نداریم باید بلند و واضح بگوییم ما احتیاجی به اصول اخلاقی نداریم. این قضیه -که با ظهور خدای همه شما(تمدن غرب سلام علیه) که امروزه اگر کسی اسم آن را چپ ببرد به هزار انگ عقب ماندگی و تروریست بودن و هزار کوفت دیگر محکوم میشود - در حال کمرنگ شدن است. اشکالی هم ندارد! شاید «حق» بشر هم باشد. ولی شترسواری پنهانی نمیشود... همین. اگر واقعا تفکر شما بر این مبنا است که آزادی بزرگ ترین موهبت بشر بودن است و چیزی به نام اخلاق وجود خارجی ندارد بسیار خوب. ولی همین را بپذیرید .

سونياجان جواب شما را که من و دوست ديگري داده ايم. اما نظر شما راجع به همجنس‌گرايي، بخش اول که باز فرافکني و سعي در کوچک نشان دادن طرف بحث است. اما ادعا کرده‌ايد همجنس‌گرايي تبعات سويي در درازمدت دارد. اول بايد دقت کنيد که اين درازمدت مدت‌ها آمده و رفته و کسي نتوانسته اثر سويي را نشان دهد. همجنس گرايي چيز جديدي نيست که بخواهيم اثرش را در آينده بجوييم، همين حال را تشريح کنيد کافي‌ست. در ضمن من ترجيح مي‌دهم بچه در خانواده‌اي همجنس‌گرا بزرگ شود تا يتيم‌خانه، علت ترجيح يتيم‌خانه به خانواده را نمي‌فهمم. به علاوه، همجنس‌گرايان در تعدادي از کشورهاي غربي در حال حاضر مي‌توانند حضانت کودکان را به صورت رسمي بر عهده بگيرند و بسيار هم موفق بوده‌اند. ظاهرا اطلاعات شما يک مقداري قديمي هستند.

سونیا جان: این که به همجنس گرایی میگی همجنس بازی درست مثل این میمونه که به آدم های دگر جنس خواه بگی زن باز یا مرد باز. ضمن اینکه به نظر من بهتره یک بچه یتیم رو به خانواده ای بدن که ازش به خوبی مراقبت کنه و ... واقعاً تمایل جنسی خانواده الزاماً مهم نیست. یک خانواده دگر جنس گرا هم ممکنه برای سرپرستی بچه مناسب نباشه همونطور که یک خانواده همجنس گرا ممکنه نباشه و بلعکس.

باز هم برای روشن شدن اذهان عمومی ! : هر کتاب مرجع روانپزشکی را که نگاه کنید میتوانید در این مورد مطلب پیدا کنید . یکی که میتوانم پیشنهاد کنم که بسیارمعتبر است synopsis of psychiatry kaplan&sadock فکر میکنم بیشتر دوستان تعریف اشتباهی از هموسکسوالیتی دارند.چون انچه که درایران مرسوم است با هموسکسوالیتی متفاوت است . باید بچه بازی را از هموسکسوالیتی جداکنید . در هموسکسوالیتی فرد تمایل ارتباط جنسی با هم جنس خود را دارد و این ارتباط مسلما با تمایل دو طرف صورت میگیرد . هر گونه اجبار فرد مقابل یا زور و تهدید و یا ارتباط با بچه و یا گول زدن وی و ترغیب وی به اینکار مسلما انحراف جنسی است و در این تعریف نمی گنجد .

بعضي از دوستان مرا به سفسطه و نداشتن منطق متهم کرده اند. من سوالي را مطرح کردم و هنوز هيچ پاسخ مستدلي براي آن دريافت نکرده ام. اما به دوستاني که تحت تاثير فيلمهاي هاليوودي باورشان شده که همجنسگرايي نه تنها امري کاملا طبيعيست بلکه تبليغ آن هم واجبست ميخواهم اين نکته را يادآور شوم که اين رشته سر دراز دارد و تبعات بعدي آن بر جامعه در دراز مدت بسيار نگران کننده است. بدون آنکه بخواهم وارد جزييات اين مطلب شوم فقط سوال ديگري را مطرح ميکنم: کداميک از شما حاميان همجنس بازي حاضريد يک کودک يتيم را به يک خانواده همجنس باز بسپاريد تا بزرگ شود (چيزي که همجنس گرايان غربي به شدت بدنبال آن هستند؛ يعني بدست آوردن حق حضانت فرزند)؟

من خيلي دلم مي‌خواست که اينطور نبود، ولي متأسفانه عليرغم تمايلم بايد اذعان کنم که انتخاب جنسي حق هر آدميست و نميشه اونو ازش سلب کرد. اين در مورد سکس با محارم هم صادقه به شرطي که هر دو طرف مايل باشند و بالاي سن قانوني (۱۸ سال). راجع به سکس با حيوانات نمي‌دونم ولي مطمئنم اگر با آزار حيوان همراه باشه ممنوعه. من تازه دارم ياد مي‌گيرم که از گِي ها بدم نياد و با اونها همان رفتاري را داشته باشم که با بقيه دارم. کلاً دارم ياد مي‌گيرم آدمها رو با سنگ ترجيح جنسي نسنجم. دارم ياد مي‌گيرم که اگر مثلاً روزي بفهمم اديسون گِي بود، در احترامي که براش قائلم تأثير نگذاره (نه مثبت، نه منفي). کار سختيه ولي چاره نيست. موضوع اينجاست که در فرهنگ ما جامعه حق هرگونه دخالت در زندگي اعضايش را داره و هر حرکت و تصميم افراد رو داوري مي‌کنه. همين باعث شده که تابوها در زندگي ما انقدر زياد باشن. اين تابو ها همون «حرف مردم» ند که بايد با تظاهر هم که شده، هر حرکت و رفتارمون رو با اون وفق بديم. حالا اگر با اين وفق دادن موافق باشيم و اون رو لازمه ثبات جامعه بدونيم، بايد خودمون رو محافظه‌کار بدونيم و اگر نه، ليبرال. وچون اين يک طيفه، پس نسبيه و هر کسي در يکجاي اين طيف قرار مي‌گيره. آخر داستان اينکه باز بودن جامعه براي شنيدن نظرات مختلف باعث نرمال شدن منحني تراکم، يعني تعادل در جامعه ميشه. به‌همين خاطر بحث کردن راجع بهش نه تنها لازم، بلکه اصلاً واجبه. چون در اين حالته که آدمها دليل پيدا مي‌کنند که متعادل بشن . اين همون حالتيه که من درش گرفتار شدم. يعني علارغم تمايل قلبيم (که فرهنگي و اکتسابيست) بايد بتونم بپذيرم که آدمها را با نقشي که در پيشرفت اجتماع دارند بايد داوري کرد، نه با نوع همخوابگي شان. پيشداوري هم غلط است که اگر کسي گي شد نمي‌تواند نقش مثبت اجتماعي بازي کند. مثال اديسون خاطرتان هست؟

برايم عجيب است چرا بعضی از دوستان همجنسگرايی را زمره انحرافات جنسی مثلا زنای محارم قرار داده اند. که آن هم جرمی نيست بلکه فقط نوعي انحراف است و مشکلی روانی. خوب زياد هم نمی شود ایراد گرفت چون هنگامی که آموزشی در این زمينه در کار نباشد این چنين می شود./ این چند وقت مطالبی مينويسی که به مذاق ما بس خوش می آيد منتهی حمل بر خود خواهی نشود.

سارا جان سوال شما و سونيا نمونه‌اي از فرافکني ست. يعني واقعا موضوعيتي ندارد و براي فرار از گفتگو به کار مي‌رود. اين روش در بعضي مسلمانان که معمولا تمرين فکري ندارند رايج است. حالا چون قرار است به هرحال پاسخي ارائه شود، من که مشکلي با اين کار ندارم، اگر بين دو فرد بالغ و آزاد باشد. بگذريم، حتي اگر ادعاي شما راجع به نظر روان‌پزشکان درست باشد، بايد دليلي ارائه دهيد که چرا عوامل تربيتي بايد همجنس‌گرايي را نفي کنند. به عبارتي حالا که اجماع بر عادي بودن همجنس‌گرايي‌ست دليل شما براي ايجاد تنش در موازنه‌ي اجتماعي چيست؟ به علاوه کسي از شما تائيد رفتار ديگران را نمي‌خواهد، اين استدلال به قدري ضعيف است که مانند آن است که بگوييم من در تهران زندگي نمي‌کنم و اقدام ساکنانش در ماندن در آن جا را هم تائيد نمي‌کنم! دقت کنيد که تازه همجنس‌گرايي يک انتخاب نيست و زندگي در تهران مي‌تواند با اختيار باشد. يعني استدلال شما حتي دليل موجهي براي انتقاد از يک انتخاب را هم ندارد! حالا اين چطور له يا عليه موضوعي فطري به کار مي‌رود؟ چيزي که جامعه بايد بپذيرد احترام به روش زندگي و ارزش انساني آدم‌هاست. کسي از شما نخواسته همجنس‌گرا باشيد يا در تهران زندگي کنيد يا با محارم خود ارتباط جنسي داشته باشيد!

علي‌جان به قول کفار مطمئنم شما «کتاب رو» در زمينه‌ي چه چيزي طبيعي‌ست و قانون رايج طبيعت چيست ننوشته‌ايد. يعني هر چه مي‌گوييد نظر شخصي شماست. از طرفي دانش روان‌شناسان را سودار مي‌دانيد. خوب با اين مقدار سونظر نسبت به چيزي چطور مي‌توانيد ادعاي قضاوت منطقي کنيد؟ برخورد شما دقيقا نمونه‌ي هوموفوبياست، مي تواند از سرکوب اميال شخصي و ترس و ناآگاهي ريشه ‌گرفته باشد تا ديد منطقي و انتقادي. در ضمن کسي همجني‌گرايي را تنوع‌طلبي ندانسته است، بلکه رفتاري طبيعي به حساب مي‌آيد و لزوما جنبه‌ي جنسي هم ندارد. يعني کسي مي‌تواند همجنس گرا باشد ولي سکس نداشته باشد.

نکته این نیست که آیا همجنس گرایی یک بیماری روانی هست یا نه. در هر صورت تا وقتی همجنس گرایی باعث پایمال شدن حقوق یا محدود شدن آزادی دیگران نمی شود باید به حقوق همجنس گرا ها احترام گذاشت. همانطور که حقوق یک انسان پارانویید برای مثال مورد احترام است. ضمناٌ علی همجنس گرایی حتی اگر هم یک ناهنجاری روانی باشه (که به عقیده اکثر مجامع روانشناسی نیست) انتخاب فرد نیست پس هیچ ارتباطی با تنوع طلبی ندارد. خود تو (به عنوان مثال) نمی تونی از فردا تصمیم بگیری و همجنس گرا بشی مگر واقعاً همجنس گرا باشی ولی این احساست رو سرکوب کرده باشی.

به همه آنهایی که می‌خواهند بدانند همجنسگرایی یک بیماری جنسی است یا یک ترجیح جنسی توصیه می کنم که مصاحبه کاپوچینو با یک سکسولوژیست را حتما بخوانند: http://www.cappuccinomag.com/weekly/001725.html در ضمن از آقای درخشان هم خواهش می‌کنم این لینک را در لینکدونی سردبیر:خودم بگذارند تا در دسترس آنهایی که قسمت نظرها را نمی‌خوانند هم قرارگیرد.

با اينکه در شرايط کنوني طرفدار بوش و جمهوريخواه هام ... اما نظرت در مورد همجنسگرائي تائيد ميشه ...

به نظر من عقیده ات درست نیست.همجنس گرایی مخالف طبیعت اکثریت انسانها و مخالف قانون رایج طبیعت است.کاری به گناه بودن یا نبوئن و از این چیزهاش ندارم.ولی اگر اینطور فکر کنیم که این یک نوع تنوع طلبی بشر هست و نه بیماری بنا بر این میشه این قاعده رو به خیلی چیزهای دیگه هم تعمیم داد و مثلا ادعا کرد سکس با محارم - علاقه به آزردن و آزار دیدن هنگام سکس-علاقه به استفاده از الفاظ رکیک حین سکس-تمایل به سکس با حیوانات و .....ده ها نوع ناهنجاری جنسی دیگه فقط سک واریاسیون از سکسوالیته بشر هست.از کجا میدونین عوامل غیر علمی در انتشار این نوع طبقه بندی های روانشناسی دخالت نکرده؟

نمی دونم چرا اینها که ضد جمهوری اسلامی مینویسند بالاخره یه جایی سوتی رو در می کنن. همون شما به وفاق نظری رسیدی برای دیگران کافیه.

from American Psychological Association web site: Is Homosexuality a Mental Illness or Emotional Problem? No. Psychologists, psychiatrists and other mental health professionals agree that homosexuality is not an illness, mental disorder or an emotional problem. Over 35 years of objective, well-designed scientific research has shown that homosexuality, in and itself,is not associated with mental disorders or emotional or social problems. Homosexuality was once thought to be a mental illness because mental health professionals and society had biased information. In the past the studies of gay, lesbian and bisexual people involved only those in therapy, thus biasing the resulting conclusions. When researchers examined data about these people who were not in therapy, the idea that homosexuality was a mental illness was quickly found to be untrue.

In 1973 the American Psychiatric Association confirmed the importance of the new, better designed research and removed homosexuality from the official manual that lists mental and emotional disorders. Two years later, the American Psychological Association passed a resolution supporting the removal. For more than 25 years, both associations have urged all mental health professionals to help dispel the stigma of mental illness that some people still associate with homosexual orientation.

Link:http://www.apa.org/pubinfo/answers.html#cantherapychange

و در جواب خ: من نمیفهمم چرا سوال سونیا سفسطه است؟ تمایل جنسی به محارم بد است یا خوب؟ غلط است یا درست؟ بالاخره هر کس جوابی برای این قضیه دارد. البته ممکن است بگوییم نمیدانم. البته دلیل ندارد اگر زنای با محارم خوب باشد همجنس گرایی هم لزوما مقبول باشد و یا اگر بد باشد حتما همجنس گرایی هم فعل ناپسندی باشد. به هر حال شما لطفا پاسخ دهید! بدون در نظر گرفتن نیت سونیا یا من! حسین جان من هم همین سوال را دارم... نظرت چیست؟

حسین جان. چند تا جمله تو نوشته‌ات بود که غلط است. یه نظری هم دارم که استنباط شخصی خودمه و ممکنه درست نباشه: ولی قبل از هر چیز بگن که دقیقا من هم همین حرف ها را درباره همسر دیک چنی گفتم. اگر واقعا به نظر شما همجنس گرایی مشکلی ندارد خوب اعلام آن چه ایرادی میتواند داشته باشد... این را که خوب موافقم. و اما: اینکه کسی همجنس گرایی را بیماری بداند یا انحراف بداند یا هر کوفت دیگری اصلا دلیل نیست او هم هموفوبیک باشد! از این کلمه متنفرم راستش! ببین بیا خداییش اینقدر تحت تبلیغات و شستشو مغزی کانادا نباش! هیچ فرقی نمیکنه که جمهوری اسلامی کلمه جهاد در راه خدا و شهادت و آرمان طلبی و هزار چیز دیگر را برای مقاصد خودش استفاده کنه یا سیاست کانادای خراب شده. بابا جان ای آزادیخواه های محترم هر آدمی آزاد است از بعضی چیزها بدش بیاید از بعضی چیزها هم خوشش بیاید. هموفوبی دیگر چه صیغه‌ای است. من خودم پزشک هستم. البته میدانم از سال ۱۹۷۳ همجنس گرایی دیگر بیماری محسوب نمیشود. شخصا در اینباره بهتر است بگویم نمیدانم ولی هیچ بعید نمیدانم که ممکن است یک انحراف یا بیماری باشد... ممکن هم هست نباشد! اینکه اگر من فکر کنم کسی در تمایلات جنسی به فرض انحراف دارد اصلا دلیل ندارد منتج به این شود که من هموفوبیا داشته باشم! ممکن است از همه شما هموفیل ها هم رفتارم با آن آدم بهتر باشد! اما دلیل ندارد ریز و درشت روان طرف را تایید کنم که!‌ یک چیز دیگر که میخواستم بگویم اینکه تقریبا به تایید روانپزشکان مدرن همه مردم دو جنس گرا هستند و به مرور زمان به یک جنس گرایش پیدا میکنند و یا همان دو جنس گرا باقی میمانند. از نظر من (که یک نظر کاملا شخصی است) هنوز این قضیه برایم قانع کننده نیست. من فکر میکنم همه آدم ها میتوانند همجنس گرا باشند. آیا هدایت و تربیت تاثیری ندار؟

It's all election year politics, except this year it's even more vicious and negative. Everything and anything said at this point can and will be used to discredit each other and to stirr up opinions and perceptions by the "undecided voters"! In a country so closely divided and an election that can be won by a few hundred votes, any issue no matter how phoney can decide the outcome. I think Kerry had some sort of outcome in mind when he said what he said but I also think that Cheneys are using this for political gain as well!

در کل موافقم.. فقط در جواب اون کامنت tabarmard : " شدیدا مخالفم که بگیم وظیفه اصلی مطبوعات رسیدگی به درد و دلهای هم جنس بازهاست . " شما که نگران مشکلات کشور هستی... حل مشکلات از همین جاها شروع میشه... قسمت بزرگی از مشکلات ما موقعی حل میشه که بتونیم به حق و حقوق همدیگه احترام بزاریم/و البته به رسمیت بشناسیم... در ضمن...من از کامنت شما اینطوری فهمیدم که شما بیشتر طرز فکرت به جرج بوش میخوره : "ای هموفوبیک های بد عقب مانده ذهنی " هرکه با تو هم عقیده نیست یه هموفوبیک بد عقب مانده ذهنیه!

Look Mr.Hossein ,Kerry is Smart guy and Just shot to Target,Because His Daughter never Deffended Right Wing ,Faschist View of Father,and She is Very Liberal,So Cheny as Strong Neo-Con think her Daughter by Society and T,V ...Became Lesbian ,And Kerry said No Creation from God is that.

Dear Mr. derakhshan I nearly read your blog everyday ,but about this issue I want you to be more realistic,I am wondering to know that there is nothing wrong to be a gay ?? Dear Sir if you are not a religious person please be a freeman. best wishes

اين جور مسايل اساسي! به نظر من نظام اجتماعي و فرهنگ کنوني ما ايرانيان عقده پرور است، يک نشانه آن گرايش افراطي ايرانيان مهاجر به اساسي و خيلي مهم فرض کردن مسايل جنسي است. تو گويي با سخن گفتن از آن چه دردها که درمان شود!

أقا يا خانم m لينك اين حرفتون و اينترنت كجاست ؟ بيماري نبودن همجنسگرايي رو مي گم .

آقا مرسی اون جمله خیلی با مزه بود. کلی خندیدم... اینکه نوشته بودی " بهتر است به صراحت توضیح بدهم که من همجنس‌گرا نیستم، ولی همجنس‌گراها را، به قول امام خمینی، دوست دارم!" بعدشم رفیق، ایران در دموکراسی خیلی چیزهای ابتدایی را هنوز ندارد، حرف زدن از این چیزها هرچند هم که درست باشد، سرعت پیشرفت را بیشتر نمی کند فقط تنشها رو بیشتر می کنه.

بدنیست که برای روشن شدن اذهان عمومی از جمله کامنت "رضا" هم بگی که هموسکسوالیتی از سال 1973 توسط انجمن رونپزشکان امریکا از لیست تشخیص های روانپزشکی حذف شد و از سال 1980 هم از لیست DSM کنار گذاشته شد و دیگر به عنوان یک بیماری تلقی نمی گردد بلکه واریاسیونی از سکسوالیته بشر تلقی میشود

میدونی که اینها چندین تا مشاور دارند و حرف ها و سخنرانی هاشون همه حساب شده است . این حرف کوتاه کری درمورد دختر چنی روی افکار عمومی مردم تحصیلکرده و یا مردم شهرهای بزرگ هیچ تاثیری نداره چون برای اونها این موضوع ها حل شده است . امامخاطب اصلی این جمله افراد خیلی مذهبی و یا مردم شهرهای کوچک هستند. چون معمولا بوش خودش را خیلی مذهبی نشون میده و کری از این نظر در بین مردم مذهبی عقب تر است ( میدونین که جامعه امریکا مذهبی است یعنی اصلا مثل اروپا نیست ) بنابراین این یک جمله برای اون مذهبی های افراطی بود که بدونن که در کمپ بوش هم خیلی مسایل مذهبی نیست . و الا نه اینکه کری بخواد این را مسخره کنه یا اینکه اونها از این قضیه شرمسار باشن چون گوش مردم پر است از این حرف ها . این فقط یک تلنگر بود به اون مخاطب خاص

يك سؤال از شما داشتم حتما" تو وبلاگت به اون جواب بده : از كجا مي گيد كه همجنسگرايي يك بيماري نيست ؟ آيا مدارك و تحقيقات علمي در اين زمينه وجود دارد و آيا اين فقط يك حرف من در آوردي و الكي و غير علمي است ؟ اگه مدركي وجود دارد آدرسشو هم لطفا" ذكر كن

Hosein Jan: Your article did not shcked me at all, because for me who read yor blog evry day and I know your point of view, you are so libral. I like it.

از مطلب امروزت خوشم آمد و باهات صد درصد موافقم. تازگيها نميدانم چطور شده چيزهايی که مينويسی حداقل به مذاق من يکی خوشتر از قبل ميايد حودر جان!

سونيا جان به ضعف منطق خود پي برده‌ايد؟ مي شود به راحتي همه چيز را با موضوع دلخواهي مقايسه کرد. مهم هم‌وزن بودن مقايسه است. نزديکي با محارم با همجنس گرايي فرق بسيار دارد. اولي يک فعل است، دومي يک روش زندگي. چرا دوستان با شنيدن لفظ همجنس‌گرا سريع فکرشان به عمل جنسي مي‌رود؟ آيا به خاطر سرکوب و ترس از اميال دروني‌ست؟

سيناجان سفسطه زياد کرده‌اي. اولا همجنس‌گرا لزوما تمام مدت در حال برقراري روابط جنسي نيست. خود شما اگر با خانمي در زندگي شريک باشيد، آيا از او شبانه‌روز به عنوان وسيله‌اي براي ارضاي شخصي استفاده مي‌کنيد؟ همجنس گراها هم اين‌طور نيستند، اين ها به صورت طبيعي مايل به برقراري رابطه‌ي نزديک با همجنس خود هستند. مي توانند رابطه‌ي کاملا معقولي با جنس مخالف هم داشته باشند، اما شراکت با همجنس را ترجيح مي‌دهند. طبيعي‌ست که شما اين تمايل را درک نمي‌کنيد، چون همجنس گرا نيستيد. ولي اين به معناي غيرطبيعي بودن يا تنها هوس بودن اين رفتار نيست. واقعا شما از چه تجربه ‌اي پي به اين موارد برده‌ايد؟ همجنس‌گرايي رفتاري نورمال بدون ضرر براي ديگران است. آن وقت شما مي‌آييد و اين را با بچه‌بازي و آدم‌کشي مقايسه مي‌کنيد؟ واقعا بي‌انصافيست.

حسین جان تو رو بخدا یک کمی هم آبرو برای بعد از انتخابات بذار. :اری نکن که اگر بوش دوباره انتخاب شد مجبور شی چند وقت با نور پایین حرکت کنی. خداوکیلی وقتی هم قبول شد دیگه فحش و بد و بیرا به امریکاییها نگو.قبول کن که اونها دنیا را با ایده ها و افکار ما نگاه نمیکنند.

اصولا مشکل شما اینه که حد وسط برات تعریف نشده . یه چیزی یا خوب خوبه یا بد بد . وقتی یک چیزی خوب شد دیگه هر کاری کرد خوب محسوب میشه . من فکر میکنم که شاکی شدن ملت بیشتر به خاطر دخالت دادن مسائل بی ربط در سیاست باشه . نکته دیگه ای هم که وجود داره اینه که شما طرز تفکرت خیلی شبیه جرج بوشه . یعنی