خیلی خوب بود. از دو سال پیش که در وین حرف زدم به طرز محسوسی بهتر بودم و محتوای حرفم هم بیشتر بود. مردم مثل اینکه این سه تمثیل وبلاگ به پنجره، پل، و کافه را دوست داشتهاند. البته راستش را بخواهید تا همان اول جلسه نمیدانستم که قرار چیزی ارایه کنم. فکر میکردم اداره کننده همان سوالهایی را که در برنامهی جلسه بود میپرسد . ولی بعد دیدم که دو نفر دیگر قشنگ سخنرانیهایی حاضر کرده بودند در بیست دقیقه با پاورپوینت و اینها. ولی چون نفر سوم بودم، شانس آوردم و وقت بود که یه چیزی سریع آماده کنم. البته در کل آماده بودم، ولی یاداشت دقیقی برای یک ارایهی بیست دقیقهای نداشتم.
خلاصه اینکه از همان سه تشبیه مشهور خودم، یعنی وبلاگها به عنوان پنجره، پل، و کافه -- آخری همین دو هفتهی پیش با خواندن مقالهای در نیویورکتایمز به ذهنم رسید -- استفاده کردم و کمی بسطش دادم. اولش هم چند مورد آمار و عدد دربارهی وضعیت اینترنت در ایران نسبت به جمعیتش دادم.
اگر بخواهید میتوانید خلاصهای از آن را در وبلاگهای جف، ایتن، دیوید، ربکا، و ... -- که میبینید با همه هم پسرخالهها و دخترخاله شدهام -- بخوانید. هرچند که بعضیهایشان جزییات کوچکی را کاملا درست منتقل نکردهاند و اگر حرف عجیبی از قول من آنجا دیدید ممکن است من آن را نگفته باشم. همینطور فکر کنم بتوانید فیلم و صدای ضبط شدهاش را بشنوید تا باور کنید که دروغ نمیگویم.
آخر اینکه خوشم میآید که این هارواردیها همه جا نیوانگلندی بودنشان را نشان میدهند: از بلندگوهای سالن موقع تنفس موزیک ریدیوهد پخش میشد.