درست روز قبل از انتخابات آمریکا، نیویورکتایمز که از چندی پیش رسما به عنوان روزنامهی سند آمریکا انتخاب شده است و بیشترین اعتبار را در رسانههای چاپی آنجا دارد، در یک سرمقالهی تاریخی وبلاگها را به رسمیت شناخت و نوشت که وبلاگ در انتخابات ۲۰۰۴ انقلابی بر پا کرد و بقیهی سرمقاله را به نقل قول از چند وبلاگ پرخوانندهی سیاسی آمریکا پرداخت.
حالا انتخابات ایران هم دارد نزدیک میشود و من در تعجبم که چرا کسی به فکر استفاده از نفوذ و تاثیر وبلاگها دراین باره نیست. چرا هیچکدام از نامزدهای احتمالی انتخاباتی وبلاگ ندارند تا از آن به عنوان یک تریبون رسمی و همیشه در دسترس استفاده کنند؟ چرا صاحبنظران و ناظران سیاسی وبلاگ ندارند تا در آن، بدون منت کشیدن سردبیرهای روزنامههای چاپی و سانسورهای آنها، با ریسک شخصی خودشان، دربارهی مسایل پیرامون انتخابات نظر بدهند و بحث کنند؟ چرا روزنامهها برای پوشش اخبار انتخابات بخشهای ويژه یا وبلاگهای ويزه درست نمیکنند تا خوانندههای بیشتری به دست بیاورند و بتوانند بطور ۲۴ ساعته این خبرها را پوشش بدهند؟
حدود هشتاد هزار وبلاگ فارسی در اینترنت هست که اگر هر کدام تنها بطور متوسط ده بیننده در روز داشته باشند، تعداد کل خوانندگانشان به هشت میلیون هشتصدهزار نفر در روز میرسد که چند برابر پرخوانندهترین روزنامههای ایرانی است. این شبکهی بزرگ بیمرکز با این همه خواننده آرزوی هر سیاسیتمدار و صاحبنظر است؛ اولی برای برای اینکه بتواند ایدههایش را به گوش مردم برساند و دومی برای اینکه بتواند ایدههایش را به حیطهی عمومی بکشاند و بر روند سیاسی تاثیر بگذارد.