پیک ایران آنقدر تا حالا خبرهای اغراقآمیز و حتی دروغ منتشر کرده است که آدم نمیتواند به سادگی هیچ حرفش را باور کند، مگر اینکه از منبعی معتبر تایید شود.
مثلا کسی راجع به دستگیری این چند نفر جدید که پیک ایران گفته وبلاگ داشتهاند خبری ندارد؟ اگر چییز میدانید حتما بنویسید. چون به نظر میرسد بعضیها تازگی هرکس را که دستگیر میشود میگویند وبلاگنویس بوده. ولی فرق است بین کسی که بخاطر نوشتههایش دستگیر شده و کسی که از تصادف وبلاگ هم داشته، درست همانطور که ایمیل هم شاید داشته باشد و همینطور اکانت اورکات.
در ضمن اینکه رادیو فردا بدون اطمینان از درستی خبرها، با عجله آنها را منتشر میکند، از اعتبارش کم میکند. مثلا گزارش کیوان اصلا نشان نمیدهد که مجتبی سمیعی نژاد اصولا کیست و چرا دستگیر شده است. در واقع بدون هیچ دلیل روزنامهنگارپسندی فرض کرده که او بخاطر وبلاگش دستگیر شده. چرا کسی که وبلاگش روزی ده تا خواننده هم ندارد باید بخاطر آن دستگیر شود. مساله چیز دیگری است. شما که ایران هستید بگویید مساله چیست.
تازه:
- کیوان حسینی که در نوشتهی بالا به گزارش او هم اشاره کرده بودم، برایم پاسخی فرستاده است که عینا در پایین میآورمش:
حسين عزيز
در پاسخ به آنچه که درباره راديو فردا منتشر کرده اي ،
نخست : راديو فردا ، مانند بسياري از رسانه ها از قاعده اي دروني براي انتشار اخبار سود مي برد . قاعده راديو فردا اين است : خبر بايد حتما از دو منبع خبري مستقل و موثق تاييد شود . حتما مي داني که سايت « پيک ايران » يک رسانه توليدکننده خبر نيست ، پس هيچ گاه به عنوان يک منبع معتبر هم لحاظ نخواهد شد . اما اين موضوع مانع از پيگيري برخي خبرها که اين سايت به نقل از اي ميلهاي خوانندگانش منتشر مي کند ، نيست . به عنوان نمونه ! در جريان اعدام دختري شانزده ساله در نکا ، راديو فردا با پيگيري خبرهاي تاييد نشده ، گزارشي موثق و دقيق در اين باره منتشر ساخت که با بازتاب معقولي هم همراه بود . تو در آن زمان نيز با تکيه بر خبرهاي رسمي جمهوري اسلامي آن خبر را زير سوال بردي اما آن خبر بعد از اينکه خانواده آن دختر از سايه وحشت ناشي از اعدام بيرون آمدند و حاضر شدند با ذکر نامشان با رسانه ها مصاحبه کنند تاييد شد . خبر بازداشتهاي اخير نيز از اين قاعده مستثني نبوده اند .
دوم : در باب ذکر منبع خبر ، فارغ از مناقشات حرفه اي ، معذوريتهاي ويژه کار براي کشوري چون ايران نيز مي بايد همواره مدنظر باشد . درباره خبر دستگيري مجتبي سميعي نژاد و ارتباط اين شخص با پرونده وبلاگ نويسان ، منبع نخست من اظهارات پدرش در گفت و گو با خبرگزاري ايسنا بود و از ذکر منبع ديگرم هم معذورم . ضمن اينکه در زمان نوشته شدن اين گزارش نزديک به چهارصد تن از وبلاگ نويسان ايراني ، در نامه اي به کميسيون حقوق بشر سازمان ملل به بازداشت آقاي سميعي نزاد اعتراض کرده بودند و در متن نامه آنها نيز بر وبلاگ نويس بودن اين شخص تاکيد شده بود .
سوم : مجتبي سميعي نژاد ، نويسنده داستان کوتاه و ناشري مقيم تهران است . از تو انتظاري نيست که همه نويسنده ها و ناشران ايراني را بشناسي ، اما اگر تو کسي را نشناسي به معناي بي اهميت بودن آن شخص نيست . حتي اين به معناي گمنامي آن شخص هم نيست .
چهارم : در گزارش من از مجتبي سميعي نژاد به عنوان وبلاگ نويس در پاراگراف نخست ياد شده . در پاراگراف چهارم هم آمده است : « در ارتباط با بازداشت مجتبي سميعي نژاد که مجموعه اي از داستانهاي کوتاه او اخيرا منتشر شده بود ... » . اين جمله يعني که مجتبي سميعي نژاد ، نويسنده داستان کوتاه است و کتاب داستانهاي کوتاه او اخيرا در تهران منتشر شده است . اين يعني اينکه او اصولا کيست .
پنجم : اتهام دقيق هيچ کدام از بازداشت شدگان تا امروز اعلام نشده . در آنچه که سحنگوي قوه قضاييه از آن به عنوان پرونده وبلاگ نويسان نام مي برد ، گفته شد مشکلات امنيتي و مشکلات اخلاقي . نمي دانم با استناد به کدام منبع از حالا و پيش از دادگاه اين افراد قضاوت مي کني که اين مشکلات به چه معناست و به خاطر کدام فعاليت بازداشت شدگان ذکر شده . وبلاگ نويسي ؟ ارتباط جنسي بدون ثبت ازدواج ؟ يا مثلا رفتن به پارتي ؟ همه اين مسايل در دادگاههاي جمهوري اسلامي جرم است و افراد با همين اتهامات هر روزه محاکمه و مجازات مي شوند .
و ششم : از علاقه ات به راديو فردا و دقتت در پيگيري خبرها و گزارشهايش ممنونم .
کيوان حسيني - پراگ