برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
  • بخش جدیدی در اخبار بی.بی.سی

    خبرهای مرتبط را از سایت‌های دیگر نشان می‌دهد. این لامذهب‌ها با همه‌ی محافظه‌کاری حرفه‌ای‌شان در استفاده از تکنولوژی‌های جدید از همه جل

  • آخر گاف روزنامه‌نگاری

    گزارشگر دودره‌ی کیهان نمایشگاه هنری را به جای سند اثبات قرآن قالب کرده به آقایان. (از طریق کاوه)

  • ایرانیان دات کام پوست انداخت

    تبریک به جهانشاه که بالاخره ظاهرا رضایت داده به استفاده از یک سیستم کنترل محتوا. هرچند که قیافه‌ی سایتش و بخصوص لوگوی آن خیلی بد است. لوگوی ق

Excerpt: In an extraordinary letter, Ayatollah Montazeri has lashed Khatami for his lack of resistance and determination to stand by his beliefs.

هر چقدر از حرف مسخره‌ی خاتمی درباره‌ی آمادگی‌اش برای استعفا بخاطر حادثه‌ی پاکدشت عصبانی شدم، از خواندن نامه‌ی منتظری به خاتمی خوشم آمد. (البته هنوز کمی شک دارم که واقعا این نامه از منتظری باشد، ولی فعلا فرض می‌کنیم که هست.)

خاتمی اگر خیلی دلش می‌خواهد ادای آدم‌های بامسوولیت را دربیاورد، می‌بایست موقعی که در وزارت کشورش مجبور به اجرای انتخابات قلابی مجلس هفتم شد باید استعفا می‌داد، بخصوص که شخصا خودش را در آن درگیر کرده بود و پیش خامنه‌ای رفته بود و بحث کرده بود و اینها. حالا آن وقت برای یک جنایت که کمترین جنبه‌ی سیاسی را دارد و چند لایه هم از مسوولیت خاتمی دور است، برای ما ادای خارجی‌ها را در می‌آورد. نمی‌دانم چه بلایی سر خاتمی آمده است. کاش بک نفر بزرگ‌تر بود و به او نهیب می‌زد و از این حالت «من خدای ارامش و میانه‌روی و گفتگو و صلح‌ام» درش می‌آورد.

جواب منتظری به نامه‌ی بی‌محتوا، طولانی و خودپسندانه‌ی او «برای فردا» (از این خودپسندانه‌تر می‌شود که آدم فکر کند آن‌قدر فلسفه‌ی زفتارش عمیق و پیچیده است که تنها مردم آینده اهمیت آن را درک می‌کنند) امیداورم که نقش این نهیب را برای او بازی کند. بخصوص آنجایی که مختصر و مفید و صرح می‌نویسد:

در وجود فرهنگ استبدادزدگي بحثي و اختلافي نيست، اما سخن اين است که چرا ما در عمل ، به اين فرهنگ مشروعيت مي دهيم؟ چرا در عمل تسليم خواسته هاي متوليان اين فرهنگ شديم؟ و چرا به جاي اينکه با توکل به خداي متعال و اعتماد به نفس تسليم رضاي خدا و خواسته هاي مردم شويم ، در هر فرصتي که پيش آمد سرانجام راضي نمودن متوليان فرهنگ استبدادزدگي را ترجيح داديم؟ بديهي است در چنين فضائي استبداد به خود مشروعيت قانوني مي دهد و به دنبال آن خواسته هاي ناشي از استبدادزگي شکل قانوني به خود مي گيرد و قهرا زور و خشونت نيز عملا قانوني مي گردد. انسان اگر – فرضا – در برابر قدرتها توان مقاومت نداشته باشد انتظار مي رود حد اقل توجيه گر و مجري مظالم و کارهاي خلاف آنان نباشد و يا با سکوت خود روي آنها صحه نگذارد.

و پایین‌تر ادامه می‌دهد:

در شرائطي که جناح مخالف اصلاحات به کار شکني و سنگ اندازي خود ادامه مي داد ، حداقل چيزي که مردم از آقاي خاتمي انتظار داشتند اين بود که صريحا با مردم صحبت کند و عذر خود را به مردم بگويد و از مردم بخواهد عذر او را پذيرفته و آبرومندانه کنار رود. کنار رفتن آبرومندانه مستلزم و يا به معناي معارضه با حاکميت نمي باشد، بلکه قطعي ترين پي آمد و اثر آن ، حفظ حيثيت و جاذبه جريان اصلاحات و شخص ايشان بود ، و قهرا ايشان مي توانست در آينده منشأ تحول و تداوم راه اصلاحات باشد.

اما در پيش گرفتن سياست دو پهلو حرف زدن و در عمل ، جناح اقتدارگرا را راضي نمودن و حقيقت را قرباني مصلحت کردن و عدالت را در موارد گوناگون و نسبت به افراد زيادي قرباني مظالم تحميلي و ناخواسته نمودن ، عاقبتي جز همين وضعيت که پيش آمده است ندارد.

آدم نامه را که می‌خواند می‌بیند خامنه‌ای حق داشته از این مرد صریح و نترس و روشن تا این اندازه بترسد. هنوز هم بزرگترین نیروی فکری و سیاسی‌ای که خامنه‌ای را از جنس خودش یعنی روحانیت و مرجعیت شیعه تهدید می‌کند منتظری است و هم او است که می‌تواند وارد گفتگویی علنی با خامنه‌ای بر سر آينده‌ی ایران شود. چیزی که به نظر من از نان شب برای ایران واجب‌تر است و به زودی بیشتر راجع به آن خواهم نوشت، حتی با این وضع بد بی‌عینکی.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«یک پزشک»
«خورشید خانوم»
«عرب عصبانی»
«تبعیدی عصبانی»
«گناهکار»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«حاجی واشنگتن»
«آق بهمن»
«دستنوشته‌ها»
«نانا»
«ناهید رکسان»
«خوابگرد»
«حسین نوش‌آذر»
«مهستی شاهرخی»
«مارسی نیومن»
«ملکوت»
«فوکو بلاگ»
«جواد کاشی»
«خیاط باشی»
«دوشیزه شین»
«دادابیس»
«امیرحسین ثابتی»
«هادی خرسندی»
«نگاه نو»
«نگاه نو»
«ف.م.سخن»
«بی‌بی‌گل»
«حسام‌الدین آشنا»
«حقوق‌دان پاریسی»
«پاسداران»
«آچار فرانسه»
«یک فتحی»
«لیلی نیکونظر»
«گردباد»
«بی اجازه کوچیکترا نه»
«زهرا»
«رزانیات»
«سوگلی ریچارد پرل»
«کمال»
«عبدالقادر بلوچ»
«مریم ابریشم‌کار»
«میرزا پیکوفسکی»
«سینا دیلی»
«سیبستان»
«فانتازیا»
«راهرو»
«ایمیان»
«یادداشت‌هایی از کابل»
مازوخیسم محاسباتی
کلنگ کمونیست کارگری
زيتون
دوم دام
زیتون پرورده
آزادنويس
اکبر منتجبی
رویای آريایی
مسعود ده‌نمکی
بلوط
۳۵ درجه
غلاف تمام فلزی
پیاده رو
فروغ
آی‌تی.ايران
حمید مافی
کریم ارغنده‌پور
از پشت یک سوم
کتابلاگ
روزنامه‌نگار ممسلمان
خاکریزیسم
سولوژن
ایران‌شهر
ایرانی طعنه‌آمیز
طاها بذری
علیرضا شیرازی
احمد جلالی
توکا نیستانی
جمال
مونتاژ انتقادی
خسرو نقیبی
تادانه
حامد قدوسی
مسعود بهنود
روزنه
امنزیاک
آهستان
موج
مرتضی نگاهی
آن سوی دیوار
نسل خمینی
نگارک‌ها
پویان و سیما
ارزیابی‌های شتابزده
من راه نشین
هوشنگ دودانی
بامدادی
کیبرد آزاد
امور ایران
پویان طباطبایی
پاگرد
لات‌لند
سلمان
ddmmyyyy
نازخاتون
شکرخواه
مهدی یوسفی
بابک داد
شب پیشگویی
خانوم حنا
مریم مومنی
آزاده عصاران
محمد نوری‌زاد
نوک‌تیز
مریم اينا
میرزا
دلبستگی
یک وحید
روزها
انتخاب زنان
سبیل طلا
آشپزباشی
ابراهیم اسکافی
مشکات
خبرنگار مسلمان
شرح
۴ دیواری
آدم و حوا
مسیح علی‌نژاد
مهدی محمدی
فریادناممه
حسین رنجبران
محمود فرجامی
سجاد صفارهرندی
فانونایت
شهرزاد
فلیسوف مآب رمانتیک
کامپیتور و ارتباطات
نوه‌ی غلامرضا تختی
مهدی اسماعیلی
هنوز
نیما دارابی
زمستان است
خط قرمز
شب‌نامه‌ها
گل‌آرا حمزه
چرک‌نویس
غربتستان
تبرمرد
کوروش علیانی
محبوبه حسین‌زاده
افسون فسرده
احسان
منبر دات نت
بسیج جهانی
نگفتنی‌ها
هادی نیلی
انتخاب انسانی
خرچنگ زاده
یک استکاان چای داغ
نقیز
شنا در شنزار
مرد تنها
مرصاد امروز
وب‌نگاشت
مرصاد
شاخ به شاخ
سمیرا سامانی
مجید تفرشی
بازیگر آماتور
آرش صالحی
شبنم طلوعی
صفا در ال.ای
آرش غفوری
نیکی اخوان
عباس معروفی
سهند شمس
بیروت ریپورت
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
کافه ناصری
مطالعات فرهنگی رادیکال
لوبيا
سایه
جمهور
جواد روح
ضدمورچه
پسر فهمیده
کشکول جوانی
حمید کریمیان
لگوماهی
حسین پاکدل
جوانفکر
حنیف مزروعی
پژمان نوزاد
نسرین افضلی
سهیل کریمی
امید معماریان
اسماعیل نیوز
فرنگوپولیس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
هپلی
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
فواد صادقی
نظرات ديگران

منتظری تنها کسی است که میتواند با اعتراف به اشتباه خود در تحمیل و تاسیس نظام ولایت فقیه اعتباری را که خود او به آن داده پس بگیرد و یقینا اعتبار خود را باز یابد. امیدوارم قبل از مرگش این کار را بکند و از مردم حلالیت بطلبد.

علاوه بر این نامه، محسن کدیور هم در تحصن اعتراض آمیز نویسندگان از خاتمی به دلیل اظهار آمادگی اش برای استعفاء در حادثه پاکدشت به خوبی انتقاد کرده است. درجواب نظر برخی از دوستان از جمله آقای فرزان، باید بگویم که نظرات و عملکردهای افراد را مورد قضاوت قرار دهید، نه خود آنها را. آقای فرزان، سعی کنید در قضاوتهایتان از منابع رسمی و اطلاعات موثق تاریخی و سیاسی استفاده کنید. اگر از کسی انتقاد یا طرفداری می‌کنید، برای این کار دلیل بیاورید.

دوست عزيز اگه منتظري به رهبري مي‌رسيد مطمئن باش اوضاع صد بار بدتر بود جريان مهدي هاشمي رو که يادت نرفته و يا گندي که پسرش محمد زد. منتظري آدم بسيار ساده‌اي هستش که ديگران ازش بشدت سوءاستفاده مي‌کنند.

حسین با شما موافقم. اگر امیدی به پس نشاندن اقتدارگرایان و حتی ذره ای امید به نجات این نظام (به گونه ای) در10-15 سال آینده باشد، همان دخالت روحانیون خوشفکر و واقع بین خواهد بود. در واقع مسله حیات و بقای روحانیت شیعه مطرح است! بخصوص با تحولاتی که در عراق شاهد آنیم که روند خروج مرجعیت مستقر در عراق از سیاست را رقم میزند! پس اگر خود حوزه و روحانیت مداخله نکنند و لجام گسیختگی این خشک مغزان (به قول بهنود) را فرو ننشانند، عواقبی فراتر از سقوط نظام قابل تصور است. آنچه مسلم است وقتی نسل دبیرستانی فعلی به سن 30 و 40 سالگی برسد، پایگاه مردمی برای روحانیت نخواهد بود و روحانیت میماند و درو کردن کاشته های خامنه ای و جنتی و امثالهم...

اگر واقعا این نامه از خود منتظری باشه، می شه گفت منحصر به فرد ترین مرجعه. من شخصا بعید می دونم.

مگر نه این است که دموکراسی یعنی به گونه ای تقدس دادن به مردم. با تجربه ی شخصی ام صراحت می گویم فردی که به چیزی دیگری تقدس می دهد نمی تواند در عمل پایبند به دموکراسی باشد. پایین نامه ی منتظری را بنگر و صفتی که وی برای یک شهر استفاده نموده است

حسين علي آقا جان بابا اينقد کنس بازي درنيار آخه! يه عينک بخر ديگه. ما تو اين سرمايه سياهه زمستون بدون تو و وبلاگت چيکار کنيم آخه؟! نه ولي از شوخي گذشته منتظري يه چيزه ديگش. سگش ميرزه به تمامه اون بهنود و نيک و نبوي و راشدان که دمشونو گذاشتن لاي پاشونو چهار دست و پا در رفتن. خداييش اينو پاک نکونيا که حسابي ازت دلخور ميشم. اون موقم که امام زنده بود تنها کسي بود که نظر مخالف مي داد. کجا بودن اين آقايونه اصلاح طلب شما اون موقع؟؟ من بهت ميگم: داشتن جيباشونو پر ميکردن. بعد گفتن اي داد بيداد چي شد؟‌ بزار بريم تو اين دسته (اصلاح طلبا مثلا!!!) سينه بزنيم. الان موقعيت اينطور ايجاب ميکنه! ها اينطور نبود؟ بعد که رفتن تو مجلس اولين کاري که کردن حقوقشونو از ۶۰۰۰۰۰ تومن در ماه کردن ۱۲۰۰۰۰۰ تومن. اصلاح طلبي از اين بهتر؟؟!‌ الانم که ۵۳٪ مردم زير خط فقر زندگي مي کنن اونا کجان؟!‌ اينجا کرتين که زودتر از موعدش استفا داد و جاشو داد به مارتين ماشين و دم و دستگاه و همه چيزو هم پس داد به دولت و رفت سر خونه و زندگي خودش. حالا نه اينکه وضش بد باشه ولي اموال عمومي رو که از ماليات مردم خريداري شده براي دولت ديگه استفاده نمي کنه.

یادمون نره که ولایت فقیه را منتظری توی کاسه حکومت گذاشت در پیش نویس قانون اساسی اسمی از ولایت فقیه نبود و به اصرار منتظری در قانون اساسی گنجانده شد .