کامنتهای صبحانه به گند کشیده شده بود: متنهای پینگلیش، لینکهای بیربط و خودتبلیغی، فحش و فحشکاریهای بیمحتوا، و... نرمافزار گردانندهاش هم این امکان را که فقط اعضا بتوانند نظر بدهند فعلا ندارد. بنابراین تنها چاره آن است که یکی دو نفر بطور ۲۴ ساعته بنشینند پای آن و هر وقت کامنتی بر خلاف آییننامهی صبحانه آمد پاکش کنند.وقتی پولی در کار نیست، چطور میشود از کسی خواست که داوطلبانه زندگی خودش را پای صبحانه بگذارد؟ کنترل خود همین مطالب صبحانه وقت من و یک نفر دیگر را روزی چند ساعت میگیرد، چه برسد به اینکه کامنتها هم اضافه شوند. پس فعلا مجبور شدم بطور موقت کامنتهای صبحانه ببندم.
میدانم نظرهای مردم دربارهی لینکها صبحانه خیلی به آن اضافه میکنند و در واقع نوعی ارزشگذاری آن لینک حساب میشوند. ولی چه کنم. وقت نیست، پول نیست، نرمافزار صبحانه هم آنقدر منعطف نیست که هر کاری در آن بشود کرد. پس کمی صبرکنید تا ببینم کسی را میتوانم برای نظارت بر کامنتها پیدا کنم یا نه.
من دیکتاتور نیستم، این را از محتوای کامنتهای صبحانه و حتی همین وبلاگ میشود فهمید. اما قواعدی برای این کامنتها دارم که هیچ ربطی هم به موضع سیاسیام ندارند: پینگلیش ممنوع، تبلیغ خود ممنوع، مطلب بیربط به موضوع ممنوع، فحشکاری بیمحتوا و بیربط ممنوع. (فحشکار اگر محتوا داشته باشد، یعنی بجز فحش عقیده یا استدلالی پشت آن باشد، قابل تحمل است.) اینها آیینهای من هستند برای کنترل نظرات این وبلاگ و صبحانه که در هر دو جا هم نوشتمشان. هدفشان هم فقط آسانتر شدن رابطهی فکری بین خوانندهها و وبسایت است، نه چیز دیگر.
در وبلاگ خودم هم گاهی وقت نمیشود کامنتها را به موقع تایید کنم و بعضیها فکر میکنند نظرشان را سانسور کردهام. بابا من یک آدمم و هزارتا کار دارم. گاهی نمیتوامن به موقع به همهشان برسم. اینقدر بیانصاف نباشد.