نمیفهمم که چرا اینقدر ملت از اینکه جان کری در مناظره گفته دختر چینی لزبین است ناراحت شدهاند. چون نه دروغ گفته و نه اطلاع محرمانهای را فاش کرده. در نتیجه ناراحت شدن زن چینی و اینکه گفته این یک Cheap Shot یا عمل سخیف از جانب کری بوده است و او با این کارش حیطهی خصوصی دخترشان را نقض کرده است، فقط نشان میدهد که او ته دلش از همجنسگرا بودن دخترش ناراحت و این را نقطه ضعفی میداند که کسی نباید دربارهاش آشکارا حرف بزند.
ولی اگر هموفوبیک نباشید و همجنسگرایی را بیماری یا انحراف ندانید (متاسفانه بیشتر آدمهای مذهبی چه مسیحی و مسلمان یا یهودی، هر چقدر هم تحصیلات داشته باشند، این عقیده را دارند) هیچ دلیلی برای شرمساری از صحبت علنی دربارهی همجنسگرا بودن بچه، دوست یا فامیلتان نمیبینید. برای یک آدم غیر هوموفوبیک، صحبت کردن دربارهی لزبین بودن دخترش مثل این است که دربارهی دخترباز بودن پسرش صحبت کنند.
البته بگویم که به نظر خیلیها، مثلا نیویورک تایمز، این مساله بهانهای به دست بوش و طرفدرانش داده تا شکست بزرگ بوش را در پایان مناظرهها و وضع خراب داخلی و خارجی آمریکا را زیر این بحث احساساتی بپوشانند. این حرامزادهها متخصص منحرف کردن ذهن مردم سادهی آمریکا از مسایل اساسی به مسایل فردی و کماهمیت هستند. بلایی که سر کلیتتون آوردند یادتان بیاید.
در ضمن حالا که صبحتش پیشآمده، چون میدانم آدمهای عقدهای مریض کامنت خواهند گذاشت که «دیدی گفتیم که خودت هم کونی هستی» بهتر است به صراحت توضیح بدهم که من همجنسگرا نیستم، ولی همجنسگراها را، به قول امام خمینی، دوست دارم!
ولی از شوخی گذشته، من همجنسگرایی را به هیچ وجه یک بیماری یا انحراف اخلاقی نمیدانم و برای آدمهای همجنسگرا دقیقا همان احترام و حقوقی را قایلم که برای آدمهای غیرهمجنسگرا قايلم. (میدانم چقدر گفتن این حرف در شرایط سیاسی ایران خطرناک است، ولی گور بابای سیاست و ملاحظات سیاسی! اگر من به فکر این جور حساب و کتابها بودم اصلا وبلاگ نمینوشتم.)
فکر هم میکنم که این یک مسالهی کلیدی در آيندهی ایران است اگر میخواهد به سمت دموکراسی، حقوق بشر و آزادی بیان وسبک زندگی برود. برای همین، حالا که رسانههای ایرانی از وظایف اصلی خود دور افتادهاند، ما باید جورشان را بکشیم و دربارهی این جور مساییل اساسی در اینترنت حرف بزنیم و تبادل نظر کنیم تا بالاخره شاید در درازمدت به جور وفاق فکری برسیم.