اول از همه اینکه بهترین جوابی که به حرفهای تازهی خاتمی میشود داد این است که: برو بابا! بعد اگر جرات داشت و پرسید که «چرا بروم بابا» میةواند بقیهی این مطلب را بخواند:
(گروهی از اصلاح طلبان) رفتاری کردند که زمينه را برای سختگيری نيروهای متعصب شديدتر کرد و متأسفانه پايگاه خود را در ميان اکثريت متدينين مردم از دست دادند. امروز متأسفانه در اردوگاه اصلاحطلبان صداهايی میشنويم که دشمنان اين ملک و ملت آن را بيان میکنند.
آقای خاتمی. چرا نمیخواهی قبول کنی که بزرگترین دلیل شکست جنبش اصلاحطلبی خود تو بودی و بس که هرگز نخواستی بفهمی که نمایندهی مردمی در قدرت، نه نمایندهی مجمع روحانیون مبارز. خودت بشمار که چند بار پشت دانشجویان، روزنامهنگاران، زنان و آخر سر هم نزدیکترین نمایندگان اصلاحطلب به خودت را با بیمسولیتی تمام خالی کردی و هر چه امید به تغییر بود در تکتک ما سوزاندی و بعد هم آن را به آسانی توجیه کردی. بزرگترین دلیل ناامیدی مردم از جنبش اصلاحطلبی، سستی، بیتصمیمی و خودمحوری خود شماست که همه را تندرو و دور از حقیقت میدانی جز خودت.
کمی به دور و برت نگاه کن. واقعا عقیده داری هزاران هزار نفری که زندگیشان را در این هفت سال بخاطر وعدههای تو تباه کردند، اشتباه کردهاند و تند رفتهاند و شایستهی هر چه سرشان آمده بودهاند و فقط تو بودی که اشتباه نکردهای و تند نرفتی و به حقیقت پایدار بودی؟ نگاه کن ببین هفت سال پیش چه کسانی طرفداریات را میکردند و امروز چه کسانی. همین برای اینکه ببینی چقدر به واقعیت جامعهی ایران نزدیکی کافی است.
بیدار کردن آدمی که جرات ندارد برای امروز نامه بنویسد و و حس میکند از آنهایی است که فقط فرداییان قدرش را میدانند خیلی سخت است، ولی غیر ممکن نیست. هرچند که خیلی دیر است.