بهتر است قبل از اینکه به آمریکا بروم پروژههایی را که مدتهاست دربارهشان فکر میکنم و در وبلاگانگلیسیام هم دربارهشان نوشتم اینجا بیاورم که بعدا آدمهای شریعتمداریزده حرف درنیاورند که فلانی رفته آمریکا و از سیا ماموریت گرفته تا این کارها را انجام بدهد و بر ضد امنیت ملی تلاش کند. من صد بارگفتم که با تغییر رژیم اسلامی ایران از بیرون، با همهی ظلم و استبداد و فسادش مخالفم. دلیلش را هم قبلا توضیح دادهام و باز هم فرصت پیش بیاید توضیح خواهم داد.
پس بگویم که تصمیم دارم یک جور سازمان فرهنگی جمع و جور بنیان بگذارم تا بتوانم پروژهای خودم و پروژههای پیشنهادی احتمالی را به شکل مر تبتری در قالب آن انجام دهم و نیز راحتتر بتوانم برای انجامشان پول جمع کنم. اسم آن را فعلا نمیدانم چه بگذارم و هدفش را هم فعلا ترویج صلح و دموکراسی در ایران از راه اینترنت در نظر گرفتهام که حالا باید سر فرصت بیشتری آن را بهینه کنم. این اسم بر میگردد به ستونی که با اشاره به فیلم مشهور آلفرد هیچکاک در روزنامهی حیات نو به اسم پنجرهای رو به حیاط مینوشنم. (این گوگل مثل اینکه خیلی به هنگامه شهیدی علاقه دارد!)
خلاصه از الان گفته باشم که برایم حرف در نیاورند. چرا این حزبالهیها نمیخواهند باور کنید که با تکنولوژیهای جدید و کمی خلاقیت، دست تنها میشود کلی کار انجام داد.