من که آخر نفهمیدم این ماجرای دال-سین چی بود. همه میگویند منظور نبوی داریوش سجادی بوده و یادداشت طعنهآمیز خود نبوی هم باز روشن نمیکند بالاخره منظورش حاج آقای سجادی بوده یا حاج آقای دیگری (داوود سلیمانی؟ کسی نوشتهی او را دارد؟). این جور مبهمگویی را دیگر از نبوی انتظار نداشتم. یا نباید آن دال-سین را مینوشت یا باید آن را بیتعارف و روشن مینوشت.
من هم این را خودم نمیدانستم تا اینکه کامنتهای مردم را دیدم و چون سابقهی سجادی را هم کم و بیش از روزنامهی ایران نیوز داشتم و با طرز فکر و نوشتههایش هم آشنا بودم، فکر کردم باید خود او باشد. این بود که رفتم و مطلبی از سجادی را که در آن به نبوی، بعد از زندان، تاخته بود پیدا کردم و در صبحانه لینک دادم.
بعد نبوی برایم ایمیل زد و جوابی فرستاد و گفت که در صبحانه بگذار. ولی راستش در صبحانه جواب نمیشود گذاشت، فقط میشود لینک داد به جایی غیر از وبلاگ. از آنجایی که دومدام نبوی هم وبلاگ است، نمیتوانستم جواب او را جایی بگذارم. (ولی حالا به عنوان آگهی ویژه میگذارمش که اگر حقی از سجادی ضایع شده، جبران شود.) بهرحال مثا لینکه این وسط فقط من بدبخت قربانی ابهام نوشتار نبوی شدم.
از همهی اینها بگذریم، خوشحالم که آقای سجادی فحشی بدتر از «جوان نامتعارف» پیدا نکرده است که به من بدهد. البته نمیدانم کدام بخشش را فحش میداند، ولی هر دوی اینها از «داریوش سجادی» بودن خیلی بهتر است.