شام کامل و رسمی خوردن (پیشغذا و شراب و سوپ و سالاد و غذای اصلی و دسر) همین است دیگر، آدم بعدش نمیتواند بخوابد. ساعت چهار صبح بیدار شدم و تا الان داشتم به ایمیلها و دیگر کارهای روزمره میرسیدم. حالا باید بروم ریشم را بزنم، دوش بگیرم، یک دستشوی مفصل بروم و لباس کمی رسمیتری بپوشم و بروم پایین برای خوردن صبحانه و بعد هم شرکت در اولین پانل امروز که دربارهی مفهوم شهروندی در دنیا بخاطر اینترنت است.
خلاصه اینکه خیلی آدم را تحویل میگیرند و همه هم خیلی ایران دوست هستند و آدم یک حس باحال وطنپرستی و غرور ملی بهش دست میدهد. بقول کنت پولاک شاید تنها دو کشور دنیا خود را مرکز جهان میبینند: آمریکا و ایران. یک جورهایی راست میگوید. آمریکا را هم نمیدانم چرا، ولی ایران را میدانم: بالاخره یک چیزی از امپراطوری ایران در وجود همهی ما مانده است و باعث میشود حتی اگر خامنهای یا خمینی باشید و اسلام، اسلام بکنید، هرگز آبتان با مسلمانهای واقعی دنیا (شیعه یک ورژن ایرانی از اسلام است که اصلا عربها اسلام حسابش نمیکنند.) توی یک جوب نرود و همیشه بخواهید رهبر همه باشید.
راستی، فیلم کنفرانس را اگر خواستید میتوانید بطور زنده ببینید.